﻿1
00:00:33,240 --> 00:00:41,061
با نگاهی به ترجمه‌ی «پرویز شهدی» از
«بیگانه» اثر «آلبر کامو»

2
00:00:41,667 --> 00:00:43,875
‫الجزیره، این شهر مدرن و باشکوه

3
00:00:44,042 --> 00:00:47,750
‫در سال ۱۸۳۰ کم‌وبیش چنین بود.

4
00:00:48,208 --> 00:00:51,458
‫خانه‌های مخروبه، که مثل دانه‌های انار
‫به طور فشرده در کنار هم چیده شده‌اند.

5
00:00:51,625 --> 00:00:54,375
‫سایه فرومنتن می‌توانست به
‫یکی از این کافه‌ها برگردد،

6
00:00:54,917 --> 00:00:57,417
‫قصبه هنوز هم همان چیزی
‫است که او توصیف کرده بود:

7
00:00:57,583 --> 00:01:00,917
‫ترکیبی از چهره‌ها، رنگ‌ها، بوها و صداها،

8
00:01:01,083 --> 00:01:04,250
‫هزارتویی شگفت‌انگیز از
‫کوچه‌های پیچ‌درپیچ و پله‌ها.

9
00:01:04,417 --> 00:01:07,750
‫اما الجزیره حالا چیزی
‫فراتر از قصبه قدیم است!

10
00:01:07,917 --> 00:01:10,375
‫فرانسه می‌دانست چطور
‫پنجره‌هایش را باز کند.

11
00:01:10,542 --> 00:01:13,375
‫شهر جدید در امتداد بلندی‌ها قد کشید،

12
00:01:13,542 --> 00:01:16,625
‫شریان‌هایش را پهن‌تر کرد، و با بناهای
‫تاریخی باشکوه خودش را تقویت کرد،

13
00:01:17,125 --> 00:01:19,792
‫با ساختمان‌هایی بسیار بلند و بسیار پاریسی.

14
00:01:22,375 --> 00:01:25,583
‫تلفیق جدایی‌ناپذیر زندگی غربی و عربی

15
00:01:25,750 --> 00:01:27,833
‫یکی از جذابیت‌های الجزایر است.

16
00:01:28,000 --> 00:01:30,958
‫آن‌ها در الجزیره بیشتر از هر جای
‫دیگری در این کشور به هم می‌رسند.

17
00:01:31,125 --> 00:01:33,708
‫الجزیره به مثابه لبخند الجزایر است.

18
00:01:33,875 --> 00:01:37,792
‫شهر در برابر توریست خیره‌شده
‫گسترده می‌شود،...

19
00:01:38,233 --> 00:01:40,473
‫[الجزایرِ فرانسوی]

20
00:01:40,533 --> 00:01:44,412
‫ما فرانسوی هستیم
‫زنده باد فرانسه

21
00:01:44,645 --> 00:01:47,392
‫[زندان عمومی]

22
00:01:47,416 --> 00:01:53,416
مترجم: اشکان هیدی

23
00:01:53,440 --> 00:02:01,440
« فيلميار – مرجع دانلود فيلم و سريال » 
[ FilmYar ]

24
00:02:54,875 --> 00:02:56,917
‫می‌پرسه چیکار کردی.

25
00:03:01,708 --> 00:03:03,125
‫یه عرب رو کشتم.

26
00:03:10,325 --> 00:03:18,325
‫«بیگانه»

27
00:03:58,417 --> 00:04:00,875
‫- سلام. آقای مورسو؟
‫- بله.

28
00:04:01,042 --> 00:04:02,542
‫یه تلگراف براتون اومده.

29
00:04:03,917 --> 00:04:05,875
‫- روز خوبی داشته باشید.
‫- ممنون.

30
00:05:16,075 --> 00:05:20,075
‫{\an8}مادرتان فوت کرد
‫مراسم خاکسپاری فردا | عرض تسلیت صمیمانه

31
00:06:15,167 --> 00:06:16,525
‫بیا تو.

32
00:06:19,667 --> 00:06:20,667
‫آه، مورسو.

33
00:06:21,750 --> 00:06:22,750
‫بله؟

34
00:06:30,708 --> 00:06:33,000
‫ببخشید، تقصیر من نیست.

35
00:06:33,875 --> 00:06:36,667
‫- چند روز مرخصی می‌خوای؟
‫- دو روز.

36
00:06:38,250 --> 00:06:40,125
‫مادرت چند سالش بود؟

37
00:06:40,292 --> 00:06:41,875
‫حدود شصت سال.

38
00:06:44,083 --> 00:06:45,333
‫می‌تونی بری.

39
00:07:06,670 --> 00:07:09,969
‫[کافه سلست]

40
00:07:24,500 --> 00:07:26,500
‫بفرما.

41
00:07:45,167 --> 00:07:47,708
‫آدم فقط یه مادر داره.

42
00:08:02,542 --> 00:08:04,292
‫- نه!
‫- می‌خوای از اون طرف بری؟

43
00:08:06,625 --> 00:08:09,208
‫- نه!
‫- برو بشین.

44
00:08:09,375 --> 00:08:10,375
‫نه

45
00:08:11,417 --> 00:08:13,167
‫چی قراره بخوریم؟

46
00:08:14,958 --> 00:08:17,500
‫ولی من اون فرفره رو می‌خوام!

47
00:08:18,875 --> 00:08:20,500
‫فرفره‌اش رو می‌خواد.

48
00:08:39,417 --> 00:08:40,750
‫نوش جان، دوست من.

49
00:09:47,375 --> 00:09:49,417
‫هوا گرمه، نه؟

50
00:10:29,875 --> 00:10:30,917
‫آه!

51
00:10:31,792 --> 00:10:33,333
‫اوه لا لا!

52
00:11:19,375 --> 00:11:21,000
‫- آقای مورسو؟
‫- بله.

53
00:11:21,167 --> 00:11:22,292
‫صبح بخیر، آقا.

54
00:11:23,000 --> 00:11:24,500
‫مدیر منتظرتونه.

55
00:11:28,039 --> 00:11:32,519
‫استان الجزیره - اداره بهداشت
‫آسایشگاه مارنگو - پرونده سلامت

56
00:11:32,667 --> 00:11:34,583
‫تو این سه سالی که اینجا بودن،

57
00:11:34,750 --> 00:11:36,000
‫مادرتون احوالشون خوب بود، مگه نه؟

58
00:11:39,542 --> 00:11:44,250
‫می‌دونم درآمدتون کمه.
‫نمی‌تونستید خرجشون رو بدید.

59
00:11:47,625 --> 00:11:48,625
‫بله.

60
00:11:49,667 --> 00:11:50,667
‫بسیار خب.

61
00:11:52,667 --> 00:11:57,083
‫مراسم خاکسپاری فردا ساعت ۱۱ است.
‫امشب می‌تونید کنارشون بیدار بمونید.

62
00:11:57,750 --> 00:12:00,583
‫مادرتون وصیت کرده بودن
‫که با مراسم مذهبی دفن بشن

63
00:12:00,750 --> 00:12:02,250
‫و براشون مراسم عشای ربانی برگزار بشه.

64
00:12:03,458 --> 00:12:05,708
‫برای همین من همه‌چیز رو هماهنگ کردم.

65
00:12:08,083 --> 00:12:09,000
‫ممنون.

66
00:12:09,167 --> 00:12:12,583
‫فقط یه امضای کوچیک این پایین می‌خوام.

67
00:12:32,625 --> 00:12:36,750
‫گفتم ببرنشون سردخونه خودمون،
‫تا باعث ناراحتی بقیه نشه.

68
00:12:36,833 --> 00:12:40,750
‫هر وقت کسی فوت می‌کنه،
‫دو سه روزی بی‌قرار می‌شن.

69
00:12:42,125 --> 00:12:43,500
‫- سلام.
‫- سلام.

70
00:12:46,333 --> 00:12:47,667
‫بفرمایید.

71
00:13:07,583 --> 00:13:08,417
‫آه!

72
00:13:08,583 --> 00:13:09,708
‫آقای مورسو.

73
00:13:13,917 --> 00:13:15,917
‫می‌خوام تابوت رو باز کنم.

74
00:13:21,042 --> 00:13:24,042
‫نمی‌خواید مادرتون رو
‫برای آخرین بار ببینید؟

75
00:13:26,292 --> 00:13:27,292
‫نه.

76
00:13:28,875 --> 00:13:29,958
‫چرا؟

77
00:13:32,458 --> 00:13:33,917
‫چون دلیلی نداره.

78
00:14:24,625 --> 00:14:25,917
‫شام می‌خورید؟

79
00:14:27,417 --> 00:14:28,542
‫گرسنه نیستم.

80
00:14:29,875 --> 00:14:30,875
‫قهوه چطور؟

81
00:14:31,042 --> 00:14:32,417
‫بله، لطفاً.

82
00:15:09,708 --> 00:15:10,900
‫ممنون.

83
00:16:01,500 --> 00:16:02,333
‫بفرمایید تو.

84
00:16:02,917 --> 00:16:03,917
‫خانم‌ها و آقایان.

85
00:16:17,125 --> 00:16:18,792
‫بشینید.

86
00:16:20,458 --> 00:16:22,292
‫اونجا یه جا هست.

87
00:16:37,417 --> 00:16:44,458
‫مادرتون تنها دوستش در اینجا
‫بود. حالا دیگه هیچ‌کس رو نداره.

88
00:17:39,208 --> 00:17:42,375
‫خیلی خب، بیدار شید! برگردید به اتاق‌هاتون.

89
00:18:28,875 --> 00:18:30,417
‫باز هم قهوه می‌خواید؟

90
00:18:31,625 --> 00:18:32,625
‫بله.

91
00:19:13,958 --> 00:19:15,958
‫- صبح بخیر.
‫- صبح بخیر، پدر. حالتون خوبه؟

92
00:19:48,208 --> 00:19:49,458
‫آمین.

93
00:19:55,458 --> 00:19:58,667
‫ایشون آقای پرز هستن. نامزد مادرتون بودن.

94
00:20:00,000 --> 00:20:01,042
‫بفرمایید.

95
00:22:34,500 --> 00:22:37,792
‫حالتون خوبه، آقای پرز؟ تکیه بدید به من.

96
00:23:10,458 --> 00:23:12,792
‫- آمین.
‫- آمین.

97
00:23:12,958 --> 00:23:16,417
‫به نام پدر، پسر و روح‌القدس.

98
00:23:16,583 --> 00:23:17,708
‫آمین.

99
00:23:35,875 --> 00:23:37,458
‫یالا، بیا اینجا!

100
00:23:37,625 --> 00:23:40,125
‫حرومزاده! سگ کثیف! نه!

101
00:23:40,292 --> 00:23:41,917
‫حرومزاده، یالا، بیا اینجا.

102
00:23:42,083 --> 00:23:44,208
‫داری اعصابم رو خرد می‌کنی!

103
00:23:44,375 --> 00:23:46,083
‫بیا اینجا!

104
00:23:46,250 --> 00:23:48,208
‫به چی نگاه می‌کنی؟

105
00:23:48,375 --> 00:23:49,375
‫ها؟

106
00:23:49,542 --> 00:23:51,425
‫حرومزاده!

107
00:24:47,000 --> 00:24:49,025
‫ممنون.

108
00:25:36,357 --> 00:25:39,592
‫پلاژهای شهر الجزیره

109
00:26:17,458 --> 00:26:18,750
‫سلام.

110
00:26:24,417 --> 00:26:25,417
‫سلام، ماری.

111
00:26:25,583 --> 00:26:27,250
‫- حالت خوبه؟
‫- آره.

112
00:26:28,042 --> 00:26:29,708
‫- تو چطوری؟
‫- من خوبم.

113
00:26:30,667 --> 00:26:32,917
‫- هنوز تو... کار می‌کنی؟
‫- آره.

114
00:26:34,083 --> 00:26:35,375
‫تو چی؟

115
00:26:35,542 --> 00:26:36,792
‫همچنان ماشین‌نویسم.

116
00:26:38,042 --> 00:26:39,042
‫خوبه.

117
00:26:41,958 --> 00:26:43,292
‫هوا گرمه.

118
00:26:43,458 --> 00:26:44,458
‫می‌خوای بریم شنا؟

119
00:26:46,958 --> 00:26:48,250
‫باشه.

120
00:28:14,417 --> 00:28:16,375
‫- بریم؟
‫- اوهوم.

121
00:29:12,417 --> 00:29:14,042
‫عزاداری؟

122
00:29:18,083 --> 00:29:19,208
‫مادرم فوت کرده.

123
00:29:21,833 --> 00:29:24,375
‫- دیروز خاکش کردم.
‫- متاسفم.

124
00:29:28,833 --> 00:29:30,625
‫می‌خوای بریم سینما؟

125
00:29:33,458 --> 00:29:34,458
‫آره.

126
00:29:35,000 --> 00:29:36,000
‫چرا که نه.

127
00:29:46,292 --> 00:29:47,708
‫- سلام.
‫- دو تا بلیت.

128
00:30:05,958 --> 00:30:08,458
‫خب پس، شروع می‌کنم.

129
00:30:09,125 --> 00:30:10,125
‫ترس...

130
00:30:12,917 --> 00:30:14,750
‫هر مردی که به مرگ محکوم بشه

131
00:30:15,667 --> 00:30:17,750
‫سرش قطع می‌شه.

132
00:30:21,917 --> 00:30:25,000
‫- حیف.
‫- هر مردی که به مرگ محکوم بشه

133
00:30:25,667 --> 00:30:26,917
‫سرش...

134
00:30:27,500 --> 00:30:28,500
‫قطع می‌شه.

135
00:30:31,125 --> 00:30:32,708
‫

136
00:30:32,875 --> 00:30:34,167
‫مثبته.

137
00:30:35,000 --> 00:30:37,958
‫هر مردی که به مرگ محکوم
‫بشه سرش قطع می‌شه.

138
00:30:38,125 --> 00:30:39,167
‫مگه نه؟

139
00:30:40,875 --> 00:30:42,750
‫و متفکر!

140
00:30:42,917 --> 00:30:43,917
‫متفکر.

141
00:30:49,917 --> 00:30:51,375
‫هر مردی که به مرگ محکوم بشه...

142
00:30:52,250 --> 00:30:53,083
‫قطع می‌شه.

143
00:30:53,884 --> 00:30:55,208
‫بامزه‌ست!

144
00:30:57,375 --> 00:30:58,542
‫هر مر...

145
00:32:57,542 --> 00:33:01,742
‫یکشنبه، ناهار خونه‌ی عمه‌ام،
‫به زودی می‌بینمت، ماری

146
00:34:06,458 --> 00:34:09,125
‫باز نیست. پاشو، برو بیرون!

147
00:34:09,292 --> 00:34:11,167
‫پاشو، همین.

148
00:34:11,333 --> 00:34:12,792
‫- برو بیرون!
‫- آخه چرا؟

149
00:34:12,958 --> 00:34:15,667
‫بهت گفتم بری! یالا، برو.

150
00:36:05,000 --> 00:36:06,033
‫بدو!

151
00:36:16,750 --> 00:36:19,917
‫نوش جان.

152
00:36:20,083 --> 00:36:22,167
‫اوضاع چطوره، خیلی که سخت نگذشت؟

153
00:36:22,750 --> 00:36:23,792
‫نه.

154
00:36:23,958 --> 00:36:26,167
‫- خوبه. سلام.
‫- سلام.

155
00:36:26,333 --> 00:36:27,708
‫- بفرما.
‫- ممنون.

156
00:37:04,083 --> 00:37:07,583
‫عرب‌های کثافتِ حرومزاده! لعنتی، کتم.

157
00:37:09,750 --> 00:37:10,750
‫اعصابم رو خرد می‌کنه!

158
00:37:11,833 --> 00:37:14,375
‫لعنتی! اوه مورسو، اوضاع چطوره؟

159
00:37:23,125 --> 00:37:25,292
‫شراب و سوسیسِ خون دارم، می‌خوای؟

160
00:37:28,083 --> 00:37:29,083
‫بیا، بریم.

161
00:37:59,042 --> 00:38:01,458
‫بفرما، سوسیس خونِ عالی.

162
00:38:11,417 --> 00:38:14,958
‫اون عربه رو دیدی؟ برادر جمیله‌ست.

163
00:38:15,875 --> 00:38:17,917
‫باهام لج کرده چون اون دوست‌دخترمه.

164
00:38:19,125 --> 00:38:21,667
‫من خرجش رو می‌دم، اون
‫عوضی. پول همه‌چیز رو من می‌دم.

165
00:38:23,083 --> 00:38:27,250
‫اگه نصف روز کار می‌کرد، برام مشکلی نبود.

166
00:38:27,417 --> 00:38:30,917
‫ولی کار نمی‌کنه، می‌گه از پس کار کردن برنمیاد.

167
00:38:32,417 --> 00:38:35,167
‫روزی ۲۰ فرانک بهش می‌دم.

168
00:38:35,333 --> 00:38:37,417
‫پول جوراب‌هاش، اجاره‌اش رو می‌دم،

169
00:38:37,958 --> 00:38:41,458
‫بعد خانم تمام بعدازظهر با
‫دوست‌هاش قهوه می‌خوره.

170
00:38:42,625 --> 00:38:44,792
‫تازشم فهمیدم داره بهم خیانت می‌کنه.

171
00:38:46,208 --> 00:38:47,208
‫زدمش،

172
00:38:48,167 --> 00:38:50,250
‫اونم گذاشت کف دست برادرش.

173
00:38:51,750 --> 00:38:53,750
‫منم دقیقاً چیزی که فکر می‌کردم رو بهش گفتم:

174
00:38:55,875 --> 00:38:56,708
‫تنها هدفش،

175
00:38:56,875 --> 00:38:59,625
‫براش این بود که با بدنش خوش بگذرونه.

176
00:39:03,458 --> 00:39:04,458
‫اوهوم.

177
00:39:04,625 --> 00:39:06,750
‫نظرت در مورد وضعیت من چیه؟

178
00:39:10,208 --> 00:39:11,208
‫نمی‌دونم والا..

179
00:39:12,833 --> 00:39:14,750
‫فکر می‌کنی داره خیانت می‌کنه؟

180
00:39:18,500 --> 00:39:20,083
‫هیچ‌وقت نمی‌شه مطمئن بود.

181
00:39:20,250 --> 00:39:21,958
‫خب، به هر حال، ایده‌ی من،

182
00:39:22,125 --> 00:39:24,292
‫اینه که براش یه نامه بنویسم.

183
00:39:24,458 --> 00:39:26,833
‫این‌طوری، برمی‌گرده، باهاش می‌خوابم،

184
00:39:27,000 --> 00:39:28,250
‫و بعد می‌ندازمش بیرون.

185
00:39:30,042 --> 00:39:31,542
‫تو می‌تونی کمکم کنی.

186
00:39:34,333 --> 00:39:35,500
‫چطوری؟

187
00:39:35,667 --> 00:39:39,583
‫تو نوشتن نامه.

188
00:39:39,750 --> 00:39:42,458
‫جمیله. جمیله حمدانی.

189
00:39:49,083 --> 00:39:52,792
‫دست‌خطت قشنگه.

190
00:39:52,958 --> 00:39:56,500
‫می‌دونستم زندگی رو
‫می‌فهمی، ولی نه تا این حد.

191
00:39:57,542 --> 00:39:59,833
‫حالا شدی یه رفیق واقعی!

192
00:40:02,500 --> 00:40:04,125
‫آره، تو یه رفیق واقعی هستی.

193
00:40:05,583 --> 00:40:07,750
‫خودت رو نباز، رفیق قدیمی.

194
00:40:08,333 --> 00:40:11,792
‫خبر مادرت رو شنیدم.
‫ناراحت‌کننده‌ست، ولی زندگی همینه.

195
00:40:12,708 --> 00:40:14,917
‫زندگی همینه.

196
00:40:26,500 --> 00:40:28,917
‫ما مردها، همیشه همدیگه رو می‌فهمیم.

197
00:43:12,750 --> 00:43:15,167
‫- اون چیه؟
‫- باید سالامانو باشه.

198
00:43:15,333 --> 00:43:16,333
‫یکی از همسایه‌ها.

199
00:43:17,833 --> 00:43:20,667
‫یه سگ داره، می‌زنتش و سرش داد می‌کشه.

200
00:43:21,458 --> 00:43:22,458
‫طفلکی.

201
00:43:23,542 --> 00:43:24,958
‫مثل یه زن و شوهر پیر.

202
00:43:29,250 --> 00:43:30,833
‫من می‌رم مغازه.

203
00:43:37,583 --> 00:43:38,583
‫الان برمی‌گردم.

204
00:43:52,833 --> 00:43:54,917
‫دوستم داری؟

205
00:43:56,083 --> 00:43:57,208
‫این هیچ معنی‌ای نداره.

206
00:43:58,167 --> 00:44:01,458
‫چرا، داره.

207
00:44:01,625 --> 00:44:03,375
‫من این‌طور فکر نمی‌کنم.

208
00:44:12,750 --> 00:44:15,000
‫بازم همسایه‌ت و سگشه؟

209
00:44:17,167 --> 00:44:18,792
‫نه، باید ریمون باشه.

210
00:44:23,250 --> 00:44:27,000
‫چه خبره؟
‫صدا از اینجاست.

211
00:44:27,167 --> 00:44:28,792
‫باید یه کاری بکنیم.

212
00:44:29,583 --> 00:44:32,500
‫- می‌تونین به یه مأمور خبر بدین؟
‫- یکی داره میاد.

213
00:44:33,292 --> 00:44:34,958
‫اینجا، جناب سروان!

214
00:44:35,583 --> 00:44:36,583
‫خب، کجاست؟

215
00:44:38,850 --> 00:44:39,833
‫پلیس!

216
00:44:40,792 --> 00:44:41,625
‫باز کن!

217
00:44:43,458 --> 00:44:44,958
‫آره، آره.

218
00:44:45,125 --> 00:44:47,083
‫تو، بیا بیرون! زود باش!

219
00:44:48,417 --> 00:44:50,083
‫- یالا.
‫- خب، چیه؟

220
00:44:51,083 --> 00:44:52,542
‫منو زد.

221
00:44:52,708 --> 00:44:54,333
‫- منو زد.
‫- دروغ میگه.

222
00:44:54,500 --> 00:44:56,458
‫- اسمت؟
‫- ریمون سنتس.

223
00:44:56,625 --> 00:44:59,292
‫- سیگارت رو خاموش کن.
‫- بذار تمومش کنم.

224
00:45:01,167 --> 00:45:02,167
‫آه، آره.

225
00:45:02,792 --> 00:45:05,625
‫آره. حداقل می‌تونم ته‌سیگارم رو بردارم؟

226
00:45:05,792 --> 00:45:07,042
‫باید بدونی که مأمور

227
00:45:07,208 --> 00:45:09,167
‫- عروسک خیمه‌شب‌بازی نیست، فهمیدی؟
‫- بله.

228
00:45:09,333 --> 00:45:10,167
‫منو زد.

229
00:45:10,333 --> 00:45:12,375
‫- اون یه جاکشه.
‫- به یه مرد میگی

230
00:45:12,542 --> 00:45:15,708
‫- جاکش، این قانونیه؟
‫- خفه شو.

231
00:45:15,875 --> 00:45:17,667
‫- حالا می‌بینی، جنده.
‫- کافیه.

232
00:45:17,833 --> 00:45:19,375
‫سنتس، منتظر باش که احضار بشی

233
00:45:19,542 --> 00:45:21,667
‫به پاسگاه. و تو هم برو بیرون!

234
00:45:21,833 --> 00:45:24,042
‫برو بیرون قبل از اینکه تو رو هم احضار کنم!

235
00:45:25,708 --> 00:45:29,083
‫اینقدر مشروب نخور، به خودت
‫نگاه کن. باید خجالت بکشی.

236
00:45:29,792 --> 00:45:31,792
‫یالا، برو خونه!

237
00:45:31,958 --> 00:45:33,583
‫همه، متفرق بشید!

238
00:45:34,125 --> 00:45:36,375
‫هی! حرکت کنید!

239
00:45:50,417 --> 00:45:52,167
‫اون زن رو می‌شناسی؟

240
00:45:54,625 --> 00:45:55,625
‫نه.

241
00:45:56,875 --> 00:45:58,250
‫فاحشه‌ست؟

242
00:45:59,542 --> 00:46:01,458
‫نمی‌دونم، معشوقه‌شه.

243
00:46:03,542 --> 00:46:05,000
‫ناراحتت نکرد؟

244
00:46:07,208 --> 00:46:08,208
‫چی؟

245
00:46:11,917 --> 00:46:12,917
‫اینکه زدش.

246
00:46:14,458 --> 00:46:15,792
‫به خودشون مربوطه.

247
00:46:25,708 --> 00:46:26,833
‫من دیگه میرم.

248
00:46:57,000 --> 00:46:58,167
‫مزاحمت شدم؟

249
00:46:58,792 --> 00:47:00,833
‫- نه.
‫- آه، خوبه پس.

250
00:47:09,250 --> 00:47:12,292
‫تنبیه‌ش کردم.
‫به چیزی که استحقاقشو داشت رسید.

251
00:47:15,250 --> 00:47:17,042
‫در مورد اون پلیسه هم، اصلاً برام مهم نیست.

252
00:47:17,750 --> 00:47:19,917
‫می‌دونم چطور باهاشون رفتار کنم.

253
00:47:24,375 --> 00:47:25,208
‫انتظار داشتی

254
00:47:25,375 --> 00:47:27,208
‫بزنمش؟ هیچی نمیگی.

255
00:47:28,583 --> 00:47:30,000
‫انتظار هیچی رو نداشتم.

256
00:47:31,083 --> 00:47:32,417
‫از پلیس‌ها خوشم نمیاد.

257
00:47:32,583 --> 00:47:35,292
‫طبیعیه. همه‌شون عوضی‌ان.

258
00:47:37,292 --> 00:47:41,500
‫بیا بریم بیرون. مهمون من یه چیزی بنوشیم.

259
00:47:45,583 --> 00:47:48,042
‫هی، می‌تونی شاهدم بشی؟

260
00:47:48,208 --> 00:47:49,458
‫چطوری؟

261
00:47:49,625 --> 00:47:53,250
‫- که تو پاسگاه پشتم دربیای.
‫- نمی‌دونم چی باید بگم.

262
00:47:53,792 --> 00:47:56,583
‫میگی اون جنده بهم بی‌احترامی کرد.

263
00:47:57,417 --> 00:47:59,417
‫- فقط همین؟
‫- آره، همین.

264
00:48:00,333 --> 00:48:01,250
‫باشه.

265
00:48:01,417 --> 00:48:04,083
‫پس می‌ریم فاحشه‌خونه. مهمون من.

266
00:48:04,833 --> 00:48:07,417
‫- ممنون، ولی اهلش نیستم.
‫- حق با توئه.

267
00:48:09,958 --> 00:48:12,583
‫اون دختری که خونت بود بانمک بود.

268
00:48:12,750 --> 00:48:14,875
‫- اسمش چیه؟
‫- ماری.

269
00:48:15,042 --> 00:48:16,833
‫ماری. اسم قشنگیه، ماری.

270
00:48:23,750 --> 00:48:26,708
‫می‌دونی، من از موطلایی‌ها
‫خوشم میاد. یالا، پنج دقیقه.

271
00:48:26,875 --> 00:48:28,958
‫پنج دقیقه! یالا، لعنتی.

272
00:48:29,125 --> 00:48:30,750
‫این باکره‌ها خیلی رو مخن.

273
00:48:31,500 --> 00:48:34,792
‫- سالامانو، چه خبره؟
‫- کثافت!

274
00:48:37,375 --> 00:48:38,625
‫سگت کجاست؟

275
00:48:39,750 --> 00:48:42,250
‫با من بود تو شام دو مانوور،

276
00:48:42,417 --> 00:48:46,542
‫وایسادم تا «شاه فراری»
‫رو ببینم که یهو غیبش زد!

277
00:48:46,708 --> 00:48:48,792
‫عیبی نداره، برمی‌گرده.

278
00:48:48,958 --> 00:48:51,042
‫قرار بود قلاده‌ش رو عوض کنم،

279
00:48:51,208 --> 00:48:54,417
‫ولی اصلاً فکر نمی‌کردم این‌طوری فرار کنه.

280
00:48:54,583 --> 00:48:56,250
‫برو محل نگهداری حیوانات گمشده.

281
00:48:56,917 --> 00:48:58,708
‫پول بده و بهت پسش می‌دن.

282
00:48:59,917 --> 00:49:00,917
‫چقدر؟

283
00:49:02,125 --> 00:49:03,750
‫چقدر قراره آب بخوره؟

284
00:49:04,458 --> 00:49:05,792
‫نمی‌دونم.

285
00:49:05,958 --> 00:49:08,583
‫واسه اون آشغال پول بدم، ها؟

286
00:49:08,750 --> 00:49:10,083
‫بره بمیره!

287
00:49:10,250 --> 00:49:12,500
‫باشه. پس، به امید دیدار.

288
00:49:28,292 --> 00:49:29,125
‫بله؟

289
00:49:29,292 --> 00:49:32,667
‫اونو که نمی‌برن، آقای مورسو؟

290
00:49:33,250 --> 00:49:34,625
‫پسش می‌دن؟

291
00:49:35,417 --> 00:49:37,667
‫وگرنه من چی‌کار کنم؟

292
00:49:38,417 --> 00:49:40,750
‫محل نگهداری حیوانات گمشده
‫سگ‌ها رو سه روز نگه می‌داره.

293
00:49:41,958 --> 00:49:42,958
‫بعد از اون

294
00:49:43,750 --> 00:49:45,542
‫نمی‌دونم.

295
00:49:47,667 --> 00:49:49,125
‫عصر بخیر، آقای سالامانو.

296
00:50:23,292 --> 00:50:24,458
‫الو؟

297
00:50:26,083 --> 00:50:31,833
‫مورسو. با تو کار دارن.

298
00:50:36,042 --> 00:50:36,875
‫الو؟

299
00:50:37,042 --> 00:50:39,792
‫- سلام، ریمونم، خوبی؟
‫- آره...

300
00:50:39,958 --> 00:50:41,625
‫فقط می‌خواستم یه چیزی بهت بگم

301
00:50:41,792 --> 00:50:42,625
‫چی؟

302
00:50:42,792 --> 00:50:44,917
‫چند تا عرب کل روز تعقیبم کردن.

303
00:50:45,083 --> 00:50:49,583
‫و برادر جمیله هم اون دور و بر
‫بود، پس اگه دیدیش، بهم خبر بده.

304
00:50:49,750 --> 00:50:50,958
‫باشه.

305
00:50:51,125 --> 00:50:55,000
‫نظرت چیه دوست‌دخترت رو ببری
‫ساحل؟ یکی از دوستام یه کلبه داره.

306
00:50:55,167 --> 00:50:56,000
‫آره.

307
00:50:56,167 --> 00:50:57,583
‫در موردش باهاش حرف می‌زنم.

308
00:50:57,750 --> 00:50:58,833
‫مورسو.

309
00:50:59,000 --> 00:51:01,375
‫- بیا تو دفترم.
‫- چشم، آقا.

310
00:51:02,583 --> 00:51:03,667
‫باید برم.

311
00:51:03,833 --> 00:51:04,833
‫باشه.

312
00:51:09,917 --> 00:51:12,333
‫قصد دارم یه دفتر تو پاریس باز کنم،

313
00:51:12,500 --> 00:51:15,708
‫تا کارهامون رو با شرکت‌های بزرگ پیش ببریم.

314
00:51:17,167 --> 00:51:18,292
‫مایلی؟

315
00:51:20,750 --> 00:51:23,042
‫تو جوونی. ممکنه خوشت بیاد.

316
00:51:23,208 --> 00:51:26,292
‫زندگی تو پاریس، بخشی از سال تو سفر.

317
00:51:27,792 --> 00:51:28,792
‫آره.

318
00:51:29,708 --> 00:51:30,708
‫نمی‌دونم.

319
00:51:31,458 --> 00:51:34,125
‫تغییر تو زندگی برات جالب نیست؟

320
00:51:36,250 --> 00:51:38,917
‫تغییر دادن زندگی، فکر نمی‌کنم ممکن باشه.

321
00:51:39,917 --> 00:51:42,000
‫تازه، همه زندگی‌ها مثل همن.

322
00:51:44,417 --> 00:51:46,500
‫زندگی اینجا برام خوبه.

323
00:51:46,667 --> 00:51:48,500
‫این بی‌انگیزگی توئه،

324
00:51:48,667 --> 00:51:51,000
‫تو کار هیچ‌چیزی بدتر از این نیست.

325
00:51:52,417 --> 00:51:53,667
‫می‌تونی بری.

326
00:51:56,625 --> 00:51:59,167
‫پس بهت پیشنهاد کار اونجا رو داد؟
‫آره.

327
00:51:59,333 --> 00:52:01,458
‫دوست دارم پاریس رو ببینم. چه‌جوریه؟

328
00:52:01,625 --> 00:52:02,625
‫کثیفه.

329
00:52:03,250 --> 00:52:06,000
‫دیوارها سیاهن، همه‌جا پر از کبوتره،

330
00:52:06,708 --> 00:52:08,375
‫و مردم پوست سفیدی دارن.

331
00:52:08,917 --> 00:52:09,958
‫اوه

332
00:52:12,792 --> 00:52:15,708
‫- دوست داری با هم ازدواج کنیم؟
‫- برام فرقی نمی‌کنه.

333
00:52:15,875 --> 00:52:16,875
‫اگه تو بخوای.

334
00:52:17,958 --> 00:52:19,042
‫پس دوستم داری؟

335
00:52:19,208 --> 00:52:21,542
‫قبلاً هم بهت گفتم، این هیچ معنی‌ای نداره.

336
00:52:22,667 --> 00:52:24,292
‫پس چرا باهام ازدواج می‌کنی؟

337
00:52:26,083 --> 00:52:27,917
‫چون اهمیتی نداره.

338
00:52:30,375 --> 00:52:32,583
‫اگه می‌خوای، بیا ازدواج کنیم.

339
00:52:35,625 --> 00:52:37,875
‫ازدواج چیز جدی‌ایه.

340
00:52:38,042 --> 00:52:39,042
‫نه.

341
00:52:41,417 --> 00:52:42,417
‫این‌طور فکر نمی‌کنم.

342
00:53:01,333 --> 00:53:04,792
‫اگه یه زن دیگه بود هم بهش بله می‌گفتی؟

343
00:53:05,625 --> 00:53:07,292
‫البته.

344
00:53:19,458 --> 00:53:20,292
‫منم همین‌طور،

345
00:53:20,458 --> 00:53:22,167
‫بعضی وقتا با خودم فکر می‌کنم
‫که آیا دوستت دارم یا نه.

346
00:53:27,542 --> 00:53:29,958
‫تو عجیبی، مثل بقیه نیستی.

347
00:53:30,875 --> 00:53:32,625
‫هر چی به ذهنت میاد رو دقیقاً به زبون میاری.

348
00:53:34,792 --> 00:53:35,792
‫این طبیعیه.

349
00:53:37,583 --> 00:53:38,583
‫نمی‌دونم.

350
00:53:39,667 --> 00:53:41,333
‫بعضی وقتا می‌تونه آزاردهنده باشه.

351
00:53:44,583 --> 00:53:46,750
‫لابد به خاطر همینه که ازت خوشم میاد.

352
00:53:47,417 --> 00:53:49,833
‫شاید یه روز حالم رو به هم بزنی.

353
00:53:56,042 --> 00:53:57,917
‫اما دلم می‌خواد باهات ازدواج کنم.

354
00:54:00,708 --> 00:54:01,708
‫باشه.

355
00:54:03,320 --> 00:54:07,320
سی‌نما دریم‌ینگ

356
00:54:33,500 --> 00:54:36,417
‫همین الان از مرکز نگهداری
‫حیوانات اومدم، سگم اونجا نیست.

357
00:54:38,083 --> 00:54:40,792
‫بهم گفتن حتماً ماشین بهش زده.

358
00:54:45,375 --> 00:54:46,625
‫می‌خوای بیای تو؟

359
00:54:50,417 --> 00:54:52,042
‫آره.

360
00:54:57,750 --> 00:54:59,542
‫من دیر ازدواج کردم.

361
00:55:00,958 --> 00:55:05,125
‫هیچ‌وقت با زنم خوشبخت
‫نبودم، اما بهش عادت کردم.

362
00:55:05,875 --> 00:55:07,667
‫وقتی مُرد،

363
00:55:07,833 --> 00:55:09,833
‫خیلی احساس تنهایی کردم.

364
00:55:11,417 --> 00:55:14,792
‫برای همین یکی از همکارام
‫بهم یه توله‌سگ داد.

365
00:55:16,875 --> 00:55:18,458
‫با شیشه بهش شیر دادم.

366
00:55:20,000 --> 00:55:24,375
‫سگ‌ها زیاد عمر نمی‌کنن.
‫آخرش با هم پیر شدیم.

367
00:55:28,292 --> 00:55:29,917
‫اخلاق گندی داشت،

368
00:55:31,375 --> 00:55:33,167
‫با هم دعوا می‌کردیم،

369
00:55:34,000 --> 00:55:35,667
‫اما سگ خوبی بود.

370
00:55:38,250 --> 00:55:40,333
‫نژاد خوبی داشت.

371
00:55:42,875 --> 00:55:45,250
‫پوستش بهترین ویژگیش بود.

372
00:55:45,417 --> 00:55:47,958
‫تو قبل از اینکه مریض بشه ندیده بودیش.

373
00:55:49,958 --> 00:55:52,958
‫هر روز، بهش پماد می‌مالیدم.

374
00:55:55,708 --> 00:55:58,083
‫اما بیماری اصلیش،

375
00:55:58,250 --> 00:55:59,833
‫پیری بود.

376
00:56:01,167 --> 00:56:03,375
‫هیچ درمانی براش نیست.

377
00:56:08,083 --> 00:56:09,542
‫مادر بیچاره‌ت،

378
00:56:10,083 --> 00:56:11,958
‫سگم رو خیلی دوست داشت.

379
00:56:15,792 --> 00:56:18,583
‫از وقتی مرده لابد خیلی ناراحتی.

380
00:56:27,208 --> 00:56:30,208
‫امیدوارم امشب سگ‌ها پارس نکنن.

381
00:56:30,375 --> 00:56:32,500
‫همیشه فکر می‌کنم سگ خودمه.

382
00:57:42,292 --> 00:57:43,417
‫بریم؟

383
00:57:43,583 --> 00:57:44,958
‫سنتس الان میاد.

384
00:57:45,125 --> 00:57:47,125
‫منتظرش بمونیم؟

385
00:57:52,792 --> 00:57:54,833
‫خانم، ارادتمندم.

386
00:57:55,000 --> 00:57:56,458
‫حالت چطوره؟

387
00:57:56,625 --> 00:57:59,125
‫خوبی، مورسو؟ برای شنا آماده‌ای؟

388
00:57:59,292 --> 00:58:00,917
‫اون چی می‌خواد؟

389
00:58:03,917 --> 00:58:07,042
‫- چه خبره؟
‫- چندتا عرب دنبال سنتس هستن.

390
00:58:07,208 --> 00:58:10,125
‫- چرا؟
‫- یه سری چیزای احمقانه، خانم.

391
00:58:10,292 --> 00:58:12,375
‫بیاین، اتوبوس رو از دست می‌دیم.

392
00:58:32,958 --> 00:58:34,917
‫بیاین، بیاین.

393
00:59:34,958 --> 00:59:36,125
‫هی، ماسون!

394
00:59:36,292 --> 00:59:37,958
‫- ریمون!
‫- به چی زل زدی؟

395
00:59:41,667 --> 00:59:43,667
‫از دیدنت خوشحالم.

396
00:59:48,458 --> 00:59:50,083
‫بذارین بچه‌ها رو معرفی کنم.

397
00:59:50,250 --> 00:59:52,792
‫مورسو، ماری. ماری، مورسو، ماسون.

398
01:00:06,708 --> 01:00:08,208
‫فوق‌العاده‌ست، نه؟

399
01:00:08,375 --> 01:00:09,833
‫آره، بانمکه.

400
01:00:11,583 --> 01:00:12,625
‫چه حیفی.

401
01:00:39,708 --> 01:00:42,042
‫امروز منو نبوسیدی.

402
01:00:45,917 --> 01:00:47,458
‫پر از شنی!

403
01:00:48,792 --> 01:00:49,917
‫بیا خودت رو بشور.

404
01:00:52,458 --> 01:00:53,458
‫بیا!

405
01:00:57,250 --> 01:00:58,250
‫بیا!

406
01:01:03,917 --> 01:01:05,417
‫به سلامتی، ریمون من.

407
01:01:08,375 --> 01:01:10,417
‫خوشحالم که اینجایی.

408
01:01:12,167 --> 01:01:13,458
‫بفرما اینم نون.

409
01:01:13,625 --> 01:01:14,750
‫نوش جان!

410
01:01:14,917 --> 01:01:16,708
‫ماهی چطوره؟

411
01:01:16,875 --> 01:01:18,875
‫- خیلی خوشمزه‌ست.
‫- آه، داشتم از گرسنگی می‌مردم!

412
01:01:19,042 --> 01:01:22,625
‫آه! از این بچه خوشم میاد، هان!

413
01:01:23,167 --> 01:01:24,208
‫واقعاً خوب بود.

414
01:01:24,375 --> 01:01:26,292
‫- می‌دونی ساعت چنده؟
‫- نه.

415
01:01:26,458 --> 01:01:28,625
‫- یازده و نیم.
‫- چه زود گذشت؟

416
01:01:28,792 --> 01:01:30,417
‫وقت ناهار وقتیه که گرسنه‌ای، مگه نه؟

417
01:01:30,583 --> 01:01:31,583
‫درسته.

418
01:01:32,583 --> 01:01:33,625
‫پس خیلی خب.

419
01:01:33,792 --> 01:01:37,292
‫بعد از ناهار، اون چرت
‫می‌زنه. من می‌رم قدم بزنم.

420
01:01:38,458 --> 01:01:41,167
‫خیلی خب، بریم قدم بزنیم!

421
01:01:41,333 --> 01:01:43,250
‫- یالا!
‫- یالا.

422
01:01:46,292 --> 01:01:47,875
‫یالا، پاشو، مورسو!

423
01:02:02,417 --> 01:02:04,125
‫لعنتی چیه؟

424
01:02:04,958 --> 01:02:07,292
‫هی، مورسو، می‌شناسیش؟

425
01:02:07,458 --> 01:02:10,000
‫- اون کیه؟
‫- برادر جمیله، همه‌جا دنبالم میاد.

426
01:02:15,875 --> 01:02:18,542
‫ماسون، اگه دعوا شد، تو اونی
‫که کلاه کج داره رو بگیر.

427
01:02:18,708 --> 01:02:22,250
‫من اونی که آبی پوشیده رو
‫می‌گیرم. اگه سومی هم بود، مال تو.

428
01:02:22,417 --> 01:02:27,083
‫خب، عزیزم، چشمای قشنگی دارم، اما بازم

429
01:02:27,250 --> 01:02:30,292
‫خب، عزیزم، چشمای قشنگی هم داری، اما بازم...

430
01:02:31,542 --> 01:02:34,792
‫آشغال کثافت! مورسو، ببین
‫دارم باهاش چیکار می‌کنم!

431
01:02:34,958 --> 01:02:36,083
‫مراقب باش!

432
01:02:36,250 --> 01:02:37,250
‫لعنتی!

433
01:02:38,000 --> 01:02:39,250
‫بهم چاقو زد!

434
01:02:39,417 --> 01:02:41,750
‫- حرومزاده، بهم چاقو زد.
‫- ریمون، حالت خوبه؟

435
01:02:46,792 --> 01:02:48,292
‫لعنت بهش.

436
01:02:49,417 --> 01:02:51,458
‫- چی شد؟
‫- هیچی.

437
01:02:51,625 --> 01:02:53,333
‫- اما داری خونریزی می‌کنی!
‫- نه!

438
01:02:53,500 --> 01:02:54,500
‫یه دکتر اینجا هست

439
01:02:54,667 --> 01:02:55,833
‫که یکشنبه‌ها میاد.

440
01:02:56,000 --> 01:02:58,125
‫عجله کن! آره، آره

441
01:03:03,667 --> 01:03:04,667
‫کی بود؟

442
01:03:05,500 --> 01:03:07,542
‫همون عرب‌های قبلی.

443
01:03:07,708 --> 01:03:09,042
‫دنبالمون اومدن؟

444
01:03:09,625 --> 01:03:10,625
‫احتمالاً.

445
01:03:11,167 --> 01:03:13,250
‫- چی می‌خوان؟
‫- نمی‌دونم.

446
01:03:14,208 --> 01:03:15,333
‫نترسیدی؟

447
01:03:16,708 --> 01:03:17,833
‫نه، نه چندان.

448
01:03:20,458 --> 01:03:21,458
‫می‌خوام برم.

449
01:03:22,958 --> 01:03:23,958
‫ماری.

450
01:03:54,750 --> 01:03:55,750
‫خب؟

451
01:03:55,917 --> 01:03:58,667
‫دکتر گفت چیزی نیست.

452
01:04:00,667 --> 01:04:01,667
‫من برمی‌گردم.

453
01:04:01,833 --> 01:04:03,917
‫- کجا؟
‫- می‌رم قدم بزنم.

454
01:04:04,083 --> 01:04:06,292
‫- بس کن، ریمون!
‫- رو اعصابم نرو.

455
01:04:06,458 --> 01:04:07,292
‫ما هم باهات میایم.

456
01:04:07,458 --> 01:04:09,958
‫هی! برین گم شین.

457
01:04:13,125 --> 01:04:14,125
‫داری چیکار می‌کنی؟

458
01:04:15,167 --> 01:04:16,833
‫- دارم می‌رم.
‫- مطمئنی؟

459
01:04:40,500 --> 01:04:41,708
‫هنوز اونجان.

460
01:04:51,042 --> 01:04:51,875
‫چیکار کنم،

461
01:04:52,042 --> 01:04:53,500
‫- کلکش رو بکنم؟
‫- نه.

462
01:04:53,667 --> 01:04:56,458
‫- یعنی چی، نه؟
‫- نه مگه اینکه چاقو بکشه.

463
01:04:59,625 --> 01:05:02,458
‫نه. مرد و مردونه باهاش درگیر
‫شو و هفت‌تیرت رو بده به من.

464
01:05:04,875 --> 01:05:07,417
‫- اگه چاقو کشید، کلکش رو می‌کنم.
‫- آره، خیلی خب،

465
01:05:07,583 --> 01:05:08,583
‫بیا.

466
01:05:10,792 --> 01:05:13,817
‫بفرما، یه اسلحه و همه‌چی تمومه، نه؟

467
01:05:17,583 --> 01:05:19,833
‫خیلی خب، بیا از اینجا بریم.

468
01:05:27,000 --> 01:05:29,125
‫اوه، ریمون حالت خوبه؟

469
01:05:29,292 --> 01:05:32,042
‫آره، نیازی نیست این‌طوری هول کنی!

470
01:05:32,208 --> 01:05:34,792
‫وقتی همه‌جا بدی می‌بینی، آخرش جذبش می‌کنی.

471
01:05:35,958 --> 01:05:37,833
‫می‌خوام از اینجا برم.

472
01:05:38,458 --> 01:05:40,667
‫چیزی برای نوشیدن می‌خوای؟

473
01:08:21,457 --> 01:08:23,375
‫اونجا بود که همه‌چی متزلزل شد.

474
01:08:25,457 --> 01:08:28,042
‫دریا هوای سنگین و سوزانی با خودش می‌آورد.

475
01:08:29,707 --> 01:08:32,667
‫انگار آسمون داشت کاملاً باز می‌شد

476
01:08:32,832 --> 01:08:34,332
‫تا ازش آتیش بباره.

477
01:08:34,792 --> 01:08:38,667
‫تمام بدنم منقبض شد و
‫هفت‌تیر رو محکم گرفتم.

478
01:08:39,582 --> 01:08:40,957
‫ماشه کشیده شد،

479
01:08:42,625 --> 01:08:46,042
‫انحنای صاف دسته رو حس کردم، و بعد،

480
01:08:46,207 --> 01:08:50,332
‫با یه صدای تیز و کرکننده، همه‌چیز شروع شد.

481
01:08:50,957 --> 01:08:53,000
‫عرق و آفتاب رو از خودم تکوندم.

482
01:08:54,375 --> 01:08:57,582
‫می‌دونستم که تعادل روز رو به هم زده بودم،

483
01:08:57,750 --> 01:09:01,250
‫سکوت کمیاب ساحلی که توش خوشحال بودم.

484
01:09:02,582 --> 01:09:05,250
‫بعد، چهار بار دیگه به یه
‫بدن بی‌جان شلیک کردم

485
01:09:05,417 --> 01:09:08,042
‫که گلوله‌ها توش فرو می‌رفتن
‫بدون اینکه ردی به جا بذارن.

486
01:09:10,417 --> 01:09:12,750
‫و مثل چهار میخ سریعی بود

487
01:09:12,917 --> 01:09:15,250
‫که به درِ بدبختی کوبیده شد.

488
01:09:52,625 --> 01:09:54,208
‫یالا، میخوایم ببریمت.

489
01:10:23,417 --> 01:10:25,875
‫- می‌تونم یه سیگار بکشم؟
‫- نه.

490
01:11:13,167 --> 01:11:15,875
‫سلام، من وکیل تسخیری شما هستم.

491
01:11:16,042 --> 01:11:17,958
‫شما وکیل نمی‌خواستید، اما

492
01:11:18,125 --> 01:11:20,042
‫هر انسانی شایسته دفاع است.

493
01:11:20,208 --> 01:11:21,333
‫قانون اینه.

494
01:11:22,000 --> 01:11:24,333
‫اطلاعاتی درباره زندگی
‫خصوصی شما جمع‌آوری شده.

495
01:11:24,500 --> 01:11:26,042
‫ما می‌دونیم که مادرتون فوت کرده

496
01:11:26,208 --> 01:11:27,042
‫توی یه آسایشگاه.

497
01:11:27,208 --> 01:11:29,000
‫بازرس‌ها نوشتن که

498
01:11:29,167 --> 01:11:33,208
‫توی مراسم خاکسپاری از
‫خودتون «بی‌تفاوتی نشون دادید».

499
01:11:33,375 --> 01:11:34,375
‫حقیقت داره؟

500
01:11:36,333 --> 01:11:38,958
‫من رو تو دفاع محدود می‌کنه، اما خیلی مهمه.

501
01:11:39,125 --> 01:11:42,458
‫می‌تونه برای دادستانی مدرک سنگینی باشه.

502
01:11:42,625 --> 01:11:43,708
‫ناراحت بودید،

503
01:11:43,875 --> 01:11:44,875
‫اون روز؟

504
01:11:46,875 --> 01:11:49,333
‫عادتِ سوال پرسیدن از خودم رو از دست دادم.

505
01:11:50,750 --> 01:11:52,542
‫اما مادرتون رو دوست داشتید؟

506
01:11:54,958 --> 01:11:57,375
‫بدون شک، مثل هر کس دیگه‌ای.

507
01:11:59,583 --> 01:12:01,667
‫اما همه ما آرزوی مرگ یکی
‫از نزدیکانمون رو داشتیم.

508
01:12:01,833 --> 01:12:04,958
‫نباید این رو توی جلسه دادگاه بگید،

509
01:12:05,125 --> 01:12:07,167
‫یا به بازپرس.

510
01:12:11,167 --> 01:12:14,125
‫وقتی مامان رو خاک کردم، خیلی خسته بودم،

511
01:12:14,917 --> 01:12:16,042
‫خواب‌آلود بودم،

512
01:12:17,375 --> 01:12:20,292
‫متوجه نشدم چه اتفاقی داره می‌افته.

513
01:12:21,917 --> 01:12:25,125
‫و البته، ترجیح می‌دادم که نمیره.

514
01:12:26,917 --> 01:12:29,667
‫می‌تونی تو جلسه دادگاه بگی

515
01:12:29,833 --> 01:12:33,000
‫که اون روز احساسات طبیعی‌ات رو کنترل کردی؟

516
01:12:33,708 --> 01:12:34,708
‫احساساتت رو؟

517
01:12:35,500 --> 01:12:36,500
‫نه.

518
01:12:37,125 --> 01:12:38,750
‫چون دروغ می‌شه.

519
01:12:38,917 --> 01:12:43,083
‫بهت هشدار می‌دم، کارکنان
‫آسایشگاه شهادت می‌دن.

520
01:12:43,250 --> 01:12:45,125
‫این می‌تونه واقعاً به ضررت تموم بشه.

521
01:12:46,083 --> 01:12:49,000
‫نمی‌فهمم این چه ربطی به پرونده من داره.

522
01:12:49,583 --> 01:12:54,167
‫گوش کن، تو نه اولین نفری هستی نه
‫آخرین نفری که یه عرب رو می‌کشه.

523
01:12:54,333 --> 01:12:56,375
‫این چیزی نیست که به خاطرش محکومت کنن.

524
01:12:57,500 --> 01:12:59,125
‫پس بهم اعتماد کن،

525
01:12:59,292 --> 01:13:01,208
‫من سیستم قضایی فرانسه رو می‌شناسم.

526
01:13:25,875 --> 01:13:27,000
‫مورسو!

527
01:13:27,167 --> 01:13:28,417
‫ملاقاتی داری.

528
01:14:04,333 --> 01:14:08,083
‫من اینجام!

529
01:14:08,250 --> 01:14:11,917
‫من اینجام.

530
01:14:12,083 --> 01:14:14,208
‫- دیروز وکیل رو دیدم!
‫- خب؟

531
01:14:14,708 --> 01:14:16,458
‫هر چی لازم داری رو داری؟

532
01:14:18,250 --> 01:14:19,667
‫آره، همه‌چی.

533
01:14:20,417 --> 01:14:22,458
‫ریمون و سلست سلام می‌رسونن.

534
01:14:23,667 --> 01:14:24,667
‫ممنون.

535
01:14:25,333 --> 01:14:29,083
‫- برگشتم سر کار.
‫- ژان قبول نکرد!

536
01:14:29,750 --> 01:14:32,208
‫گفتم وقتی بیای بیرون پسش می‌گیری!

537
01:14:32,375 --> 01:14:33,833
‫حالش خوبه؟

538
01:14:34,000 --> 01:14:36,583
‫- حالش خیلی خوبه!
‫- باید امیدوار باشی!

539
01:14:39,583 --> 01:14:42,250
‫وقتی بیای بیرون، با هم ازدواج می‌کنیم.

540
01:14:42,792 --> 01:14:43,708
‫این‌طور فکر می‌کنی؟

541
01:14:43,875 --> 01:14:44,875
‫آره.

542
01:14:46,458 --> 01:14:47,750
‫تبرئه می‌شی.

543
01:14:49,042 --> 01:14:51,667
‫دوباره می‌تونیم بریم شنا، با هم شنا کنیم.

544
01:14:51,750 --> 01:14:53,375
‫مراقب خودت باش، دوستت دارم!

545
01:14:56,292 --> 01:14:58,042
‫چیز دیگه‌ای نداری بهم بگی؟

546
01:14:59,667 --> 01:15:01,333
‫تموم شد، داریم می‌ریم!

547
01:15:01,917 --> 01:15:02,917
‫نمی‌دونم.

548
01:15:04,083 --> 01:15:05,167
‫خداحافظ، مامان.

549
01:15:10,417 --> 01:15:11,833
‫یالا، حرکت کن!

550
01:15:15,125 --> 01:15:16,917
‫کل روز چی‌کار می‌کنی؟

551
01:15:17,083 --> 01:15:19,292
‫به صف شید! حرکت!

552
01:15:19,833 --> 01:15:20,833
‫فقط وقت می‌کشم.

553
01:15:22,917 --> 01:15:23,917
‫یه مقاله خوندم

554
01:15:24,083 --> 01:15:25,333
‫تو یه روزنامه قدیمی،

555
01:15:26,000 --> 01:15:27,000
‫یه داستان جنایی.

556
01:15:27,667 --> 01:15:28,667
‫آره؟

557
01:15:28,833 --> 01:15:30,750
‫درباره یه مرد تو چکسلواکی.

558
01:15:30,917 --> 01:15:31,917
‫یالا، یالا!

559
01:15:33,625 --> 01:15:35,792
‫رفت تا پولدار بشه.

560
01:15:35,958 --> 01:15:39,333
‫بعد از ۲۵ سال، پولدار شده بود،
‫ازدواج کرده بود و یه بچه داشت.

561
01:15:42,083 --> 01:15:44,250
‫برای همین برگشت به روستاش.

562
01:15:45,167 --> 01:15:49,708
‫مادرش با خواهرش یه هتل رو اداره
‫می‌کردن، می‌خواست غافلگیرشون کنه.

563
01:15:51,583 --> 01:15:53,333
‫اما اونا نشناختنش.

564
01:15:55,167 --> 01:15:57,083
‫برای اینکه باهاشون بازی کنه، یه اتاق گرفت

565
01:15:57,792 --> 01:16:01,625
‫و پولش رو به رخ کشید.

566
01:16:01,792 --> 01:16:05,167
‫شب، مادر و خواهرش رفتن تو اتاقش.

567
01:16:06,417 --> 01:16:09,000
‫برای اینکه ازش دزدی کنن، با
‫چکش تا حد مرگ کتکش زدن.

568
01:16:10,375 --> 01:16:12,625
‫بعدش انداختنش تو رودخونه.

569
01:16:13,792 --> 01:16:15,250
‫واقعاً این اتفاق افتاده؟

570
01:16:15,958 --> 01:16:17,250
‫آره.

571
01:16:20,417 --> 01:16:24,375
‫روز بعد، وقتی فهمیدن کی رو کشتن،

572
01:16:24,542 --> 01:16:25,833
‫مادر خودش رو دار زد،

573
01:16:27,000 --> 01:16:29,250
‫و دختر هم خودش رو انداخت تو چاه.

574
01:16:30,667 --> 01:16:31,708
‫خیلی وحشتناکه!

575
01:16:33,083 --> 01:16:35,500
‫- حقش بود.
‫- چرا اینو می‌گی؟

576
01:16:36,167 --> 01:16:37,667
‫آدم هیچ‌وقت نباید قمار کنه.

577
01:16:38,292 --> 01:16:40,000
‫- قمار؟
‫- آره.

578
01:16:41,125 --> 01:16:42,333
‫چرا دروغ بگه؟

579
01:16:55,500 --> 01:16:56,517
‫ممنون.

580
01:17:36,792 --> 01:17:39,208
‫امروز، دوباره رفتم پلاژ.

581
01:17:40,208 --> 01:17:41,875
‫تا شناور شنا کردم،

582
01:17:42,500 --> 01:17:44,333
‫زیر آفتاب دراز کشیدم،

583
01:17:45,583 --> 01:17:47,125
‫چشم‌هام رو بستم و

584
01:17:47,917 --> 01:17:50,417
‫حس کردم سرت رو گذاشتی رو شکمم.

585
01:17:55,583 --> 01:17:57,917
‫وقتی دوباره چشم‌هام رو
‫باز کردم، اونجا نبودی.

586
01:18:02,083 --> 01:18:04,667
‫چرا اون مرد رو کشتی؟

587
01:18:07,833 --> 01:18:10,542
‫چرا خوشبختی‌ای که منتظرمون
‫بود رو خراب کردی؟

588
01:18:31,333 --> 01:18:32,333
‫دست‌هات.

589
01:18:45,672 --> 01:18:47,599
‫کاخ دادگستری

590
01:19:07,083 --> 01:19:08,833
‫قضات در جایگاه قرار می‌گیرن.

591
01:19:10,417 --> 01:19:11,792
‫سیگار می‌خوای؟

592
01:19:13,625 --> 01:19:14,625
‫استرس داری؟

593
01:19:19,958 --> 01:19:20,958
‫نه.

594
01:19:23,333 --> 01:19:25,792
‫کنجکاوم، تا حالا هیچ
‫دادگاهی رو از نزدیک ندیدم.

595
01:19:26,917 --> 01:19:27,917
‫می‌بینی،

596
01:19:29,458 --> 01:19:30,625
‫زود خسته‌کننده می‌شه!

597
01:20:16,167 --> 01:20:17,167
‫به احترام دادگاه بایستید!

598
01:20:23,833 --> 01:20:25,292
‫دادگاه رسمی‌ست.

599
01:20:29,750 --> 01:20:33,375
‫قبل از شروع، از حضار
‫می‌خوام که آرامش رو حفظ کنن.

600
01:20:33,542 --> 01:20:36,125
‫در صورت هرگونه بی‌نظمی،
‫دادگاه رو خالی می‌کنم.

601
01:20:36,292 --> 01:20:39,042
‫با بازجویی شروع می‌کنیم

602
01:20:39,208 --> 01:20:40,292
‫از آقای مورسو.

603
01:20:41,167 --> 01:20:43,208
‫متهم، لطفاً بایستید.

604
01:20:46,583 --> 01:20:49,583
‫شما به عنوان آدمی کم‌حرف

605
01:20:50,208 --> 01:20:51,875
‫و گوشه‌گیر توصیف شدید.

606
01:20:52,708 --> 01:20:54,083
‫نظرتون در این باره چیه؟

607
01:20:55,750 --> 01:20:58,542
‫هیچ‌وقت حرف زیادی برای گفتن
‫ندارم، برای همین ساکت می‌مونم.

608
01:20:58,708 --> 01:21:00,625
‫همین دلیل کافیه.

609
01:21:00,792 --> 01:21:03,583
‫در هر صورت، چیزی که برای ما مهمه

610
01:21:03,750 --> 01:21:04,750
‫شما هستید.

611
01:21:06,083 --> 01:21:09,708
‫چیزهایی هست که ما متوجه
‫نمی‌شیم، و شما باید بهمون کمک کنید تا

612
01:21:09,875 --> 01:21:11,292
‫درکشون کنم.

613
01:21:12,250 --> 01:21:14,875
‫اول اینکه، از کاری که کردی پشیمونی؟

614
01:21:17,750 --> 01:21:20,292
‫بیشتر یه جور احساس بی‌حوصلگی می‌کنم.

615
01:21:23,583 --> 01:21:24,708
‫نظم رو رعایت کنید!

616
01:21:26,875 --> 01:21:31,083
‫روز حادثه، پنج تیر پشت سر هم شلیک کردی؟

617
01:21:33,083 --> 01:21:34,208
‫من یه بار شلیک کردم.

618
01:21:34,375 --> 01:21:36,917
‫و چند ثانیه بعد، چهار تیر دیگه.

619
01:21:38,292 --> 01:21:42,250
‫چرا بین شلیک اول و دوم مکث کردی؟

620
01:21:44,208 --> 01:21:48,250
‫و چرا به جسدی که روی
‫زمین افتاده بود شلیک کردی؟

621
01:21:51,458 --> 01:21:52,667
‫آقای مورسو؟

622
01:21:54,333 --> 01:21:58,208
‫جناب رئیس، موکل من خسته‌ست، و تو این گرما...

623
01:21:58,375 --> 01:21:59,208
‫بسیار خب.

624
01:21:59,375 --> 01:22:00,375
‫بسیار خب، بسیار خب.

625
01:22:01,500 --> 01:22:02,542
‫آقای دادستان،

626
01:22:02,708 --> 01:22:03,708
‫سوالی دارید؟

627
01:22:03,875 --> 01:22:07,958
‫بله، با اجازه‌تون، می‌خوام
‫از آقای مورسو بپرسم،

628
01:22:08,667 --> 01:22:11,958
‫وقتی برگشت به ساحل نزدیک چشمه،

629
01:22:12,125 --> 01:22:15,542
‫آیا قصدش کشتن مقتول بود؟

630
01:22:15,708 --> 01:22:16,708
‫نه.

631
01:22:17,833 --> 01:22:20,833
‫پس چرا یه هفت‌تیر همراهت بود؟

632
01:22:21,000 --> 01:22:23,958
‫و چرا دقیقاً به همون نقطه برگشتی؟

633
01:22:24,750 --> 01:22:26,542
‫اتفاقی بود.

634
01:22:26,708 --> 01:22:27,708
‫اتفاقی؟

635
01:22:28,625 --> 01:22:32,250
‫اتفاقی بود که به یه مرد بومی شلیک کردی؟

636
01:22:35,083 --> 01:22:35,917
‫بله.

637
01:22:36,083 --> 01:22:37,375
‫اونم پنج بار؟

638
01:22:38,458 --> 01:22:39,458
‫بله.

639
01:22:40,833 --> 01:22:42,125
‫ممنونم، جناب رئیس.

640
01:22:49,292 --> 01:22:51,500
‫لطفاً نظم رو رعایت کنید! سکوت!

641
01:22:52,458 --> 01:22:54,750
‫آیا خانم مورسو از پسرش شکایت می‌کرد؟

642
01:22:54,917 --> 01:22:57,708
‫بله، ولی همۀ حاضرین در
‫آسایشگاه گله و شکایت می‌کنن.

643
01:22:57,875 --> 01:23:01,083
‫- سرزنشش می‌کرد که اونجا گذاشتتش؟
‫- بله.

644
01:23:01,833 --> 01:23:04,958
‫و متوجه چه چیزی در رفتار آقای مورسو شدید

645
01:23:05,125 --> 01:23:06,708
‫در روز خاکسپاری؟

646
01:23:07,458 --> 01:23:10,000
‫خیلی آروم بود.

647
01:23:11,125 --> 01:23:12,292
‫آروم؟

648
01:23:12,458 --> 01:23:14,042
‫بله، برام عجیب بود.

649
01:23:14,208 --> 01:23:17,583
‫نخواست جسد مادرش رو ببینه، گریه نکرد،

650
01:23:17,750 --> 01:23:22,083
‫و بدون ادای احترام سر
‫قبرش، اونجا رو ترک کرد.

651
01:23:22,250 --> 01:23:24,042
‫آقای مورسو

652
01:23:24,208 --> 01:23:25,417
‫شیرقهوه خورد،

653
01:23:25,583 --> 01:23:27,583
‫خوابید، سیگار کشید

654
01:23:27,750 --> 01:23:30,667
‫ولی شما هم باهاش سیگار کشیدید، مگه نه؟

655
01:23:30,833 --> 01:23:33,083
‫اینجا مجرم کیه؟

656
01:23:33,250 --> 01:23:36,250
‫و چرا شاهدانِ دادستانی رو بدنام می‌کنید؟

657
01:23:36,417 --> 01:23:38,000
‫به سوال جواب بدید.

658
01:23:38,167 --> 01:23:42,125
‫می‌دونم کارم اشتباه بود، اما
‫جرئت نکردم سیگارش رو رد کنم.

659
01:23:42,292 --> 01:23:44,417
‫آقای مورسو، درسته؟

660
01:23:46,667 --> 01:23:48,833
‫بله، من بهش سیگار تعارف کردم.

661
01:23:49,625 --> 01:23:53,417
‫اما من بودم که بهش شیرقهوه دادم.

662
01:23:53,583 --> 01:23:55,208
‫ممنون.

663
01:23:55,375 --> 01:23:57,667
‫هیئت منصفه موضوع رو مد نظر قرار میده.

664
01:23:57,833 --> 01:24:00,667
‫من بیشتر خانم مورسو رو می‌شناختم.

665
01:24:00,833 --> 01:24:02,958
‫پسرش رو فقط یه بار دیدم،

666
01:24:03,125 --> 01:24:05,000
‫روز خاکسپاری.

667
01:24:05,167 --> 01:24:07,208
‫و اون روز چیکار کرد؟

668
01:24:08,083 --> 01:24:11,250
‫خیلی خوب یادم نمیاد.

669
01:24:12,167 --> 01:24:14,542
‫حالم بد بود و بعدش

670
01:24:15,500 --> 01:24:17,583
‫غش کردم.

671
01:24:18,667 --> 01:24:20,542
‫ندیدم داشت چیکار می‌کرد.

672
01:24:20,708 --> 01:24:23,458
‫دیدید آقای مورسو گریه کنه؟

673
01:24:23,625 --> 01:24:24,875
‫نه.

674
01:24:25,042 --> 01:24:27,500
‫اما دیدید که گریه نمی‌کرد؟

675
01:24:28,208 --> 01:24:29,542
‫نه.

676
01:24:29,708 --> 01:24:31,792
‫این خلاصه این دادگاهه.

677
01:24:32,250 --> 01:24:35,042
‫همه‌چیز حقیقته و هیچ‌چیز حقیقت نیست!

678
01:24:38,208 --> 01:24:41,292
‫- آقای مورسو یکی از مشتری‌های شما بود؟
‫- بله.

679
01:24:41,833 --> 01:24:43,875
‫اما بیشتر از اون، یه دوست بود.

680
01:24:44,042 --> 01:24:45,458
‫یه آدم خوب.

681
01:24:45,625 --> 01:24:47,417
‫الکی حرف نمی‌زد.

682
01:24:47,583 --> 01:24:49,375
‫پول غذاش رو می‌داد؟

683
01:24:49,542 --> 01:24:52,542
‫بله، البته اینا مسائل بین خودمون بود.

684
01:24:53,292 --> 01:24:55,750
‫و نظرتون درباره جرمش چیه؟

685
01:24:58,750 --> 01:25:01,417
‫برای من، این یه فاجعه‌ست، جناب رئیس.

686
01:25:01,583 --> 01:25:03,000
‫می‌تونید بیشتر توضیح بدید؟

687
01:25:04,250 --> 01:25:06,667
‫- یه فاجعه واقعی.
‫- ممنون.

688
01:25:06,833 --> 01:25:09,792
‫یه فاجعه آدم رو بی‌دفاع می‌کنه.

689
01:25:09,958 --> 01:25:14,625
‫بله، متوجهیم. ما اینجاییم تا
‫درباره همین فجایع قضاوت کنیم.

690
01:25:14,792 --> 01:25:15,875
‫ممنون.

691
01:25:19,500 --> 01:25:20,500
‫شاهد بعدی!

692
01:25:21,500 --> 01:25:24,417
‫- شما مادر آقای مورسو رو می‌شناختید؟
‫- بله.

693
01:25:24,875 --> 01:25:26,458
‫همسایه‌م بود.

694
01:25:27,542 --> 01:25:28,750
‫اما

695
01:25:29,417 --> 01:25:31,500
‫دیگه حرفی برای گفتن با هم نداشتن.

696
01:25:32,833 --> 01:25:36,208
‫پیرزن بیچاره اصلاً حرف نمی‌زد.

697
01:25:37,125 --> 01:25:39,042
‫برای همین گذاشتش تو آسایشگاه.

698
01:25:40,792 --> 01:25:42,083
‫باید درک کنید.

699
01:25:42,250 --> 01:25:43,333
‫بسیار خب.

700
01:25:43,500 --> 01:25:46,500
‫- می‌خوام یه چیزی اضافه کنم.
‫- بله.

701
01:25:49,375 --> 01:25:53,208
‫آقای مورسو همیشه با
‫سگ من خیلی مهربون بود.

702
01:25:55,375 --> 01:25:58,792
‫آقای سالامانو، می‌تونید
‫بگید که آقای مورسو

703
01:25:58,958 --> 01:26:02,400
‫با سگ شما مهربون‌تر از مادرش بود؟

704
01:26:10,542 --> 01:26:12,208
‫ممنون، آقای سالامانو.

705
01:26:13,208 --> 01:26:14,417
‫شاهد بعدی.

706
01:26:15,375 --> 01:26:17,333
‫دوشیزه کاردونا!

707
01:26:26,500 --> 01:26:28,500
‫- سلام، خانم.
‫- سلام.

708
01:26:29,083 --> 01:26:31,500
‫چند وقته آقای مورسو رو می‌شناسید؟

709
01:26:31,667 --> 01:26:32,917
‫ما با هم

710
01:26:33,083 --> 01:26:34,333
‫حدود سه سال پیش آشنا شدیم،

711
01:26:35,292 --> 01:26:37,417
‫اما ارتباطمون قطع شده بود.

712
01:26:38,333 --> 01:26:40,958
‫چه رابطه‌ای با متهم داشتید؟

713
01:26:42,000 --> 01:26:43,167
‫دوست‌دخترش بودم.

714
01:26:44,708 --> 01:26:46,292
‫قرار بود با هم ازدواج کنیم.

715
01:26:46,458 --> 01:26:48,875
‫رابطه‌تون دقیقاً کِی شروع شد؟

716
01:26:50,583 --> 01:26:52,458
‫یک سال پیش بود.

717
01:26:53,583 --> 01:26:54,708
‫تابستون پارسال.

718
01:26:55,458 --> 01:26:58,458
‫روز بعد از فوت خانم مورسو، درسته؟

719
01:26:59,458 --> 01:27:01,125
‫بله، شاید.

720
01:27:01,792 --> 01:27:04,958
‫می‌تونید بگید چطور با هم آشنا شدید؟

721
01:27:08,167 --> 01:27:09,375
‫جزئیاتش رو

722
01:27:09,542 --> 01:27:10,542
‫یادم نمیاد.

723
01:27:10,708 --> 01:27:13,542
‫جزئیات مهم نیست، ما حقایق رو می‌خوایم.

724
01:27:18,667 --> 01:27:20,667
‫دوباره تو پلاژ همدیگه رو دیدیم،

725
01:27:21,250 --> 01:27:22,875
‫با هم شنا کردیم،

726
01:27:24,333 --> 01:27:26,333
‫بعد رفتیم سینما،

727
01:27:26,958 --> 01:27:28,000
‫بعدش

728
01:27:28,167 --> 01:27:29,167
‫بله؟

729
01:27:33,833 --> 01:27:36,250
‫رفتیم خونه‌اش.

730
01:27:36,417 --> 01:27:37,542
‫خونه‌اش؟

731
01:27:38,208 --> 01:27:39,208
‫بله.

732
01:27:40,125 --> 01:27:41,875
‫پیرو اظهارات شما،

733
01:27:42,042 --> 01:27:45,083
‫من برنامه‌های اون تاریخ رو چک کردم.

734
01:27:45,250 --> 01:27:47,458
‫یادتون هست چه فیلمی دیدید؟

735
01:27:48,292 --> 01:27:50,750
‫فکر کنم یه فیلم از فرناندل بود.

736
01:27:51,542 --> 01:27:54,500
‫آقایون هیئت منصفه، روز بعد از فوت مادرش،

737
01:27:54,667 --> 01:27:56,333
‫این مرد رفته شنا،

738
01:27:56,500 --> 01:27:58,542
‫یه رابطه نامشروع رو شروع کرده،

739
01:27:58,708 --> 01:28:01,833
‫و به یه فیلم فرناندل خندیده

740
01:28:02,000 --> 01:28:03,250
‫شپونتز!

741
01:28:04,875 --> 01:28:06,333
‫همین همه‌چیز رو نشون می‌ده!
‫نه، این‌طور نیست.

742
01:28:07,833 --> 01:28:10,500
‫اینطور نیست، قضیه یه چیز دیگه‌ست!

743
01:28:10,667 --> 01:28:13,333
‫دارن مجبورم می‌کنن برعکس
‫چیزی که فکر می‌کنم رو بگم.

744
01:28:13,500 --> 01:28:14,375
‫پس بهمون بگید

745
01:28:14,542 --> 01:28:15,792
‫چی فکر می‌کنید،

746
01:28:15,958 --> 01:28:17,708
‫دوشیزه کاردونا.

747
01:28:18,625 --> 01:28:20,125
‫یه تصادف بود.

748
01:28:21,208 --> 01:28:22,458
‫یه سوءتفاهم.

749
01:28:22,625 --> 01:28:24,958
‫تصادف یا سوءتفاهم؟

750
01:28:27,083 --> 01:28:28,083
‫باید این رو باور کنید.

751
01:28:28,875 --> 01:28:30,250
‫عمدی نبود.

752
01:28:31,542 --> 01:28:32,667
‫اون دروغ نمی‌گه.

753
01:28:34,208 --> 01:28:35,292
‫هیچ‌وقت.

754
01:28:37,917 --> 01:28:39,125
‫ممنونم.

755
01:28:41,125 --> 01:28:43,250
‫- آخرین شاهد.
‫- آقای ریمون سنتس!

756
01:28:43,417 --> 01:28:45,583
‫آقای رئیس، مورسو بی‌گناهه.

757
01:28:46,917 --> 01:28:48,875
‫ما نظر شما رو نخواستیم.

758
01:28:49,042 --> 01:28:51,750
‫من به هر حال می‌گم.
‫اونم فقط حقایق رو.

759
01:28:52,583 --> 01:28:55,958
‫ماهیت رابطه‌تون با مقتول چی بود؟

760
01:28:56,125 --> 01:29:00,625
‫مقتول زیاد از من خوشش نمیومد
‫چون یه بار به خواهرش سیلی زدم.

761
01:29:00,792 --> 01:29:03,292
‫آیا مقتول دلیلی برای تنفر
‫از آقای مورسو داشت؟

762
01:29:03,458 --> 01:29:05,250
‫نه، یه تصادف بود،

763
01:29:05,417 --> 01:29:08,417
‫- دیدارشون تو ساحل.
‫- اما آقای مورسو بود

764
01:29:08,583 --> 01:29:10,958
‫که اون نامه رو نوشت که باعث این تراژدی شد؟

765
01:29:11,125 --> 01:29:12,958
‫بله، اما تصادفی بود.

766
01:29:13,125 --> 01:29:14,667
‫باز هم! هوم.

767
01:29:15,208 --> 01:29:16,958
‫تصور می‌کنم همون تصادفی که،

768
01:29:17,125 --> 01:29:20,000
‫وقتی به معشوقه‌تون سیلی
‫می‌زنید و اون دخالت نمی‌کنه.

769
01:29:20,167 --> 01:29:21,167
‫بله، دقیقاً.

770
01:29:21,333 --> 01:29:25,000
‫و وقتی با اظهارات دروغین به
‫عنوان شاهد شما عمل می‌کنه.

771
01:29:25,167 --> 01:29:26,875
.درسته

772
01:29:27,042 --> 01:29:29,083
‫منبع درآمدتون چیه، آقای سنتس؟

773
01:29:29,250 --> 01:29:30,542
‫من به عنوان انباردار کار می‌کنم.

774
01:29:31,708 --> 01:29:32,125
‫واقعاً؟

775
01:29:32,292 --> 01:29:34,958
‫- بله، واقعاً.
‫- خانم‌ها و آقایون هیئت منصفه،

776
01:29:35,125 --> 01:29:38,292
‫همه می‌دونن که آقای ریمون سنتس،

777
01:29:38,458 --> 01:29:39,708
‫شاهد مدافع،

778
01:29:39,875 --> 01:29:42,083
‫از راه پااندازی خرجش رو درمیاره.

779
01:29:42,250 --> 01:29:43,917
‫و اینکه خواهر مقتول

780
01:29:44,083 --> 01:29:46,500
‫یه فاحشه محلی بود

781
01:29:46,667 --> 01:29:49,042
‫که مجبورش کرده بود تو فاحشه‌خونه کار کنه.

782
01:29:49,208 --> 01:29:51,250
‫مزخرفه. کاملاً مزخرفه.

783
01:29:51,417 --> 01:29:54,292
‫و متهم، آقای مورسو، همدستش بوده

784
01:29:54,458 --> 01:29:56,917
‫اون هم در یه جنایت کثیف از بدترین نوعش.

785
01:29:57,083 --> 01:30:00,083
‫داره می‌ره رو اعصابم. اینا چرت‌وپرته!

786
01:30:00,250 --> 01:30:04,125
‫- آقای دادستان، ادامه بدید.
‫- حرف زیادی برای گفتن ندارم.

787
01:30:04,292 --> 01:30:06,250
‫آه بله...

788
01:30:07,833 --> 01:30:10,500
‫متهم دوستتون بود؟

789
01:30:10,667 --> 01:30:11,625
‫بله، بود.

790
01:30:11,792 --> 01:30:13,292
‫منظورم اینه که رفیقمه.

791
01:30:13,458 --> 01:30:16,833
‫و شما، آقای مورسو،
‫می‌گید که اون دوستتون بود؟

792
01:30:22,750 --> 01:30:23,875
‫بله.

793
01:30:24,042 --> 01:30:27,125
‫پس اون یه مرد محلی رو
‫به دلایل پیش‌پاافتاده کشت،

794
01:30:27,292 --> 01:30:30,875
‫تا به رفیقش کمک کنه، اون
‫هم روز بعد از مرگ مادرش.

795
01:30:31,042 --> 01:30:32,333
‫اما آیا آقای مورسو

796
01:30:32,500 --> 01:30:36,375
‫متهم به کشتن یه عربه یا خاکسپاری مادرش؟

797
01:30:36,542 --> 01:30:39,250
‫بین این دو حقیقت

798
01:30:39,417 --> 01:30:42,625
‫یه ارتباط عمیق، تراژیک و اساسی وجود داره.

799
01:30:42,792 --> 01:30:44,083
‫و من این مرد رو متهم می‌کنم

800
01:30:44,250 --> 01:30:47,375
‫به خاکسپاری مادرش با قلب یه جنایتکار.

801
01:30:49,833 --> 01:30:51,667
‫ختم جلسه دادگاه اعلام می‌شه.

802
01:30:51,833 --> 01:30:53,875
‫ادامه رسیدگی فردا انجام می‌شه.

803
01:31:26,542 --> 01:31:28,125
‫بابت برادرت متأسفم.

804
01:31:29,583 --> 01:31:31,708
‫برادرم، هیچ‌کس براش
‫پشیزی ارزش قائل نیست.

805
01:31:33,458 --> 01:31:34,583
‫اون یه عربه.

806
01:31:37,458 --> 01:31:39,583
‫فقط اون مرد فرانسوی شما مهمه، با مادرش.

807
01:31:39,750 --> 01:31:41,625
‫باید برگرده همون‌جایی که بهش تعلق داره.

808
01:31:42,625 --> 01:31:44,125
‫خونه‌اش اینجاست.

809
01:32:51,750 --> 01:32:52,750
‫یالا، بیا اینجا.

810
01:32:56,333 --> 01:32:57,792
‫یالا، حرکت کن.

811
01:33:05,917 --> 01:33:06,917
‫آقایون هیئت منصفه،

812
01:33:07,667 --> 01:33:11,542
‫من در حضور شما ثابت می‌کنم که این
‫جنایت از پیش برنامه‌ریزی شده بود.

813
01:33:11,708 --> 01:33:13,375
‫و این کار را از دو طریق انجام خواهم داد.

814
01:33:13,542 --> 01:33:17,042
‫در وضوح کورکننده‌ی حقایقی
‫که از قبل ثابت شده‌اند،

815
01:33:17,208 --> 01:33:19,208
‫اما همچنین در نوری تاریک‌تر،

816
01:33:19,375 --> 01:33:23,042
‫که از روانشناسی این روح
‫جنایتکار ساطع می‌شود.

817
01:33:23,208 --> 01:33:24,208
‫در واقع،

818
01:33:24,958 --> 01:33:28,833
‫این مرد در کمال آگاهی دست به قتل زده.

819
01:33:29,000 --> 01:33:32,875
‫من روی این موضوع تاکید می‌کنم،
‫چون این یک قتل معمولی نیست،

820
01:33:33,042 --> 01:33:37,625
‫یک اقدام عجولانه که شاید فکر
‫کنید شرایط باعث تخفیفش می‌شه.

821
01:33:37,792 --> 01:33:40,958
‫این مرد این مرد، آقایان، این مرد

822
01:33:41,125 --> 01:33:42,542
‫باهوشه.

823
01:33:44,000 --> 01:33:45,375
‫می‌دونه چطور جواب بده.

824
01:33:46,333 --> 01:33:48,167
‫ارزش کلمات رو می‌دونه.

825
01:33:49,375 --> 01:33:52,458
‫و بدون اینکه بدونه داره چیکار
‫می‌کنه، دست به این کار نزده.

826
01:33:52,625 --> 01:33:55,417
‫آیا تا به حال ابراز پشیمانی کرده؟

827
01:33:55,583 --> 01:33:56,958
‫هرگز، آقایان.

828
01:33:57,125 --> 01:33:58,125
‫هرگز.

829
01:33:58,292 --> 01:34:01,458
‫حتی یک بار هم در طول تحقیقات، این مرد

830
01:34:01,625 --> 01:34:04,583
‫از جنایت شنیعش متاثر نشد.

831
01:34:06,125 --> 01:34:09,417
‫با این حال من روح متهم رو بررسی کردم،

832
01:34:11,458 --> 01:34:12,958
‫و هیچی پیدا نکردم.

833
01:34:13,500 --> 01:34:15,333
‫در حقیقت، اون اصلاً روحی نداره.

834
01:34:15,500 --> 01:34:18,083
‫هیچ‌کدوم از اصول اخلاقی بشریت

835
01:34:18,250 --> 01:34:19,625
‫در اون راهی نداره.

836
01:34:19,792 --> 01:34:21,208
‫چون اینجا در برابر ما

837
01:34:21,375 --> 01:34:23,958
‫مردی ایستاده که از نظر
‫اخلاقی مادرش رو می‌کشه

838
01:34:25,125 --> 01:34:27,083
‫و خودش رو از جامعه‌ای جدا می‌کنه

839
01:34:27,250 --> 01:34:30,417
‫که از پذیرش اساسی‌ترین
‫قوانینش سر باز می‌زنه

840
01:34:31,167 --> 01:34:34,042
‫و ابتدایی‌ترین واکنش‌های

841
01:34:34,208 --> 01:34:35,625
‫قلب انسان رو نادیده می‌گیره.

842
01:34:35,792 --> 01:34:39,667
‫وحشت جنایت او تقریباً جای
‫خودش رو می‌ده به چیزی که من

843
01:34:39,833 --> 01:34:41,542
‫در برابر بی‌حسی مطلقش احساس می‌کنم.

844
01:34:43,917 --> 01:34:45,333
‫هرگز احساس نکرده بودم

845
01:34:45,500 --> 01:34:46,625
‫که این وظیفه‌ی دردناک

846
01:34:46,792 --> 01:34:49,375
‫جبران، روشن و متعادل بشه

847
01:34:49,542 --> 01:34:53,458
‫آن هم توسط آگاهی از یک فرمان ضروری و مقدس

848
01:34:53,625 --> 01:34:56,167
‫و توسط وحشتی که هنگام روبرو
‫شدن با چهره‌ای احساس می‌کنم

849
01:34:56,333 --> 01:34:58,750
‫که در اون چیزی جز هیولا بودن نمی‌بینم.

850
01:34:58,917 --> 01:35:02,583
‫بنابراین من به سادگی سر
‫این مرد رو از شما می‌خوام.

851
01:35:09,500 --> 01:35:10,583
‫آقای مورسو؟

852
01:35:12,667 --> 01:35:13,917
‫آقای مورسو؟

853
01:35:14,708 --> 01:35:17,667
‫چیزی برای اضافه کردن دارید؟

854
01:35:24,708 --> 01:35:28,625
‫آقای رئیس، من قصد نداشتم اون عرب رو بکشم.

855
01:35:30,042 --> 01:35:33,125
‫اما اون عرب داشت با
‫سلاحش شما رو تهدید می‌کرد؟

856
01:35:36,875 --> 01:35:39,083
‫نمی‌دونم.

857
01:35:39,250 --> 01:35:42,375
‫من در درک خط دفاعی شما مشکل دارم،

858
01:35:42,542 --> 01:35:46,042
‫و اگه انگیزه‌های پشت این
‫کارتون رو روشن کنید،

859
01:35:46,208 --> 01:35:48,458
‫کمک بزرگی می‌کنه.

860
01:36:03,042 --> 01:36:04,542
‫به خاطر آفتاب بود.

861
01:36:11,417 --> 01:36:13,333
‫لطفاً سکوت رو رعایت کنید!

862
01:36:13,875 --> 01:36:16,333
‫- حالا نوبت وکیل مدافع است.
‫- بشین.

863
01:36:21,708 --> 01:36:23,292
‫آقای رئیس،

864
01:36:25,208 --> 01:36:27,125
‫آقایان هیئت منصفه،

865
01:36:28,583 --> 01:36:33,000
‫من هم روح آقای مورسو رو بررسی کردم،

866
01:36:33,167 --> 01:36:37,250
‫اما برخلاف نماینده‌ی محترم دادستان،

867
01:36:38,208 --> 01:36:40,208
‫من اونجا چیزی پیدا کردم

868
01:36:41,167 --> 01:36:42,958
‫و مثل یک کتاب باز خوندمش:

869
01:36:43,625 --> 01:36:45,167
‫یک مرد صادق،

870
01:36:45,333 --> 01:36:47,458
‫با درآمدی ناچیز،

871
01:36:47,625 --> 01:36:49,458
‫یک کارگر ثابت‌قدم،

872
01:36:49,625 --> 01:36:50,833
‫خستگی‌ناپذیر،

873
01:36:51,000 --> 01:36:52,833
‫یک پسر فداکار

874
01:36:53,000 --> 01:36:56,333
‫که تا جایی که می‌تونست از مادرش حمایت کرد.

875
01:36:56,500 --> 01:36:59,125
‫با این امید که یک خانه‌ی سالمندان

876
01:36:59,292 --> 01:37:01,583
‫تمام آسایشی رو به این پیرزن ارائه بده

877
01:37:01,750 --> 01:37:05,292
‫که امکانات خودش اجازه‌ی
‫فراهم کردنش رو نمی‌داد.

878
01:37:05,458 --> 01:37:06,458
‫اما

879
01:37:06,625 --> 01:37:08,917
‫من تعجب می‌کنم، آقایان،

880
01:37:09,708 --> 01:37:13,375
‫که این‌قدر هیاهو پیرامون
‫این موسسه به پا شده.

881
01:37:14,375 --> 01:37:17,500
‫بالاخره، اگه نیازی به اثبات

882
01:37:17,667 --> 01:37:21,542
‫مفید بودن و ارزش این موسسات بود،

883
01:37:22,292 --> 01:37:26,542
‫باید گفت که خود دولت
‫بودجه‌شون رو تامین می‌کنه.

884
01:37:27,125 --> 01:37:29,083
‫پس، بله

885
01:37:30,292 --> 01:37:31,500
‫درسته،

886
01:37:33,208 --> 01:37:34,208
‫من کشتم.

887
01:37:36,583 --> 01:37:39,417
‫بله، من یک بومی رو کشتم،

888
01:37:39,583 --> 01:37:41,708
‫- که قطعاً در نظر گرفته می‌شه.
‫- چرا می‌گه «من»؟

889
01:37:41,875 --> 01:37:43,625
‫وکلا اغلب این کار رو می‌کنن.

890
01:37:46,542 --> 01:37:49,625
‫اما این یک واکنش کاملاً غیرارادی بود،

891
01:37:51,208 --> 01:37:52,833
‫در یک لحظه سردرگمی،

892
01:37:53,625 --> 01:37:55,458
‫زیر آفتاب سوزان،

893
01:37:56,208 --> 01:37:58,667
‫در گرمای طاقت‌فرسا،

894
01:37:58,833 --> 01:38:01,333
‫در مواجهه با یک تهدید مرگبار

895
01:38:01,500 --> 01:38:03,792
‫از طرف یک عرب که سلاح در دست داشت،

896
01:38:03,958 --> 01:38:05,542
‫همون چاقویی

897
01:38:05,708 --> 01:38:09,000
‫که قبلاً آقای سنتس رو مجروح کرده بود،

898
01:38:09,958 --> 01:38:11,042
‫دوست من رو.

899
01:38:20,583 --> 01:38:21,875
‫...گناهکار باشه!

900
01:38:22,958 --> 01:38:23,958
‫اما اگه اون سرزنش می‌شه

901
01:38:24,125 --> 01:38:26,750
‫به خاطر اینکه هیچ احساسی نشون نداده،

902
01:38:27,792 --> 01:38:28,917
‫این حق اونه،

903
01:38:29,917 --> 01:38:31,333
‫این آزادی اونه.

904
01:38:32,167 --> 01:38:34,917
‫جامعه بر چه اساسی باید مجازات کنه

905
01:38:35,083 --> 01:38:36,458
‫مردی رو

906
01:38:36,625 --> 01:38:38,667
‫به خاطر نریختن اشک؟

907
01:38:47,208 --> 01:38:51,208
‫درست می‌شه. چند سال زندان

908
01:38:51,375 --> 01:38:52,500
‫یا اعمال شاقه.

909
01:38:52,667 --> 01:38:56,542
‫من برای جلوگیری از ناراحت کردن
‫هیئت منصفه، لایحه‌ای ارائه ندادم.

910
01:38:57,208 --> 01:39:01,292
‫و به هر حال، درخواست تجدیدنظر
‫وجود داره. نتیجه مطلوب خواهد بود.

911
01:39:08,958 --> 01:39:10,667
‫متهم رو بیارید تو!

912
01:39:18,542 --> 01:39:20,500
‫پس از شور و مشورت،

913
01:39:20,667 --> 01:39:25,000
‫متهم در قتل عمد گناهکار شناخته می‌شود.

914
01:39:25,167 --> 01:39:28,250
‫از آنجایی که هیئت منصفه هیچ
‫شرایط مخففه‌ای پیدا نکرد،

915
01:39:28,417 --> 01:39:32,500
‫آقای مورسو در میدان عمومی
‫گردن زده خواهد شد.

916
01:39:37,417 --> 01:39:38,417
‫سکوت!

917
01:39:39,667 --> 01:39:41,333
‫سکوت لطفاً!

918
01:39:43,917 --> 01:39:44,917
‫آقای مورسو،

919
01:39:46,000 --> 01:39:48,167
‫حرفی برای اضافه کردن دارید؟

920
01:39:51,333 --> 01:39:54,167
‫نه. مامورین، متهم رو ببرید.

921
01:39:54,333 --> 01:39:56,125
‫ختم جلسه اعلام می‌شود.

922
01:41:52,792 --> 01:41:54,125
‫یک روز، در الجزیره،

923
01:41:55,042 --> 01:41:58,917
‫پدرت سحر از خواب بیدار شد
‫تا اعدام یک قاتل رو تماشا کنه.

924
01:41:59,875 --> 01:42:01,750
‫از فکر رفتن حالش بد می‌شد.

925
01:42:03,250 --> 01:42:04,500
‫ولی به هر حال رفت.

926
01:42:07,083 --> 01:42:09,250
‫وقتی برگشت خونه،

927
01:42:09,417 --> 01:42:11,917
‫تمام روز رو بالا آورد.

928
01:43:07,833 --> 01:43:09,833
‫مورسو!

929
01:43:11,125 --> 01:43:12,208
‫کشیش اینجاست،

930
01:43:12,375 --> 01:43:13,417
‫می‌خوای ببینیش؟

931
01:43:15,000 --> 01:43:16,000
‫نه.

932
01:44:58,292 --> 01:44:59,542
‫دلت برام تنگ شده بود؟

933
01:45:01,542 --> 01:45:03,625
‫من از کجا بدونم؟

934
01:45:13,792 --> 01:45:17,417
‫حالا که بدن‌هامون از هم جداست، دیگه
‫چیزی ما رو به هم وصل نمی‌کنه.

935
01:45:22,000 --> 01:45:23,625
‫من باهاش کنار اومده بودم.

936
01:45:25,000 --> 01:45:28,583
‫فکر می‌کردم از اینکه زن یه مرد
‫محکوم به اعدام باشی خسته شدی.

937
01:45:29,875 --> 01:45:31,958
‫یا اینکه مریضی شدی،

938
01:45:32,125 --> 01:45:33,208
‫یا مُردی.

939
01:45:36,250 --> 01:45:37,875
‫زیاد حوصله‌ت سر نمیره؟

940
01:45:38,792 --> 01:45:39,792
‫نه.

941
01:45:41,125 --> 01:45:43,042
‫دیروز، دوباره به اتاقم فکر کردم.

942
01:45:44,667 --> 01:45:45,875
‫به وسایلش،

943
01:45:46,958 --> 01:45:48,125
‫به اینکه هر چیزی کجا بود،

944
01:45:49,167 --> 01:45:51,500
‫و به تک‌تک چیزهایی که توش بود.

945
01:45:53,833 --> 01:45:56,333
‫هر بار سعی می‌کنم رشته‌ی
‫این سیاهه از دستم در نره.

946
01:45:56,500 --> 01:45:57,958
‫ساعت‌ها طول می‌کشه.

947
01:46:00,125 --> 01:46:01,375
‫فکر می‌کنم یه مرد

948
01:46:02,167 --> 01:46:04,667
‫که فقط یک روز زندگی کرده باشه

949
01:46:04,833 --> 01:46:07,417
‫می‌تونه به راحتی صد سال
‫رو تو زندان زندگی کنه.

950
01:46:11,833 --> 01:46:14,833
‫اونقدر خاطره خواهد داشت که حوصله‌ش سر نره.

951
01:46:18,375 --> 01:46:19,625
‫می‌دونی، ماری،

952
01:46:21,458 --> 01:46:24,250
‫اگه بعد از مرگم فراموشم کنی درک می‌کنم.

953
01:46:25,583 --> 01:46:27,333
‫اگه عاشق مردهای دیگه بشی.

954
01:46:37,042 --> 01:46:40,167
‫اگه تو هم مرده بودی،
‫دیگه برام اهمیتی نداشت.

955
01:46:41,917 --> 01:46:42,917
‫این طبیعیه.

956
01:46:48,000 --> 01:46:49,750
‫ولی تو قرار نیست بمیری.

957
01:46:52,000 --> 01:46:54,625
‫اگه فرجام‌خواهیم رد بشه، می‌میرم.

958
01:46:58,125 --> 01:47:01,750
‫مردن تو سی سالگی یا هفتاد
‫سالگی، چه فرقی می‌کنه؟

959
01:47:03,125 --> 01:47:05,125
‫در هر صورت، مردهای دیگه

960
01:47:05,292 --> 01:47:08,375
‫و زن‌های دیگه میان و
‫بعد از من زندگی می‌کنن،

961
01:47:08,542 --> 01:47:10,333
‫برای هزاران سال.

962
01:47:13,667 --> 01:47:15,333
‫و اگه عفو بهت بخوره؟

963
01:47:32,500 --> 01:47:33,667
‫نترس.

964
01:47:34,667 --> 01:47:36,167
‫یه ملاقات دوستانه‌ست.

965
01:47:37,875 --> 01:47:39,625
‫از فرجام‌خواهیم خبر دارید؟

966
01:47:40,167 --> 01:47:41,167
‫نه،

967
01:47:41,708 --> 01:47:42,708
‫من هیچی نمی‌دونم.

968
01:47:55,375 --> 01:47:59,250
‫- چرا ملاقات‌های منو رد کردی؟
‫- من به خدا اعتقاد ندارم.

969
01:48:00,542 --> 01:48:01,917
‫مطمئنی؟

970
01:48:03,333 --> 01:48:05,458
‫سوال مهمی نیست.

971
01:48:06,292 --> 01:48:07,333
‫واقعاً؟

972
01:48:10,667 --> 01:48:12,833
‫مطمئن نیستم به چی علاقه دارم،

973
01:48:13,000 --> 01:48:14,833
‫ولی مطمئنم به چی علاقه ندارم.

974
01:48:15,000 --> 01:48:17,833
‫و چیزی که شما در موردش
‫حرف می‌زنید برام جالب نیست.

975
01:48:20,083 --> 01:48:22,333
‫شما از روی ناامیدی حرف می‌زنید.

976
01:48:22,500 --> 01:48:23,958
‫من ناامید نیستم.

977
01:48:24,833 --> 01:48:26,833
‫فقط می‌ترسم. این طبیعیه.

978
01:48:27,542 --> 01:48:29,000
‫پس خدا کمکت می‌کنه.

979
01:48:31,458 --> 01:48:34,375
‫هر کسی تو موقعیت تو به اون رو میاره.

980
01:48:35,167 --> 01:48:36,417
‫و این انتخاب خودشونه.

981
01:48:38,917 --> 01:48:40,708
‫من کمک هیچکس رو نمی‌خوام.

982
01:48:49,000 --> 01:48:53,417
‫اینو نمیگم چون تو یه زندانی
‫محکوم به اعدامی. همه‌ی ما هستیم.

983
01:48:54,125 --> 01:48:55,958
‫این تسلی‌بخش نیست.

984
01:48:57,000 --> 01:48:58,000
‫قبول دارم.

985
01:48:59,208 --> 01:49:02,417
‫ولی اگه حتی امروز نه، بعداً می‌میری.

986
01:49:03,708 --> 01:49:05,417
‫همین سوال دوباره پیش میاد.

987
01:49:10,250 --> 01:49:13,417
‫چطور با ساعت پایانی عمرت روبرو میشی؟

988
01:49:15,167 --> 01:49:17,625
‫دقیقاً همونطوری که امروز باهاش روبرو میشم.

989
01:49:20,167 --> 01:49:22,083
‫هیچ امیدی نداری؟

990
01:49:22,875 --> 01:49:26,542
‫با این علم زندگی می‌کنی
‫که کاملاً خواهی مرد؟

991
01:49:26,708 --> 01:49:27,958
‫جسم و روح؟

992
01:49:28,792 --> 01:49:29,792
‫بله.

993
01:49:31,583 --> 01:49:32,708
‫دلم برات می‌سوزه.

994
01:49:41,417 --> 01:49:44,500
‫مطمئنم فرجام‌خواهیت قبول میشه.

995
01:49:46,625 --> 01:49:50,625
‫ولی تو سنگینی گناهی رو به دوش
‫می‌کشی که باید ازش خلاص بشی.

996
01:49:52,125 --> 01:49:54,167
‫عدالت انسانی هیچه،

997
01:49:55,958 --> 01:49:57,917
‫عدالت خدا همه‌چیزه.

998
01:49:59,625 --> 01:50:01,833
‫همونی که منو محکوم کرد.

999
01:50:02,000 --> 01:50:05,250
‫بله، ولی هنوز گناهت رو پاک نکرده.

1000
01:50:05,417 --> 01:50:07,542
‫من نمی‌دونم گناه چیه.

1001
01:50:08,250 --> 01:50:10,542
‫فقط بهم گفته شد که گناهکارم.

1002
01:50:10,708 --> 01:50:11,875
‫پس تاوانش رو میدم.

1003
01:50:12,500 --> 01:50:15,083
‫تاوانش رو میدم، ولی
‫چیز بیشتری ازم نخواهید.

1004
01:50:18,958 --> 01:50:20,500
‫اشتباه می‌کنی، پسرم.

1005
01:50:24,500 --> 01:50:26,375
‫چیز بیشتری میشه ازت خواست.

1006
01:50:28,042 --> 01:50:30,625
‫- ممکنه ازت خواسته بشه.
‫- چی؟

1007
01:50:31,583 --> 01:50:33,833
‫ممکنه ازت خواسته بشه که ببینی

1008
01:50:34,458 --> 01:50:35,667
‫چی رو ببینم؟

1009
01:50:38,958 --> 01:50:40,542
‫وقتی این دیوارها رو می‌بینم

1010
01:50:42,583 --> 01:50:44,042
...تمام این سنگ‌ها

1011
01:50:44,750 --> 01:50:47,000
‫که از درد عرق می‌کنن

1012
01:50:49,167 --> 01:50:51,833
‫هیچوقت بدون عذاب نگاهشون نکردم.

1013
01:50:55,000 --> 01:50:57,417
‫اما ته دلم میدونم

1014
01:50:57,583 --> 01:51:01,292
‫که حتی بدبخت‌ترینِ شما هم

1015
01:51:01,458 --> 01:51:04,625
‫چهره‌ای الهی رو دیدن که
‫از تاریکی‌شون بیرون میاد.

1016
01:51:05,458 --> 01:51:08,083
‫این همون چیزیه که ازتون میخوام ببینید.

1017
01:51:10,750 --> 01:51:13,000
‫ماه‌هاست که به این دیوارا زل زدم.

1018
01:51:14,500 --> 01:51:16,858
‫از بَرَمشون.

1019
01:51:19,625 --> 01:51:22,075
‫مدت زیادی روشون دنبال یه چهره گشتم.

1020
01:51:26,542 --> 01:51:27,792
‫چهره‌ی ماری.

1021
01:51:30,667 --> 01:51:32,208
‫بیهوده دنبالش گشتم.

1022
01:51:35,708 --> 01:51:37,083
‫حالا دیگه تموم شده.

1023
01:51:40,375 --> 01:51:42,500
‫بذار ببوسمت.

1024
01:51:56,833 --> 01:51:59,333
‫تا حالا آرزوی یه زندگی دیگه رو داشتی؟

1025
01:51:59,500 --> 01:52:02,208
‫طبیعتاً، ولی دیگه اهمیتی نداره.

1026
01:52:03,292 --> 01:52:05,917
‫این زندگی دیگه رو چطور تصور می‌کنی؟

1027
01:52:08,042 --> 01:52:10,917
‫یه زندگی که توش بتونم
‫این یکی رو به یاد بیارم.

1028
01:52:13,833 --> 01:52:18,000
‫- کافیه. حالا برو.
‫- من هنوز میخوام درباره‌ی خدا حرف بزنم.

1029
01:52:18,583 --> 01:52:21,167
‫آقا، من وقت زیادی ندارم.

1030
01:52:22,167 --> 01:52:24,208
‫نمیخوام با خدای شما تلفش کنم.

1031
01:52:24,958 --> 01:52:28,208
‫چرا منو 'آقا' صدا می‌زنی و نمیگی 'پدر'؟

1032
01:52:28,375 --> 01:52:30,458
‫تو پدر من نیستی. تو هم با بقیه‌ای.

1033
01:52:30,625 --> 01:52:32,667
‫نه پسرم، من با توام.

1034
01:52:33,917 --> 01:52:37,542
‫ولی تو نمیتونی اینو بفهمی چون قلبت کوره.

1035
01:52:39,750 --> 01:52:41,125
‫برات دعا می‌کنم.

1036
01:52:43,625 --> 01:52:44,625
‫بس کن.

1037
01:52:45,333 --> 01:52:46,708
‫بس کن!

1038
01:52:47,625 --> 01:52:48,958
‫با این دعاهات.

1039
01:52:49,625 --> 01:52:50,667
‫نمیخوامش.

1040
01:52:53,792 --> 01:52:57,042
‫این یقین‌های تو به اندازه‌ی یه
‫تار موی یه زن هم نمی‌ارزه.

1041
01:52:57,208 --> 01:52:59,125
‫تو حتی مطمئن نیستی که زنده‌ای،

1042
01:52:59,292 --> 01:53:00,792
‫مثل یه مرده زندگی می‌کنی.

1043
01:53:02,000 --> 01:53:04,125
‫شاید به نظر بیاد من هیچی ندارم،

1044
01:53:05,083 --> 01:53:06,583
‫ولی من از خودم مطمئنم،

1045
01:53:07,708 --> 01:53:08,958
‫از همه چیز مطمئنم.

1046
01:53:09,625 --> 01:53:11,833
‫از این زندگی، اینجا،

1047
01:53:12,375 --> 01:53:14,458
‫و از مرگی که در انتظارمه.

1048
01:53:15,167 --> 01:53:17,667
‫آره، این تمام چیزیه که دارم.

1049
01:53:18,333 --> 01:53:20,208
‫ولی من به این حقیقت چسبیدم

1050
01:53:20,375 --> 01:53:21,833
‫همونقدر که اون به من چسبیده.

1051
01:53:23,208 --> 01:53:25,250
‫این کارو کردم، اون کارو نکردم،

1052
01:53:25,417 --> 01:53:29,458
‫یه جوری زندگی کردم، میتونستم یه
‫جور دیگه زندگی کنم. خب که چی؟

1053
01:53:30,708 --> 01:53:31,708
‫هیچی.

1054
01:53:33,542 --> 01:53:35,125
‫هیچی مهم نیست.

1055
01:53:37,125 --> 01:53:38,625
‫و دقیقاً میدونم چرا.

1056
01:53:39,208 --> 01:53:40,333
‫و تو هم،

1057
01:53:40,500 --> 01:53:42,000
‫تو هم میدونی چرا!

1058
01:53:46,708 --> 01:53:48,708
‫کل این زندگی پوچه!

1059
01:53:49,333 --> 01:53:51,167
‫مرگ بقیه چه اهمیتی برام داره،

1060
01:53:51,333 --> 01:53:54,917
‫عشق یه مادر، خدای تو،
‫زندگی‌هایی که انتخاب می‌کنیم

1061
01:53:55,750 --> 01:53:58,000
‫چه فرقی می‌کنه اگه من یه
‫فرانسوی رو بکشم یا یه عرب رو

1062
01:53:58,167 --> 01:54:01,833
‫اگه منو اعدام کنن به خاطر
‫اینکه برای مادرم گریه نکردم؟

1063
01:54:03,583 --> 01:54:07,042
‫چه فرقی می‌کنه اگه ماری بخواد
‫باهاش ازدواج کنم؟ یا اینکه

1064
01:54:07,208 --> 01:54:09,500
‫سگ سالامانو به اندازه‌ی
‫زنش ارزش داشته باشه!

1065
01:54:09,667 --> 01:54:13,667
‫یا اینکه سنتس همونقدر رفیقمه که
‫سلست، کسی که خیلی بیشتر می‌ارزه!

1066
01:54:13,833 --> 01:54:16,625
‫چه فرقی می‌کنه اگه ماری
‫لب‌هاشو به کس دیگه‌ای بده!

1067
01:54:16,792 --> 01:54:17,792
‫می‌فهمی؟

1068
01:54:18,292 --> 01:54:19,292
‫آروم باش.

1069
01:54:19,458 --> 01:54:21,500
‫- بهم دست نزن.
‫- آروم باش.

1070
01:54:21,958 --> 01:54:24,208
‫جوابمو بده. می‌فهمی یا نه؟

1071
01:54:24,375 --> 01:54:25,667
‫نگهبان‌ها!

1072
01:54:25,833 --> 01:54:27,125
‫می‌فهمی؟

1073
01:54:27,292 --> 01:54:30,458
‫همه‌مون گناهکاریم! همه‌مون محکومیم!

1074
01:54:32,625 --> 01:54:35,375
‫- ولش کنید!
‫- جوابمو بده!

1075
01:54:35,542 --> 01:54:37,167
‫اذیتش نکنید.

1076
01:54:42,542 --> 01:54:44,625
‫ولش کنید.

1077
01:55:15,000 --> 01:55:23,000
« فيلميار – مرجع دانلود فيلم و سريال » 
[ FilmYar ]

1078
01:55:33,375 --> 01:55:35,750
‫برای اولین بار بعد از مدت‌ها،

1079
01:55:35,917 --> 01:55:37,542
‫به مادرم فکر کردم.

1080
01:55:42,667 --> 01:55:45,875
‫حس کردم بالاخره فهمیدم
‫چرا، در پایان یک زندگی،

1081
01:55:46,042 --> 01:55:48,125
‫اون برای خودش یه نامزد گرفته بود.

1082
01:55:50,292 --> 01:55:52,567
‫چرا انتخاب کرده بود که از نو شروع کنه.

1083
01:55:56,333 --> 01:55:57,333
‫اونجا،

1084
01:55:58,208 --> 01:55:59,458
‫اونجا هم،

1085
01:55:59,917 --> 01:56:02,625
‫اطراف اون آسایشگاه که
‫زندگی‌ها توش رو به زوال بود،

1086
01:56:03,333 --> 01:56:05,875
‫غروب حس و حالِ یه آتش‌بس غم‌انگیز رو داشت.

1087
01:56:09,542 --> 01:56:13,292
‫اینقدر نزدیک به مرگ، مامان حتماً
‫اونجا احساس آزادی می‌کرده،

1088
01:56:14,750 --> 01:56:16,742
‫و آماده بود تا همه چیز
‫رو دوباره زندگی کنه.

1089
01:56:21,208 --> 01:56:22,333
‫هیچکس،

1090
01:56:23,208 --> 01:56:26,292
‫هیچکس حق نداشت براش اشک بریزه.

1091
01:56:57,167 --> 01:56:58,208
‫و من هم،

1092
01:56:59,250 --> 01:57:01,500
‫احساس می‌کردم آماده‌ام همه
‫چیز رو دوباره زندگی کنم.

1093
01:57:03,750 --> 01:57:07,083
‫انگار اون خشم عظیم من رو
‫از هر گزندی پاک کرده بود،

1094
01:57:07,250 --> 01:57:09,275
‫و از امید تهی کرده بود.

1095
01:57:11,042 --> 01:57:14,208
‫در برابر این شب، که سرشار
‫از نشانه‌ها و ستاره‌ها بود،

1096
01:57:14,375 --> 01:57:18,750
‫برای اولین بار، خودم رو به روی
‫بی‌تفاوتیِ لطیفِ جهان گشودم.

1097
01:57:20,917 --> 01:57:23,500
‫حس می‌کردم چقدر شبیه منه،

1098
01:57:23,667 --> 01:57:25,600
‫بالاخره چقدر برادرانه است.

1099
01:57:28,667 --> 01:57:31,042
‫حس کردم که خوشبخت بوده‌ام،

1100
01:57:31,208 --> 01:57:33,333
‫و هنوز هم هستم.

1101
01:57:37,500 --> 01:57:39,167
‫برای اینکه همه چیز کامل بشه،

1102
01:57:39,792 --> 01:57:41,750
‫تا کمتر احساس تنهایی کنم،

1103
01:57:43,500 --> 01:57:46,875
‫تنها چیزی که باقی مونده بود این
‫بود که آرزو کنم تماشاچی‌های زیادی

1104
01:57:47,042 --> 01:57:48,708
‫روز اعدامم باشن،

1105
01:57:49,208 --> 01:57:50,667
‫و با من روبه رو بشن

1106
01:57:51,417 --> 01:57:53,642
‫با فریادهای نفرت.

1107
01:59:18,068 --> 01:59:23,197
‫مترجم: اشکان هیدی
‫

1108
01:59:23,221 --> 01:59:28,221
با نگاهی به ترجمه‌ی «پرویز شهدی» از
«بیگانه» اثر «آلبر کامو»

