﻿WEBVTT

00:00:06.000 --> 00:00:17.000
« فیلم یار – مرجع دانلود فیلم و سریال » [ FilmYar ]

00:00:17.024 --> 00:00:24.024
« فیلم یار – مرجع دانلود فیلم و سریال » [ FilmYar ]

00:00:39.083 --> 00:00:41.208
‫وای. خیلی خوشگله.

00:02:06.875 --> 00:02:10.208
‫«پنج روز تا گفتن بله»

00:02:20.750 --> 00:02:22.124
‫ریچل.

00:02:22.125 --> 00:02:23.916
‫ریچل!

00:02:24.708 --> 00:02:26.374
‫- خوبی؟
‫- وای خدای من.

00:02:26.375 --> 00:02:28.207
‫- می‌خوای من برونم؟ می‌تونم برونم.
‫- این چه کوفتی بود؟

00:02:28.208 --> 00:02:30.082
‫- می‌دونم.
‫- اوه.

00:02:30.083 --> 00:02:32.124
‫- می‌خوای من رانندگی کنم؟
‫- شرمنده. نه، اوکیم.

00:02:32.125 --> 00:02:34.290
‫- آره.
‫- وای خدا، معذرت می‌خوام.

00:02:34.291 --> 00:02:36.582
‫فقط بی زحمت باهام حرف بزن
‫که دوباره خوابم نبره.

00:02:36.583 --> 00:02:39.707
‫باشه حتماً. خب...

00:02:39.708 --> 00:02:43.374
‫آهان، شعبه اصلی کولدیز توی شهر بعدیه‌.

00:02:43.375 --> 00:02:44.749
‫- چی؟
‫- آره.

00:02:44.750 --> 00:02:47.875
‫- کولدیز؟ نمی‌شناسم...
‫- چی؟ یعنی توی اورگن، کولدیز نداشتین؟

00:02:49.333 --> 00:02:52.207
‫خب، ولی دیگه اسم کولدیز به گوشت خورده، نه؟
‫همون مغازه دسر فروشی؟

00:02:52.208 --> 00:02:54.333
‫- نه.
‫- پسر، داری شوخی می‌کنی؟

00:02:55.458 --> 00:02:58.499
‫یعنی لری پول رو هم نمی‌شناسی؟
‫مؤسس کولدیز؟

00:02:58.500 --> 00:03:01.499
‫آخه من از کجا باید مؤسس یه بستنی‌فروشی‌ای رو
‫بشناسم که تا حالا اسمش هم نشنیدم؟

00:03:01.500 --> 00:03:04.249
‫آخه مسئله اینه که اون سه تا زن رو هم کشته،

00:03:04.250 --> 00:03:06.915
‫در ضمن، کاسترده...
‫بستنی نیست.

00:03:06.916 --> 00:03:08.540
‫یا خدا، چطوری؟

00:03:08.541 --> 00:03:10.665
‫- خب با بستنی فرق داره، یه جور دیگه درستش می‌کنن.
‫- اونو نمیگم.

00:03:10.666 --> 00:03:14.582
‫فکر کنم توش تخم‌مرغ بیشتری می‌ریزن.
‫قتل‌ها هم فکر کنم بیشتر با خفه کردن بوده.

00:03:14.583 --> 00:03:16.915
‫یه پادکست درباره لری پول هست،

00:03:16.916 --> 00:03:19.915
‫توش درباره یه زنی حرف می‌زنه
‫که لری اوایل دهه 90 سعی کرده بود بکشتش.

00:03:19.916 --> 00:03:22.457
‫اون زنه هشت ماهه باردار بوده،

00:03:22.458 --> 00:03:26.290
‫و خودش تعریف می‌کنه که چه بدبختی‌هایی کشیده
‫تا بتونه از دست اون جون سالم به در ببره.

00:03:26.291 --> 00:03:28.291
‫مثلاً چه... چه بدبختی‌هایی؟

00:03:30.083 --> 00:03:33.540
‫توی کامیونش بودم.
‫داشت من رو از یه بزرگراه دورافتاده می‌برد.

00:03:33.541 --> 00:03:37.624
‫همون موقع بود که متوجه یه کفش کوچولو
‫زیر پاهام شدم.

00:03:37.625 --> 00:03:40.457
‫یه کفش باربی.
‫گفتم شاید دختر داشته باشه،

00:03:40.458 --> 00:03:43.082
‫واسه همین بهش گفتم که بچه‌ام دختره.

00:03:43.083 --> 00:03:46.124
‫باردار بودم. مدام بهش یادآوری می‌کردم که حامله‌ام:

00:03:46.125 --> 00:03:48.291
‫بعد تابلوی استراحتگاه رو دیدم.

00:03:48.833 --> 00:03:50.125
‫ازش پرسیدم می‌تونیم نگه داریم؟

00:03:50.625 --> 00:03:54.208
‫و اون... اون دستش رو دراز کرد
‫و گلوی من رو برید.

00:03:55.583 --> 00:04:00.541
‫داغیِ خونی که از بدنم می‌زد بیرون رو حس می‌کردم.

00:04:01.916 --> 00:04:05.082
‫و چیزی که انتظارش رو نداشتم این بود که
‫وقتی خون زیادی از دست میدی،

00:04:05.083 --> 00:04:07.833
‫ممکنه واقعاً بهت حس سرخوشی دست بده.

00:04:10.583 --> 00:04:13.957
‫دقیقاً همون حسی رو داشتم
‫که روز عروسیم داشتم.

00:04:13.958 --> 00:04:16.332
‫بیشتر از اینکه شبیه نزدیک شدن به مرگ باشه،

00:04:16.333 --> 00:04:18.583
‫شبیه عشق بود.

00:04:21.083 --> 00:04:23.457
‫و بعد لری من رو پرت کرد کنار جاده.

00:04:24.416 --> 00:04:26.707
‫مدام به خودم می‌گفتم...

00:04:26.708 --> 00:04:29.958
‫اگه چشم‌هات رو ببندی...
‫همین‌جا می‌میری.

00:04:30.625 --> 00:04:31.916
‫واسه همین بلند شدم.

00:04:32.958 --> 00:04:35.582
‫در حالی که با دستم گلوم رو فشار می‌دادم که.
‫از هم وا نره توی جاده راه افتادم

00:04:35.583 --> 00:04:38.707
‫کم‌کم اون حس سرخوشی جاش رو داد به
‫یه حسِ ذوب شدن،

00:04:38.708 --> 00:04:40.957
‫انگار داشتم محو می‌شدم،

00:04:40.958 --> 00:04:45.000
‫اما همزمان انگار داشتم
‫توی یه مسابقه دو ماراتن می‌دویدم.

00:04:45.583 --> 00:04:48.500
‫و داشتم می‌بردم. داشتم برنده می‌شدم.

00:04:50.291 --> 00:04:53.165
‫رسیدم به استراحتگاه.
‫یه زوج جوون اونجا بودن.

00:04:53.166 --> 00:04:54.291
‫چشماشون...

00:04:55.041 --> 00:04:58.083
‫خدایا، از دیدن قیافه من وحشت کرده بودن.

00:04:58.791 --> 00:05:00.208
‫ولی خیلی مهربون بودن.

00:05:01.208 --> 00:05:03.374
‫واقعاً خدا خیرشون بده. خدا خیرشون بده.

00:05:03.375 --> 00:05:04.665
‫اون آدم‌ها جونم رو نجات دادن.

00:05:06.458 --> 00:05:08.791
‫می‌رم از پمپ‌بنزین یه فندک بگیرم. چیزی می‌خوای؟

00:05:10.291 --> 00:05:13.249
‫- شاید حتی آدامس دارچینی؟
‫- اون‌قدرها هم حال به هم زن نیست.

00:05:13.250 --> 00:05:15.332
‫خیلی هم حال به هم زنه.
‫راستی، بی زحمت یه...

00:05:15.333 --> 00:05:16.458
‫میزِ کنار پنجره بگیرم. باشه.

00:05:23.458 --> 00:05:24.750
‫ده دلار و هفتاد و پنج سنت.

00:05:43.641 --> 00:05:45.641
«هیچوقت برای دختری زانو نزن»
«که برات زانو نمی‌زنه»

00:05:45.666 --> 00:05:48.707
‫تازه اینم بگم که شنیدم حتی
‫می‌تونی حس کنی که

00:05:48.708 --> 00:05:51.415
‫استخون‌ها و اعضای بدنت جابه‌جا می‌شن
‫تا جا برای بیرون اومدن بچه باز بشه.

00:05:52.708 --> 00:05:55.499
‫می‌دونی، بعضی زن‌ها بچه‌های گنده میارن.
‫تا حالا شنیدی؟

00:05:55.500 --> 00:05:59.165
‫بچه‌های پنج-شش کیلویی با سرهای بزرگ
‫که همه‌چیزو پاره می‌کنن.

00:05:59.166 --> 00:06:00.708
‫بچه ما که این‌قدر گنده نمی‌شه.

00:06:01.916 --> 00:06:02.874
‫از کجا می‌دونی؟

00:06:02.875 --> 00:06:07.082
‫خب، به نظرم بچه ما...

00:06:07.083 --> 00:06:07.999
‫خب؟

00:06:08.000 --> 00:06:10.040
‫...خیلی ظریف‌مریف می‌شه.

00:06:10.041 --> 00:06:12.000
‫نمیشه اینو تضمین کرد.

00:06:12.583 --> 00:06:14.332
‫نمی‌خوام بدنم تیکه‌پاره بشه.

00:06:14.333 --> 00:06:16.332
‫کوچولو می‌شه، قول می‌دم این‌قدری بشه.

00:06:16.333 --> 00:06:18.457
‫- کوچیک‌تر.
‫- کوچیک‌تر؟ باشه.

00:06:18.458 --> 00:06:19.416
‫از اینم کوچیک‌تر.

00:06:20.208 --> 00:06:21.791
‫- کوچیک‌تر.
‫- کوچیک‌تر؟

00:06:22.541 --> 00:06:24.708
‫- دیگه نمی‌تونم...
‫- باشه. همین خوبه.

00:06:26.333 --> 00:06:27.624
‫صبر کن.

00:06:27.625 --> 00:06:30.124
‫چقدر شبیهه! پناه بر خدا.

00:06:30.125 --> 00:06:31.915
‫- جدی؟
‫- آره، باید نشونت بدم.

00:06:31.916 --> 00:06:34.165
‫انگار پیشونیش بلنده و
‫مدام براش اتفاقای بد می‌افته.

00:06:34.166 --> 00:06:38.832
‫- چرا باز هم سگ می‌گیره؟
‫- نمی‌دونم. یارو عاشق سگه.

00:06:38.833 --> 00:06:40.415
‫پس چرا همش گم می‌شن؟

00:06:40.416 --> 00:06:43.415
‫آخه... چی بگم؟ پیش میاد که سگ گم بشه.

00:06:43.416 --> 00:06:45.665
‫- نه، سگ‌ها همین‌جوری گم نمی‌شن.
‫- چی؟

00:06:45.666 --> 00:06:48.207
‫- گربه‌ها گم می‌شن.
‫- این‌جوری‌ها هم نیست.

00:06:48.208 --> 00:06:51.290
‫مطمئنی تا حالا این لوگو رو ندیدی؟
‫آخه دقیقاً مو نمی‌زنه.

00:06:52.958 --> 00:06:54.457
‫خیلی عجیبه.

00:06:54.458 --> 00:06:56.166
‫حتی ژستش و همه‌چیزش رو هم درست درآوردی.

00:06:56.750 --> 00:06:58.875
‫- آره. نمی‌دونم.
‫- خیلی عجیبه.

00:06:59.458 --> 00:07:00.958
‫انگار حس ششمی چیزی داره.

00:07:01.541 --> 00:07:03.915
‫تا حالا درباره دوست‌دختر بابام برات گفتم؟

00:07:03.916 --> 00:07:06.332
‫- همونی که یه دختر داشت به اسم کتی؟
‫- نه، تعریف کن.

00:07:06.333 --> 00:07:09.790
‫کتی، همون دختر چهار ساله
‫زندگی قبلیش رو یادش بود‌

00:07:09.791 --> 00:07:13.000
‫و همیشه درباره شوهر مرحومش حرف می‌زد

00:07:13.666 --> 00:07:17.124
‫و اینکه چطوری وقتی داشته سعی می‌کرده پسرشون رو
‫از رودخونه خروشان نجات بده، غرق شده.

00:07:17.125 --> 00:07:19.332
‫به نظر میاد کتی قوه تخیل خیلی قوی‌ای داشته.

00:07:19.333 --> 00:07:24.540
‫نه، به نظرم بچه‌ها به شکل توجیه‌ناپذیری
‫توی یه بُعد سوم زندگی می‌کنن

00:07:24.541 --> 00:07:28.832
‫یا حداقل زندگی‌های قبلیشون رو یادشونه
‫و چه می‌دونم، شاید حتی آینده رو هم ببینن.

00:07:28.833 --> 00:07:32.000
‫و به نظرم این خیلی ترسناکه.
‫خوشم نمیاد.

00:07:32.500 --> 00:07:35.875
‫یا اینکه... کتی فقط خیال‌پرداز خوبی بوده.

00:07:36.416 --> 00:07:38.915
‫تو کتی رو نمی‌شناختی.
‫انگار جن‌زده بود.

00:07:38.916 --> 00:07:42.374
‫من دلم... بچه جن‌زده نمی‌خواد.

00:07:42.375 --> 00:07:45.541
‫- خب، ما که جن‌زده‌شون نمی‌کنیم.
‫- خودشون جن‌زده به دنیا میان.

00:07:46.583 --> 00:07:49.540
‫- تو که جن‌زده نیستی.
‫- با اطمینان نمیشه گفت.

00:07:49.541 --> 00:07:51.832
‫امیدوارم بچه‌مون شبیه تو بشه.

00:07:51.833 --> 00:07:53.041
‫خیلی لطف داری.

00:07:56.208 --> 00:07:58.458
‫حداقل مامانم مجبور نشد اون مرحله رو ببینه.

00:08:00.041 --> 00:08:01.040
‫کدوم مرحله؟

00:08:01.041 --> 00:08:05.041
‫همه‌اش رو. آخه مگه بچه‌ها در واقع
‫فقط مثل یه ظرف نیستن

00:08:05.708 --> 00:08:07.415
‫که آدم‌های پیر عشقشون رو توش سرازیر کنن؟

00:08:07.416 --> 00:08:10.000
‫اونم فقط برای اینکه حواسشون
‫از تنهاییِ اجتناب‌ناپذیرِ پیری پرت بشه.

00:08:10.791 --> 00:08:12.207
‫ناهار عالی بود.

00:08:12.208 --> 00:08:15.207
‫آخه چه دلیلی داره که یه نفر
‫مدام سگش رو گم کنه؟

00:08:15.208 --> 00:08:18.707
‫این‌جوری نیست که عمداً این کار رو بکنه.
‫من که می‌گم ولش کن بابا، کی اهمیت میده؟

00:08:21.208 --> 00:08:22.665
‫چی شده؟

00:08:22.666 --> 00:08:25.791
‫اشکالی نداره. من که حتی نمی‌شناختمش.

00:08:26.375 --> 00:08:28.083
‫- آره.
‫- مهم نیست.

00:08:29.458 --> 00:08:32.999
‫ما هفت ماه و نیمِ خیلی خوب رو با هم داشتیم.
‫خیلی چسبید.

00:08:33.000 --> 00:08:35.249
‫واقعاً... واقعاً بیشتر از اون هم لازم نداشتم.

00:08:36.666 --> 00:08:39.415
‫آره. آره.
‫اتفاقاً منم این رو شنیدم.

00:08:39.416 --> 00:08:42.250
‫رازِ داشتنِ یه دورانِ بزرگسالیِ سالم همینه.

00:08:42.833 --> 00:08:46.624
‫چی؟ یه... یه مادرِ فوت شده
‫و یه پدرِ خونه‌نشین و مردم‌گریز؟

00:08:46.625 --> 00:08:48.290
‫- رازش اینه؟
‫- آره. عالیه.

00:08:48.291 --> 00:08:50.415
‫فکر کنم یه مقاله تو نیویورک تایمز درباره‌اش خوندم.

00:08:50.416 --> 00:08:53.624
‫نوشته بود کسی که والدینِ کنترلی و سلطه‌جو داره،

00:08:53.625 --> 00:08:57.415
‫واسه کسی که مادرش فوت شده
‫و پدرِ عجیبی داره، جفتِ خیلی مناسبیه.

00:08:57.416 --> 00:08:59.540
‫می‌خوای مثلاً با هم ازدواجی چیزی کنیم؟

00:08:59.541 --> 00:09:01.624
‫اوه، من تو فکرِ یه مراسم خیلی کوچیک

00:09:01.625 --> 00:09:03.707
‫توی کلبه تفریحی و نقلیِ پدر و مادرم توی جنگلم.

00:09:03.708 --> 00:09:07.040
‫بدونِ این مسخره‌بازی‌های عروسی، فقط توی طبیعتِ زیبا،

00:09:07.041 --> 00:09:08.665
‫برف هم پشت پنجره در حال باریدن باشه.

00:09:08.666 --> 00:09:09.749
‫لازم هم نیست با هواپیما بریم.

00:09:09.750 --> 00:09:13.415
‫می‌تونیم با ماشین بریم و توی شیک‌ترین
‫رستوران‌هایی که پیدا می‌کنیم توقف کنیم.

00:09:13.416 --> 00:09:15.749
‫حله. پس بزن بریم. باهات ازدواج می‌کنم.

00:09:15.750 --> 00:09:16.583
‫خیلی خب، به سلامتی.

00:09:18.666 --> 00:09:20.457
‫به سلامتی.

00:09:20.458 --> 00:09:21.791
‫- دوستت دارم.
‫- دوستت دارم.

00:09:23.125 --> 00:09:24.250
‫- هی.
‫- جانم؟

00:09:25.083 --> 00:09:26.333
‫خانواده‌ام عاشقت می‌شن.

00:09:28.291 --> 00:09:31.625
‫ممنون. اون حساب می‌کنه. داریم ازدواج می‌کنیم.

00:09:33.791 --> 00:09:35.624
‫و...

00:09:35.625 --> 00:09:37.625
‫بچه‌مون بی‌نقص می‌شه.

00:09:41.833 --> 00:09:43.750
‫این‌قدر به بچه‌مون فشار نیار.

00:09:44.250 --> 00:09:45.749
‫بچه‌مون یه آدم معمولی می‌شه.

00:09:45.750 --> 00:09:48.165
‫بعضی بچه‌ها پدر و مادر خودشون رو می‌کشن.

00:09:48.166 --> 00:09:52.125
‫باشه، ولی آخه وقتی بچه‌مون
‫همین‌قدریه، چطوری می‌خواد ما رو بکشه؟

00:10:06.375 --> 00:10:08.791
‫داره سگ‌ها رو می‌کشه، مگه نه؟

00:10:09.708 --> 00:10:10.666
‫چی؟

00:10:33.875 --> 00:10:35.207
‫می‌شه عوضش کنی؟ قطعش کن.

00:10:59.041 --> 00:11:00.458
‫آماده‌ای؟ سه.

00:11:01.291 --> 00:11:04.041
‫دو. یک.

00:11:26.375 --> 00:11:27.416
‫نه.

00:11:48.208 --> 00:11:49.750
‫لعنتی. آخ!

00:11:50.708 --> 00:11:51.875
‫آخ!

00:11:57.083 --> 00:11:58.290
‫عزیزم.

00:11:58.291 --> 00:11:59.290
‫چیه؟

00:11:59.291 --> 00:12:02.791
‫- آماده نبودی.
‫- شرمنده. تونلش خیلی طولانی بود.

00:12:03.708 --> 00:12:06.165
‫آخه این بدیمنه.

00:12:06.166 --> 00:12:08.040
‫معذرت می‌خوام.

00:12:08.041 --> 00:12:09.583
‫موقع برگشتن انجامش می‌دیم.

00:12:10.083 --> 00:12:10.999
‫لعنت بهش.

00:12:37.291 --> 00:12:38.291
‫لعنتی.

00:12:58.875 --> 00:12:59.999
‫وای، دستشویی دارم.

00:13:30.333 --> 00:13:32.290
‫ یه کلبه کوچولو توی جنگل

00:13:32.291 --> 00:13:34.915
‫ یه مردِ کوچولو کنار پنجره ایستاده بود

00:13:34.916 --> 00:13:37.624
‫ یه خرگوش رو دید که داره بالا پایین می‌پره

00:13:37.625 --> 00:13:39.207
‫ تا حد مرگ ترسیده بود

00:13:40.250 --> 00:13:42.665
‫ ...گفت: کمکم کن، کمکم کن، کمک

00:13:42.666 --> 00:13:45.458
‫وای خدای من! نیکی!
‫نیکی، بیا اینجا! بدو بیا!

00:13:46.750 --> 00:13:48.500
‫- چی شده؟
‫- بیا اینجا!

00:13:52.041 --> 00:13:53.540
‫- نگاه کن.
‫- وای خدای بزرگ.

00:13:53.541 --> 00:13:55.707
‫به نظرت حالش خوبه؟

00:13:55.708 --> 00:13:57.791
‫چی؟ خیلی خب، تو همین‌جا بمون.

00:13:58.291 --> 00:14:00.375
‫- کجا می‌ری؟
‫- می‌رم یه سری به دستشویی بزنم.

00:14:01.500 --> 00:14:04.999
‫- ریچل، داری...
‫- دارم دنبال پدر و مادرش می‌گردم و خب...

00:14:05.000 --> 00:14:07.749
‫- فقط همین‌جا بمون. الآن برمی‌گردم.
‫- ریچل!

00:14:07.750 --> 00:14:09.624
‫

00:14:09.625 --> 00:14:13.207
‫خب. سلام کوچولو. چی شده؟ نه.

00:14:13.208 --> 00:14:16.207
‫نه، نه، نه، گریه نکن. بچه باس بخنده.

00:14:17.291 --> 00:14:18.207
‫کسی هست؟

00:14:20.541 --> 00:14:21.708
‫کسی اینجا نیست؟

00:14:31.416 --> 00:14:32.750
‫وای خدای من.

00:14:38.083 --> 00:14:39.000
‫آهای؟

00:15:44.708 --> 00:15:45.666
‫کسی هست؟

00:16:24.000 --> 00:16:24.957
‫هی.

00:16:27.625 --> 00:16:29.583
‫گوشیم اصلاً آنتن نمی‌ده.

00:16:30.333 --> 00:16:32.457
‫دستشویی مردونه رو چک کردم.
‫هیچ‌کس اونجا نبود.

00:16:32.458 --> 00:16:34.041
‫ای لعنت، آنتن نداره.

00:16:35.291 --> 00:16:36.125
‫خب.

00:16:36.916 --> 00:16:38.124
‫

00:16:40.041 --> 00:16:42.124
‫فکر کنم بهتره یکیمون همین‌جا پیش بچه بمونه

00:16:42.125 --> 00:16:43.957
‫و اون یکی با ماشین بره تا نزدیک‌ترین پمپ‌بنزین

00:16:43.958 --> 00:16:45.290
‫یا رستورانی چیزی و کمک خبر کنه.

00:16:45.291 --> 00:16:47.957
‫باشه، باشه. می‌خوای چی کار...

00:16:47.958 --> 00:16:48.915
‫چرا صداش نمیاد؟

00:16:48.916 --> 00:16:50.750
‫- چی؟
‫- اگه اون تو یخ بزنه بمیره چی؟

00:16:55.125 --> 00:16:57.916
‫خیلی خب.

00:16:59.375 --> 00:17:00.791
‫سعی کردی بشکنیش؟

00:17:19.833 --> 00:17:21.250
‫این دیگه چیه؟

00:18:29.166 --> 00:18:33.833
‫ اما چیزایی که دوست داریم همیشه موندگارن

00:18:36.083 --> 00:18:39.708
‫ چون رسمش

00:18:40.583 --> 00:18:42.000
‫ توی بهشت همینه

00:18:46.416 --> 00:18:48.583
‫ دیگه هیچی مهم نخواهد بود...

00:18:49.541 --> 00:18:51.624
‫سلام. سلام. ببخشید.

00:18:51.625 --> 00:18:54.832
‫بیست مایل پایین‌تر از اینجا توی بزرگراه، یه استراحتگاه هست.

00:18:54.833 --> 00:18:58.582
‫گوشی من اصلاً آنتن نمی‌ده
‫ولی من و دوست‌پسرم اونجا نگه داشته بودیم.

00:18:58.583 --> 00:19:02.540
‫و... و ما... ما یه نوزاد پیدا کردیم که توی یه ماشین رها شده بود،

00:19:02.541 --> 00:19:07.290
‫فکر می‌کنم شاید یه اتفاق بدی برای پدر و مادرش افتاده باشه.

00:19:09.625 --> 00:19:10.625
‫شما...

00:19:11.541 --> 00:19:13.083
‫شما اینجا تنها هستین؟

00:19:16.583 --> 00:19:18.915
‫اوه. چه خوب.

00:19:18.916 --> 00:19:20.208
‫تو که کنارمی.

00:19:20.708 --> 00:19:23.082
‫اوه، این یکی زیاد خوب نیست.

00:19:23.083 --> 00:19:25.207
‫ببخشید، می‌شه لطفاً با پلیس تماس بگیری؟

00:19:27.333 --> 00:19:28.415
‫بنجامین.

00:19:28.416 --> 00:19:30.666
‫آره، بنجامین.

00:19:31.375 --> 00:19:32.500
‫خیلی باحاله.

00:19:33.000 --> 00:19:35.833
‫بنجامین اسم اون پسری بود که قبل از من اینجا کار می‌کرد،

00:19:36.333 --> 00:19:38.707
‫اما خودش رو توی دستشویی با کابل برق دار زد،

00:19:38.708 --> 00:19:42.207
‫اونا هم اون‌قدر گدا‌گشنه بودن که نخواستن
‫برای من یه اتیکت با اسم خودم بگیرن.

00:19:42.208 --> 00:19:43.041
‫

00:19:43.958 --> 00:19:47.583
‫ببخشید، می‌شه... می‌شه همین الان به پلیس زنگ بزنی؟.

00:19:48.166 --> 00:19:49.833
‫چیزی زدی؟ نشئه‌ای؟

00:19:53.041 --> 00:19:54.290
‫کمک می‌کنه آروم شم.

00:19:54.291 --> 00:19:55.291
‫به نظر خیلی آروم میای.

00:19:55.791 --> 00:19:58.124
‫می‌شه لطفاً به پلیس زنگ بزنی؟

00:19:58.125 --> 00:19:59.500
‫همین‌جا منتظر بمون. زنگ می‌زنم.

00:21:02.333 --> 00:21:03.833
‫لعنتی!

00:21:12.625 --> 00:21:14.624
‫هی، گفتی جنوبِ اینجا؟

00:21:14.625 --> 00:21:17.457
‫آره، جنوبِ اینجا.

00:21:17.458 --> 00:21:18.458
‫باشه، همون‌جا بمون.

00:21:19.083 --> 00:21:20.790
‫صبر کن. بنجامین.

00:21:20.791 --> 00:21:25.833
‫ تو برای من همونی هستی که هستی...

00:21:29.208 --> 00:21:30.041
‫گندش بزنن.

00:21:36.750 --> 00:21:40.000
‫ تو سرنوشتِ منی...

00:22:57.083 --> 00:22:58.958
‫مطمئنی اون نیمه گمشده‌ست؟

00:23:00.000 --> 00:23:07.000
آوا‌مــووی

00:23:09.750 --> 00:23:11.250
‫هی.

00:23:12.833 --> 00:23:16.249
‫هی! دارن میان که بچه‌ات رو نجات بدن!

00:23:33.791 --> 00:23:34.707
‫چه خبره اینجا؟

00:23:41.791 --> 00:23:42.625
‫لعنتی!

00:24:39.958 --> 00:24:43.250
‫وای خدای من! گندش بزنن.

00:24:45.416 --> 00:24:46.250
‫لعنتی!

00:24:48.625 --> 00:24:51.457
‫- وای خدا. ببخشید. معذرت می‌خوام.
‫- زهره‌ترکم کردی نیکی.

00:24:51.458 --> 00:24:52.832
‫بچه حالش خوبه؟

00:24:52.833 --> 00:24:54.665
‫آره بابا، خانواده‌اش برگشتن.

00:24:54.666 --> 00:24:57.332
‫قضیه چیه؟ داری خون‌ریزی می‌کنی.

00:24:57.333 --> 00:24:58.249
‫چی شده؟

00:24:58.250 --> 00:25:00.707
‫هیچی دیگه، فکر کردن می‌خوام بچه‌شون رو بدزدم،

00:25:00.708 --> 00:25:02.165
‫یارو هم زد تو صورتم.

00:25:02.166 --> 00:25:03.082
‫- چی؟
‫- آره.

00:25:03.083 --> 00:25:06.165
‫نگه داشته بودن یه هوایی بخورن.
‫چون حال زنه توی ماشین بد شده بود

00:25:06.166 --> 00:25:09.665
‫- بعد هم انگار رفته بودن یه قدمی بزنن.
‫- یعنی بچه‌شون رو توی ماشین ول کردن؟

00:25:09.666 --> 00:25:11.415
‫- آره، چه می‌دونم.
‫- چی؟

00:25:11.416 --> 00:25:13.207
‫آخه این روانی‌بازی نیست؟

00:25:13.208 --> 00:25:14.582
‫- بذار ببینم.
‫- آره، می‌دونم.

00:25:14.583 --> 00:25:15.624
‫اوه.

00:25:15.625 --> 00:25:17.915
‫لعنتی، صورتِ ماه و نازی داشتی.

00:25:17.916 --> 00:25:21.749
‫آره، اونا هم خیلی عذرخواهی کردن.
‫گفتن کار درستی انجام دادیم.

00:25:21.750 --> 00:25:24.124
‫خب، خیلی خوشحالم که همچین حسی داشتن.

00:25:24.125 --> 00:25:25.916
‫صبر کن، صبر کن. نباید منتظر پلیس بمونیم؟

00:25:29.250 --> 00:25:31.875
‫نه. نه، بیا فقط از اینجا جیم شیم.

00:25:45.416 --> 00:25:46.874
‫- خوبی؟
‫- هوم؟

00:25:46.875 --> 00:25:49.541
‫- حالت خوبه؟
‫- آره. فقط خیلی خسته‌ام.

00:26:01.333 --> 00:26:03.708
‫- رمزش چیه؟
‫- صفر هشت هفده.

00:26:04.291 --> 00:26:05.749
‫تاریخ تولدته؟

00:26:07.750 --> 00:26:10.290
‫ببین، ازدواج با بچه عزیزدردونه خانواده
‫!اصلاً فشار و استرسی نداره‌ها

00:26:10.291 --> 00:26:12.666
‫اذیت نکن. خودت می‌دونی که
‫چقدر مشتاق دیدنت هستن.

00:26:26.750 --> 00:26:28.000
‫عجب.

00:26:28.958 --> 00:26:30.083
‫آره.

00:26:48.875 --> 00:26:51.708
‫این همون کلبه نقلیِ تفریحیِ پدر و مادرته؟

00:26:52.875 --> 00:26:54.290
‫مگه کلبه نیست؟

00:26:54.291 --> 00:26:56.750
‫هست، ولی اصلاً نقلی نیست.

00:26:58.333 --> 00:27:00.874
‫امیدوارم ضربه‌مغزی نشده باشم.

00:27:00.875 --> 00:27:01.790
‫خدای من.

00:27:05.750 --> 00:27:08.249
‫خب. آماده‌ای؟

00:27:18.875 --> 00:27:21.166
‫پناه بر خدا.

00:27:25.125 --> 00:27:26.625
‫این دیوانه‌کننده‌ست.

00:27:33.875 --> 00:27:35.375
‫خدای من.

00:27:36.708 --> 00:27:38.790
‫- آره. راستش...
‫- این دیگه چیه...

00:27:38.791 --> 00:27:41.916
‫این سنتیه که برای سگ‌های خانواده داریم.

00:27:46.791 --> 00:27:48.250
‫آره، در واقع...

00:27:48.833 --> 00:27:50.832
‫همیشه اگه توی چشم‌هاشون نگاه می‌کردیم دعوامون می‌کردن،

00:27:50.833 --> 00:27:55.290
‫چون معتقد بودن وقتی مُردن، نگاه کردن به چشمشون
‫یه جور بی‌احترامیه.

00:27:55.291 --> 00:27:57.791
‫آخه اونا از کجا می‌فهمیدن
‫که تو به چشمشون نگاه کردی؟

00:27:58.291 --> 00:28:00.375
‫چی بگم... بابام می‌گفت اونا می‌تونن ببینن.

00:28:01.041 --> 00:28:04.375
‫من که همین الآن زل زدم تو چشماشون،
‫چی شد حالا؟ تو دردسر افتادم؟

00:28:05.291 --> 00:28:06.666
‫فکر کنم به زودی معلوم می‌شه.

00:28:30.041 --> 00:28:32.333
‫اون صندلی خالی واسه... واسه منه؟

00:28:33.208 --> 00:28:37.457
‫می‌دونم که همیشه آرزوت بوده
‫در حالی که دو تا سگ تاکسیدرمی‌شده ازت محافظت می‌کنن،

00:28:37.458 --> 00:28:39.582
‫توی یه تابلوی نقاشیِ خانوادگی باشی.

00:28:39.583 --> 00:28:43.665
‫یا خدا، یعنی روی عکسِ زنِ سابقِ برادرت،
‫عکسِ زنِ جدیدش رو نقاشی کردن؟

00:28:43.666 --> 00:28:46.416
‫آره، خواهرم اصرار داشت که این کار رو بکنن.

00:28:47.583 --> 00:28:50.583
‫- واقعاً که خیلی عجیبه.
‫- آره.

00:28:55.916 --> 00:28:58.249
‫اینجا هم غارِ عشقه.

00:28:58.250 --> 00:28:59.624
‫غارِ عشق؟

00:28:59.625 --> 00:29:00.665
‫آره.

00:29:13.166 --> 00:29:15.750
‫ایول!

00:29:30.125 --> 00:29:31.958
‫اینم حیوان خانگیِ خونواده بوده؟

00:29:32.791 --> 00:29:33.791
‫اوه، نه.

00:29:34.666 --> 00:29:38.833
‫یه خرس، الیزابت، مادربزرگِ مادربزرگم رو کشت.

00:29:39.791 --> 00:29:42.083
‫و شوهرش هم موقعی که داشت سعی می‌کرد
‫انتقامش رو بگیره، مُرد.

00:29:42.916 --> 00:29:44.082
‫عجب.

00:29:44.083 --> 00:29:45.000
‫آره.

00:29:46.666 --> 00:29:48.166
‫تو هم حاضر بودی واسه من این کار رو بکنی؟

00:29:49.083 --> 00:29:49.958
‫معلومه که آره.

00:29:51.083 --> 00:29:52.374
‫اوه، مراقب باش. مراقب باش.

00:29:52.375 --> 00:29:54.416
‫- ببخشید. ببخشید.
‫- آره، طوری نیست.

00:29:55.416 --> 00:29:58.999
‫می‌تونم یه کم یخ واسه صورتت بیارم

00:29:59.000 --> 00:30:01.541
‫یا اینکه فقط پیشخدمت رو صدا بزنم.

00:30:02.250 --> 00:30:03.791
‫اون ساعت ده می‌ره.

00:30:07.333 --> 00:30:08.250
‫اوه.

00:30:08.833 --> 00:30:11.082
‫- شوخی کردم. مطمئنی؟
‫- مسخره.

00:30:11.083 --> 00:30:13.707
‫- خودم می‌تونم برم بیارم.
‫- من میارم. فقط بگو کجاست.

00:30:13.708 --> 00:30:16.082
‫خیلی خب.
‫منم می‌رم ساک‌ها رو از ماشین بیارم.

00:30:16.083 --> 00:30:19.165
‫آشپزخونه اون پایین، تهِ سالنِ ورودیه‌...

00:30:19.166 --> 00:30:22.082
‫سمت راستِ اون راهروی منحنی،
‫کنارِ درِ ورودی.

00:30:22.083 --> 00:30:23.833
‫- اینجا؟
‫- آره، همون سمت راست.

00:30:45.833 --> 00:30:48.165
‫بکشید بیرون از اینجا دیگه!
‫دورهمی دخترونه داریم.

00:30:48.166 --> 00:30:50.207
‫آشپزخونه عمومیه.
‫شما برین یه جای دیگه.

00:30:50.208 --> 00:30:53.249
‫صبر کن ببینم، اینو واسه اون درست کردی؟
‫همش از این مرغ‌ها می‌خوره؟

00:30:53.250 --> 00:30:55.874
‫نه بابا. من واسه جولز آشپزی نمی‌کنم.
‫واسه خودم درست می‌کنم.

00:30:55.875 --> 00:30:57.082
‫اون فقط برحسب اتفاق اینجا بود.

00:30:57.083 --> 00:30:59.082
‫باید ازش طلاق بگیری
‫و با من ازدواج کنی

00:30:59.083 --> 00:31:01.541
‫تا جمعِ سه نفره خواهر برادرهای
‫کانینگهام تکمیل بشه. لعنتی!

00:31:02.625 --> 00:31:04.665
‫- زهره‌ترکم کردی!
‫- ببخشید!

00:31:04.666 --> 00:31:06.958
‫ببخشید، من... نمی‌خواستم مزاحم شم.

00:31:08.750 --> 00:31:09.665
‫می‌تونم برم.

00:31:09.666 --> 00:31:12.249
‫وای خدای من، پس واقعاً وجود داره.

00:31:12.250 --> 00:31:16.457
‫مزاحم چیه دختر؟ بیا بغلم.
‫ما دیگه خانواده‌ایم!

00:31:16.458 --> 00:31:19.415
‫اوه، عروسیته!

00:31:19.416 --> 00:31:21.665
‫ذوق داری؟ هیجان‌زده‌ای؟

00:31:21.666 --> 00:31:22.915
‫آره، واقعاً هیجان‌زده‌ام. آره.

00:31:22.916 --> 00:31:26.499
‫اوه، داشتیم درباره‌ات حرف می‌زدیم
‫که یهو از غیب ظاهر شدی.

00:31:26.500 --> 00:31:28.207
‫بهتون که گفتم، می‌تونم چیزها احضار کنم.

00:31:28.208 --> 00:31:29.915
‫اون چیز نیست پورشا. آدمه.

00:31:29.916 --> 00:31:31.416
‫بیا با خانواده جدیدت آشنا شو.

00:31:34.250 --> 00:31:36.207
‫نِلی. جولی.

00:31:36.208 --> 00:31:37.666
‫- نِل هستم.
‫- سلام.

00:31:38.875 --> 00:31:40.457
‫- منم جولز.
‫- از دیدنتون خوشبختم.

00:31:40.458 --> 00:31:43.624
‫باورم نمی‌شه بالاخره داریم می‌بینیمت.
‫انگار داشتی از دست ما فرار می‌کردی.

00:31:43.625 --> 00:31:44.540
‫وای نه، اصلاً.

00:31:44.541 --> 00:31:46.290
‫راستش ناراحت شدیم که لندن،

00:31:46.291 --> 00:31:49.207
‫یا سفر ایسلندِ تابستون پارسال نیومدی؛
‫ولی گویا از هواپیما می‌ترسی؟

00:31:49.208 --> 00:31:50.124
‫نه...

00:31:50.125 --> 00:31:53.165
‫داشتم واسه دوستم سیدنی تعریف می‌کردم
‫که چطوری تو و نیکی توی فرودگاه با هم آشنا شدین.

00:31:53.166 --> 00:31:55.583
‫اوه! خیلی رمانتیکه.

00:31:56.208 --> 00:31:57.166
‫ممنون.

00:31:58.041 --> 00:31:59.915
‫واقعاً نازی. مگه نه؟ خیلی نازه.

00:31:59.916 --> 00:32:01.665
‫- آره، خیلی نازه.
‫- ای جان...

00:32:01.666 --> 00:32:02.999
‫اوه، بذار حلقه رو ببینم.

00:32:03.000 --> 00:32:04.374
‫بیا.

00:32:04.375 --> 00:32:06.332
‫چقدر خوشگله.

00:32:06.333 --> 00:32:08.165
‫- نِلی، خوشگل نیست؟
‫- آره، واقعاً قشنگه.

00:32:08.166 --> 00:32:09.374
‫خب، نیکیِ عزیزمون کجاست؟

00:32:09.375 --> 00:32:13.499
‫داره وسیله‌ها رو از ماشین میاره.
‫ما... تازه رسیدیم. راستش...

00:32:13.500 --> 00:32:18.457
‫راستش اومدم اینجا یه کم یخ
‫واسه صورتش بردارم، چون اون...

00:32:19.875 --> 00:32:22.624
‫امشب یه نفر زد توی صورتش.

00:32:22.625 --> 00:32:23.666
‫- جدی؟
‫- چی؟!

00:32:25.333 --> 00:32:27.000
‫داستانش مفصله. راستش...

00:32:31.666 --> 00:32:32.625
‫ما که وقت داریم.

00:32:34.375 --> 00:32:35.250
‫خب...

00:32:36.000 --> 00:32:39.290
‫توی یه استراحتگاه بودیم،
‫وسطِ یه جای پرت،

00:32:39.291 --> 00:32:44.790
‫و یه... انگار یه نوزاد رو توی یه ماشین
‫ول کرده بودن.

00:32:44.791 --> 00:32:46.665
‫نیکی پیش بچه موند. منم رفتم کمک بیارم.

00:32:46.666 --> 00:32:48.457
‫بعد که رفتم توی یه کافه داغون،

00:32:48.458 --> 00:32:51.624
‫اونجا یه مردِ خیلی ترسناک و مرموز دیدم و...

00:32:51.625 --> 00:32:53.208
‫نکنه مردِ متاسف بوده؟

00:32:55.000 --> 00:32:55.875
‫پورشا!

00:32:59.208 --> 00:33:00.041
‫کی؟

00:33:00.750 --> 00:33:03.040
‫می‌دونستی یه موجود شیطانی
‫توی این جنگل‌ها زندگی می‌کنه؟

00:33:03.041 --> 00:33:04.832
‫نه، نه، باز شروع نکن.

00:33:04.833 --> 00:33:07.874
‫بذار بگم دیگه!
‫دلم می‌خواد یه قصه تعریف کنم، مگه چیه؟

00:33:07.875 --> 00:33:10.082
‫- من نیستم دیگه.
‫- ریچل دلش می‌خواد بشنوه.

00:33:10.083 --> 00:33:11.707
‫نگران نباش.

00:33:11.708 --> 00:33:12.957
‫شب بخیر، ریچل.

00:33:12.958 --> 00:33:14.124
‫شب بخیر.

00:33:14.125 --> 00:33:15.416
‫مراقب باش.

00:33:16.791 --> 00:33:18.665
‫خب، دیگه من برم.

00:33:20.208 --> 00:33:21.749
‫- ریچل.
‫- جونم؟

00:33:21.750 --> 00:33:24.166
‫سریع تموم می‌شه. یه قصه قبل خوابه.

00:33:27.625 --> 00:33:29.333
‫باشه. حله.

00:33:31.208 --> 00:33:35.457
‫خب، این‌جوری تصور کن: یه روز معمولیِ زمستونی،
‫یه روزی دقیقاً مثل امروز.

00:33:35.458 --> 00:33:38.457
‫جولز هشت سالش بود و از اونجایی که کلاً آدم
‫احساساتی و دراماتیکیه، تصمیم می‌گیره از خونه فرار کنه.

00:33:38.458 --> 00:33:40.250
‫منم که اون موقع بچه بودم و کلاً چیزی یادم نیست.

00:33:41.041 --> 00:33:44.416
‫هوا رو به تاریکی می‌ره و جولزِ کوچولو
‫توی جنگل تک و تنها می‌مونه.

00:33:44.916 --> 00:33:47.500
‫می‌دونی چی بدتر از تنها بودن توی جنگله؟

00:33:48.125 --> 00:33:52.333
‫اینکه یهو بفهمی در واقع اصلاً تنها نیستی.

00:33:53.333 --> 00:33:56.165
‫خلاصه، جولز صدای جیغ یه زن رو می‌شنوه که...

00:33:56.166 --> 00:33:57.000
‫...البته از این بدتر.

00:33:57.916 --> 00:34:01.790
‫سعی می‌کنه از سمتِ صدا فرار کنه،
‫اما به هر طرفی که می‌ره

00:34:01.791 --> 00:34:05.332
‫صدای جیغ‌ها بلندتر و بلندتر می‌شه...

00:34:05.333 --> 00:34:09.458
‫و بلندتر و بلندتر و بلندتر...

00:34:10.416 --> 00:34:13.291
‫تا اینکه باهاش چشم‌تو‌چشم می‌شه.

00:34:14.458 --> 00:34:15.707
‫مردِ متأسف رو میگم.

00:34:17.750 --> 00:34:22.166
‫اونم با ناخن‌های بلند و تیز و کثیفش،
‫با اون شکمِ ورم کرده‌ش،

00:34:22.958 --> 00:34:28.125
‫و با اون لبخندِ وارونه و دهنِ باز،
‫داشته زوزه می‌کشیده.

00:34:29.250 --> 00:34:33.415
‫خیلی وحشتناکه. تصور کن فقط سه متر
‫جلوتر ازت ایستاده باشه،

00:34:33.416 --> 00:34:35.665
‫و این همون چیزیه که جولزِ کوچولو می‌بینه.

00:34:35.666 --> 00:34:39.499
‫جولز از ترسِ مرد متأسف قایم می‌شه،
‫نفسش رو تو سینه حبس می‌کنه

00:34:39.500 --> 00:34:41.958
‫و تماشا می‌کنه، تماشا می‌کنه،

00:34:43.000 --> 00:34:44.125
‫تماشا می‌کنه...

00:34:44.708 --> 00:34:49.832
‫که چطوری مرد متأسف شکم یه زن رو پاره می‌کنه

00:34:49.833 --> 00:34:52.375
‫و تمام دل و روده‌اش رو می‌ریزه بیرون.

00:34:53.666 --> 00:34:56.790
‫و تمام مدتی که داره این کار رو می‌کنه، گریه می‌کنه،

00:34:56.791 --> 00:35:02.541
‫و مدام می‌گه:
‫متأسفم. متأسفم. متأسفم.

00:35:03.625 --> 00:35:04.625
‫خیلی وحشتناکه.

00:35:05.375 --> 00:35:08.665
‫اون کاملاً مخش رد داده، از اعماق جهنم اومده
‫و توی این جنگل‌ها پرسه می‌زنه.

00:35:08.666 --> 00:35:12.958
‫چون فکر می‌کنه زنِ گمشده‌اش توی کالبدِ یه زنِ دیگه مخفی شده.

00:35:13.666 --> 00:35:16.250
‫خیال می‌کنه بالاخره یه روز شکمِ یه زن رو پاره می‌کنه و...

00:35:17.291 --> 00:35:18.458
‫اون رو پیدا می‌کنه.

00:35:19.416 --> 00:35:25.250
‫و بعد دوتایی می‌تونن با هم برگردن به جهنم...
‫توی یه فضایِ عاشقانه و البته مریض‌گونه...

00:35:27.791 --> 00:35:28.875
‫وای خدای من!

00:35:29.833 --> 00:35:31.041
‫اون چیه؟

00:35:36.041 --> 00:35:39.583
‫ها! مچتونو گرفتم! مچ جفتتون رو گرفتم!

00:35:40.625 --> 00:35:42.540
‫اوه جودی، چه خبر؟

00:35:42.541 --> 00:35:48.165
‫این وقت شب چرا بیداری، جودی؟
‫داشتی آمارِ دخترها رو می‌گرفتی؟

00:35:48.166 --> 00:35:51.082
‫ببخشید، عمه پورشا. خوابم نمی‌برد.

00:35:51.083 --> 00:35:52.832
‫خب، ایشون ریچله.

00:35:52.833 --> 00:35:55.750
‫قرارِه زن عموی جدیدت بشه. هیجان‌انگیز نیست؟

00:35:57.250 --> 00:35:58.957
‫آخی، طوری نیست.

00:35:58.958 --> 00:36:01.374
‫نه، آخه مرد متأسف با بوی خون از خواب بیدار می‌شه،

00:36:01.375 --> 00:36:04.791
‫واسه همین فقط نباید بذاری خون‌ریزی کنی.
‫الان که پریود نیستی، هستی؟

00:36:07.458 --> 00:36:11.625
‫نگران نباش. مرد متأسف کاری به کار پسربچه‌ها نداره. نه.

00:36:12.416 --> 00:36:14.124
‫اون دنبالِ عروس می‌گرده.

00:36:14.125 --> 00:36:16.790
‫خب، به زن عمو ریچل چی میگیم؟ شب بخیر.

00:36:16.791 --> 00:36:18.499
‫- شب بخیر.
‫- عروسِ ناز و قشنگ.

00:36:18.500 --> 00:36:19.375
‫عروسِ ناز و قشنگ.

00:36:20.083 --> 00:36:22.707
‫نذاری مرد متأسف دل و روده‌ات رو ببینه!

00:36:31.416 --> 00:36:33.916
‫هی، ببخشید که مجبور شدی این داستان رو بشنوی
‫تا اینو برام بیاری.

00:36:34.416 --> 00:36:39.000
‫بچگی‌هامون اون‌قدر ما رو می‌ترسوند که
‫مامان‌بابامون کلاً تعریف کردنش رو ممنوع کردن.

00:36:39.666 --> 00:36:42.707
‫پس جولز و نلی رو هم دیدی؟ جالبه.

00:36:42.708 --> 00:36:44.999
‫داشتن سعی می‌کردن با کاردِ کره خوری همدیگه رو بکشن؟

00:36:45.000 --> 00:36:47.332
‫می‌گم، تو که به این چیزا اعتقاد نداری... داری؟

00:36:47.333 --> 00:36:53.083
‫نه. قطعاً به یه هیولای جهنمی که پوست آدم می‌پوشه اعتقادی ندارم.

00:36:56.083 --> 00:36:59.250
‫ولی وقتی بچه بودیم، توی جنگل یه اتفاقی برای جولز افتاد.

00:37:00.125 --> 00:37:02.708
‫وقتی برگشت... کلاً یه آدم دیگه شده بود.

00:37:04.000 --> 00:37:05.833
‫نمی‌دونی واقعاً چی شده بود؟

00:37:06.333 --> 00:37:09.415
‫راستش...
‫این داستانی بود که خودش وقتی برگشت تعریف کرد.

00:37:10.750 --> 00:37:14.499
‫بعدش هم مامان‌بابام فرستادنش به یه مدرسه شبانه‌روزی.
‫توی اروپا و از سر خودشون بازش کردن

00:37:14.500 --> 00:37:15.874
‫خیلی اوضاع داغونیه، نه؟

00:37:15.875 --> 00:37:17.666
‫من توی اون کافه به یه یارویی چاقو زدم.

00:37:18.541 --> 00:37:19.832
‫چی؟

00:37:19.833 --> 00:37:23.790
‫با کلیدهای ماشین.
‫یارو خیلی ترسناک و مرموز بود.

00:37:23.791 --> 00:37:25.124
‫صبر کن، چی؟ منظورت چیه؟

00:37:25.125 --> 00:37:27.540
‫مدام بهم زل زده بود، بعدش هم راه افتاد بیاد سمت من.

00:37:27.541 --> 00:37:29.457
‫فکر کردم می‌خواد بهم آسیب بزنه، ولی اون...

00:37:29.458 --> 00:37:32.665
‫نمی‌دونم چطوری توصیفش کنم.
‫ولی انگار داشت دید می‌زد که دارم دستشویی می‌کنم.

00:37:32.666 --> 00:37:33.999
‫چی؟ حالت خوبه؟

00:37:34.000 --> 00:37:36.625
‫آره، خوبم. فقط...

00:37:39.250 --> 00:37:40.166
‫نمی‌دونم.

00:37:41.125 --> 00:37:44.540
‫یه جوری حس آشناپنداری دارم
‫ولی نه از اون نوع خوبش.

00:37:44.541 --> 00:37:48.332
‫انگار یه چیزی برام خیلی آشناست،
‫ولی نمی‌دونم چطوری توصیفش کنم

00:37:48.333 --> 00:37:50.249
‫فقط می‌تونم بگم اضطراب و وحشت دارم.

00:37:50.250 --> 00:37:52.374
‫مثل وقتی که می‌دونی قراره یه اتفاق بدی بیفته.

00:37:52.375 --> 00:37:54.915
‫اینو می‌دونی و از وقتی رسیدیم اینجا

00:37:54.916 --> 00:37:58.665
‫این حس هی بیشتر و بیشتر و بیشتر می‌شه.

00:37:58.666 --> 00:38:02.207
‫و الان که اینجاییم دیگه... نمی‌دونم.

00:38:02.208 --> 00:38:05.583
‫- الان دیگه واقعاً حسش می‌کنم.
‫- هی، بیا اینجا. بیا بغلم، ریچل.

00:38:06.083 --> 00:38:07.083
‫عزیزم، بیا بغلم.

00:38:07.583 --> 00:38:09.375
‫طوری نیست. متأسفم.

00:38:10.416 --> 00:38:11.540
‫ببخشید. من...

00:38:12.458 --> 00:38:16.416
‫درکت می‌کنم. هی، منم همین حس رو داشتم. یه جوری بودم.

00:38:17.208 --> 00:38:18.791
‫کاملاً می‌فهمم چی می‌گی.

00:38:25.333 --> 00:38:26.624
‫نیکی.

00:38:26.625 --> 00:38:27.625
‫هوم؟

00:38:28.958 --> 00:38:33.124
‫تو به خواهرت گفتی که من به خاطرِ حمله عصبی نیومدم ایسلند؟

00:38:33.125 --> 00:38:35.333
‫نه. من... همچین کاری نمی‌کنم.

00:38:38.208 --> 00:38:40.416
‫پس اون از کجا می‌دونه من از پرواز می‌ترسم؟

00:38:41.791 --> 00:38:44.041
‫خب، اون داستانِ چطوری آشنا شدنمون رو می‌دونه.

00:38:48.333 --> 00:38:50.082
‫معذرت می‌خوام.

00:38:50.083 --> 00:38:52.083
‫دوستت دارم.

00:39:03.875 --> 00:39:05.166
‫ببخشید. ببخشید.

00:39:05.750 --> 00:39:06.625
‫چی شده؟

00:39:14.041 --> 00:39:15.958
‫باید اون کار رو انجام بدم.

00:41:12.625 --> 00:41:13.707
‫نیکی!

00:44:01.166 --> 00:44:02.416
‫خانمِ کانینگهام؟

00:44:29.583 --> 00:44:30.458
‫سلام.

00:44:32.041 --> 00:44:33.000
‫سلام.

00:44:36.833 --> 00:44:38.041
‫خانمِ کانینگهام؟

00:44:39.083 --> 00:44:40.375
‫هی، حالتون خوبه؟

00:44:51.125 --> 00:44:54.125
‫ببین کی اینجاست!

00:44:57.791 --> 00:44:59.708
‫خانمِ کانینگهامِ بعدی.

00:45:10.208 --> 00:45:11.083
‫سلام.

00:45:11.625 --> 00:45:15.125
‫ویکتوریا، عزیزم، بیا برگردیم به تخت‌خوابت.

00:45:16.708 --> 00:45:18.249
‫من فقط... داشتم نامه‌ها رو برمی‌داشتم.

00:45:18.250 --> 00:45:20.500
‫لازم نیست این کار رو بکنی عشقم
‫وظیفه منه.

00:45:23.125 --> 00:45:25.165
‫دیگه زیاد همدیگه رو نمی‌بینیم.

00:45:25.166 --> 00:45:27.958
‫اوه، نه، نه، می‌بینیم.
‫این... تازه شروعشه.

00:45:30.000 --> 00:45:35.000
«یه اتفاق خیلی بد قراره بی‌افته»

00:46:20.125 --> 00:46:22.875
‫«باهاش ازدواج نکن»

00:46:23.458 --> 00:46:29.416
‫ تو سرنوشتِ منی

00:46:30.208 --> 00:46:37.125
‫ تو سرنوشتِ منی

00:46:37.666 --> 00:46:43.833
‫ تو برای من همونی هستی که هستی

00:46:44.375 --> 00:46:50.625
‫ تو تمامِ خوشبختیِ منی

00:46:51.125 --> 00:46:56.208
‫ این تمامِ چیزیه که تو هستی

00:46:57.916 --> 00:47:04.083
‫ تو سرنوشتِ منی

00:47:04.791 --> 00:47:11.665
‫ تو شریکِ رویاهای منی

00:47:11.666 --> 00:47:18.166
‫ تو فراتر از خوشبختی هستی

00:47:19.208 --> 00:47:26.040
‫ این چیزیه که تو هستی

00:47:26.041 --> 00:47:30.916
‫ سرنوشتِ من

00:47:31.500 --> 00:47:51.500
« فیلم یار – مرجع دانلود فیلم و سریال » [ FilmYar ]