﻿WEBVTT

00:00:06.000 --> 00:00:17.000
« فیلم یار – مرجع دانلود فیلم و سریال » [ FilmYar ]

00:00:17.024 --> 00:00:24.024
« فیلم یار – مرجع دانلود فیلم و سریال » [ FilmYar ]

00:01:34.000 --> 00:01:36.124
‫لطفاً بنشینید.

00:01:41.250 --> 00:01:42.832
‫ما اینجا جمع شدیم

00:01:42.833 --> 00:01:46.583
‫تا شاهد پیوندِ این دو روحِ عزیز باشیم.

00:01:49.583 --> 00:01:53.916
‫میگن که عشق یعنی صبر، عشق یعنی مهربانی

00:01:55.250 --> 00:01:58.624
‫اما به نظر من، عشق خیلی
‫خطرناک‌تر از این حرف‌هاست.

00:02:00.916 --> 00:02:04.000
‫وقتی برای اولین بار عاشق می‌شیم،
‫نرم می‌شیم.

00:02:05.041 --> 00:02:09.374
‫و توی همین نرمیه که یهو
‫تا تهِ قلبمون خنجر می‌خوریم.

00:02:09.375 --> 00:02:10.541
‫عشق همینه.

00:02:11.833 --> 00:02:16.416
‫مثل یه میله فلزیه که وسط قلبتون فرو می‌ره
‫و سوراختون می‌کنه.

00:02:17.791 --> 00:02:20.791
‫هر روز آرزو می‌کنیم که
‫اون میله رو از قلب بیرون نکشن.

00:02:21.541 --> 00:02:24.832
‫اما مثل هر ریسک دیگه‌ای،

00:02:24.833 --> 00:02:29.041
‫همین هیجانشه که
‫باعث می‌شه به همه‌چیز بیارزه.

00:02:31.000 --> 00:02:33.665
‫برای اینکه تمام و کمال عاشق باشی،
‫باید خودت رو فدا کنی.

00:02:33.666 --> 00:02:36.749
‫مهم‌ترین تصمیم اینه که
‫به کی اعتماد کنی تا سرِ دیگه

00:02:36.750 --> 00:02:38.791
‫اون میله فلزی رو نگه داره.

00:02:40.625 --> 00:02:43.833
‫و حالا این زوج تصمیم گرفتن که
‫سوگندنامه خودشون رو بخونن.

00:02:44.333 --> 00:02:46.250
‫ریچل، اول با تو شروع می‌کنیم.

00:02:51.791 --> 00:02:53.125
‫نیکی.

00:02:54.500 --> 00:02:58.333
‫عاشقِ تو شدن خیلی راحت بود
‫و خیلی هم سریع اتفاق افتاد.

00:02:59.083 --> 00:03:02.207
‫اولین قرارمون توی یه ماشین اجاره‌ای بود

00:03:02.208 --> 00:03:06.332
‫و چهار روز طول کشید.

00:03:06.333 --> 00:03:08.583
‫چهار روز!

00:03:09.250 --> 00:03:13.291
‫و یادمه با خودم فکر می‌کردم...

00:03:15.750 --> 00:03:17.957
‫«هیچ‌وقت نمی‌خوام از این ماشین پیاده شم.»

00:03:18.875 --> 00:03:24.790
‫و اون چهار روز حالا شده... تا ابد.

00:03:29.708 --> 00:03:33.290
‫تمام عمرم سعی کردم خودم رو

00:03:33.291 --> 00:03:37.666
‫در برابر بدشانسی مسلح کنم، همیشه...

00:03:39.958 --> 00:03:44.250
‫دنبالِ یه اطمینانِ قلبی بودم. اما...

00:03:45.291 --> 00:03:49.124
‫خب همون‌طور که می‌دونیم، این هفته
‫دهنمون رو صاف کرد.

00:03:49.125 --> 00:03:53.915
‫ببخشید. حسابی از پا درمون آورد.

00:03:53.916 --> 00:03:58.958
‫و بین همه این‌ها، فهمیدم که

00:04:00.083 --> 00:04:04.458
‫نمی‌شه به «قطعیت» تکیه کرد، چون...

00:04:05.250 --> 00:04:09.332
‫توی ازدواج، توی عشق، توی هیچ‌چیزی
‫هیچ قطعیتی وجود نداره.

00:04:09.333 --> 00:04:12.583
‫تنها قطعیتِ زندگی، مرگه.

00:04:17.375 --> 00:04:19.790
‫تنها قطعیتِ زندگی، مرگه.

00:04:46.333 --> 00:04:48.041
‫پس لعنت به قطعیت!

00:05:02.125 --> 00:05:03.916
‫من هیچ نگرانی ندارم.

00:05:05.541 --> 00:05:09.624
‫چون تو... تو مهره شانسِ منی.

00:05:09.625 --> 00:05:14.458
‫تو همیشه، همیشه، همیشه
‫مهره شانسِ من بودی.

00:05:15.541 --> 00:05:17.041
‫واقعیت داره.

00:05:18.208 --> 00:05:19.416
‫برای همین...

00:05:20.916 --> 00:05:27.874
‫من، نیکی، قسم می‌خورم همون‌طور که تو منو دیدی،
‫منم تو رو ببینم.

00:05:27.875 --> 00:05:29.958
‫و قول می‌دم که...

00:05:32.333 --> 00:05:35.791
‫بهت باور داشته باشم و به «ما» باور داشته باشم.

00:05:38.375 --> 00:05:42.290
‫چون واقعیتِ این ماجرا... همینه.

00:05:42.291 --> 00:05:46.957
‫این ریسکِ بزرگیه که نمی‌دونیم تهش چی قراره بشه،

00:05:46.958 --> 00:05:51.666
‫اما باور داریم که همه چیز خوب پیش می‌ره.

00:05:53.166 --> 00:05:54.333
‫و من...

00:05:55.541 --> 00:05:59.208
‫باور دارم که تو نیمه گمشده منی.

00:06:05.250 --> 00:06:08.833
‫پس هر جا که داریم می‌ریم... هر جا...

00:06:10.958 --> 00:06:13.124
‫هیچ‌وقت نمی‌خوام از این ماشین اجاره‌ای پیاده شم.

00:06:17.125 --> 00:06:18.250
‫خب، تموم شد.

00:06:18.958 --> 00:06:22.249
‫- خیلی خب نیکی، نوبت توئه.
‫- آره، باشه.

00:06:24.000 --> 00:06:27.000
‫من مالِ خودم رو نوشتم.

00:06:28.583 --> 00:06:29.791
‫ریچل.

00:06:31.166 --> 00:06:34.957
‫کاش اول من می‌خوندم.
‫بعد از حرف‌های تو، خوندن خیلی سخته. واقعاً سخته.

00:06:35.916 --> 00:06:41.165
‫خب ریچل، همون‌طور که از لحظه
‫ورودت به اینجا فهمیدی...

00:06:41.166 --> 00:06:46.999
‫من توی خانواده‌ای بزرگ شدم
‫که برای ازدواج خیلی ارزش قائل بودن.

00:06:47.000 --> 00:06:51.165
‫واسه همین طبیعیه وقتی دو هفته بعد از
‫شروع رابطه‌مون بهم گفتی

00:06:51.166 --> 00:06:53.541
‫که هیچ‌وقت ازدواج نمی‌کنی، با خودم گفتم:

00:06:54.833 --> 00:06:56.374
‫!خودِ خودشه.

00:06:56.375 --> 00:07:01.249
‫اما واقعیت اینه که هیچ‌وقت لازم نشد
‫از خودم بپرسم که آیا تو نیمه گم‌شدمی یا نه،

00:07:01.250 --> 00:07:04.625
‫چون همیشه این رو می‌دونستم.

00:07:05.500 --> 00:07:09.000
‫و بعد از اینکه فقط یک ساعت باهات وقت گذروندم

00:07:09.541 --> 00:07:13.416
‫با خودم گفتم:
‫«کاش... کاش تمام ساعت‌های عمرم همین‌طوری باشه.»

00:07:14.000 --> 00:07:17.040
‫«و اگه بقیه عمرم رو باهاش نگذرونم»

00:07:17.041 --> 00:07:21.332
‫«حتماً به خاطر اینه که یه گندِ حسابی زدم.»

00:07:21.333 --> 00:07:24.832
‫با خودم عهد بستم که اون گندِ حسابی رو نزنم

00:07:24.833 --> 00:07:29.291
‫تا بتونم یه روز اینجا پای سفره عقد بایستم
‫و برات سوگند یاد کنم.

00:07:32.083 --> 00:07:33.790
‫و حالا رسیدیم به این لحظه مقدس.

00:07:35.958 --> 00:07:40.332
‫قول می‌دم که همیشه عشقم،

00:07:40.333 --> 00:07:43.500
‫وقتم و درکم رو بهت هدیه بدم.

00:07:44.750 --> 00:07:50.958
‫قول می‌دم توی هر ماجراجویی‌ای که دنبالشی،
‫یه همراه باشم که هیچ‌وقت قضاوتت نمی‌کنه.

00:07:51.500 --> 00:07:56.415
‫قول می‌دم همیشه کنارت بایستم،

00:07:56.416 --> 00:07:58.624
‫حتی وقت‌هایی که با هم اختلاف نظر داریم.

00:07:58.625 --> 00:08:03.291
‫توی این دنیا هیچ‌چیزی برام
‫مهم‌تر از تو نیست.

00:08:04.500 --> 00:08:06.875
‫و اجازه نمی‌دم هیچ‌چیزی بینمون فاصله بندازه.

00:08:07.750 --> 00:08:08.916
‫عاشقتم.

00:08:10.666 --> 00:08:11.790
‫خیلی قشنگ بود.

00:08:11.791 --> 00:08:13.833
‫هر دوتاتون خیلی زیبا گفتین.

00:08:15.583 --> 00:08:19.000
‫خب حالا نوبت لحظه اصلیه، بله.
‫حلقه‌ها رو لطف کنین.

00:08:22.000 --> 00:08:24.416
‫بفرمایید. این مالِ شماست.

00:08:25.416 --> 00:08:26.666
‫اینم مالِ شما.

00:08:27.708 --> 00:08:29.375
‫دارم می‌لرزم.

00:08:30.833 --> 00:08:31.708
‫بسیار خب.

00:08:32.500 --> 00:08:34.332
‫ریچل الکساندرا هارکین،

00:08:34.333 --> 00:08:39.124
‫آیا نیکلاس سامر کانینگهام رو به همسریِ
‫قانونی خودت قبول می‌کنی،

00:08:39.125 --> 00:08:45.041
‫تا در خوشی و ناخوشی همراهش باشی
‫و فقط مرگ بتونه شما رو از هم جدا کنه؟

00:08:52.833 --> 00:08:54.082
‫بله، قبول می‌کنم.

00:09:06.583 --> 00:09:08.166
‫نیکلاس سامر کانینگهام،

00:09:08.750 --> 00:09:13.332
‫آیا ریچل الکساندرا هارکین رو به همسری
‫قانونی خودت قبول می‌کنی،

00:09:13.333 --> 00:09:18.208
‫تا در خوشی و ناخوشی همراهش باشی
‫و فقط مرگ بتونه شما رو از هم جدا کنه؟

00:09:35.416 --> 00:09:37.207
‫پسرم، فقط یه «بله» بگی کافیه.

00:09:37.208 --> 00:09:38.749
‫من...

00:09:38.750 --> 00:09:39.958
‫حالت خوبه؟

00:09:40.541 --> 00:09:41.916
‫من...

00:09:43.416 --> 00:09:48.874
‫من این سوگندنامه رو... یه هفته پیش نوشتم،

00:09:48.875 --> 00:09:52.708
‫اما الان دیگه زیاد به دلم نمی‌شینه...

00:09:55.333 --> 00:09:57.583
‫چون تو... تو راست می‌گفتی.

00:09:58.625 --> 00:10:01.874
‫این هفته حسابی از پا درمون آورد،

00:10:01.875 --> 00:10:05.082
‫و هر چی که فکر می‌کردم

00:10:05.083 --> 00:10:08.540
‫درباره عشق و ازدواج می‌دونم، عوض شده.

00:10:08.541 --> 00:10:09.665
‫همه‌چیز عوض شده.

00:10:09.666 --> 00:10:14.832
‫و من... من الان تو رو بهتر از
‫هر زمانِ دیگه‌ای درک می‌کنم.

00:10:14.833 --> 00:10:17.666
‫تازه می‌فهمم چی می‌گفتی.

00:10:18.250 --> 00:10:19.665
‫داری چی‌کار می‌کنی؟

00:10:19.666 --> 00:10:22.165
‫ازدواج آدم‌ها رو نابود می‌کنه.

00:10:22.166 --> 00:10:25.165
‫و داشت روی ما تأثیر می‌ذاشت.

00:10:25.166 --> 00:10:27.707
‫و می‌دونی چیه؟ من...

00:10:28.791 --> 00:10:31.124
‫نمی‌خوام رابطه‌مون تغییر کنه.

00:10:31.125 --> 00:10:32.790
‫- طبق برنامه پیش برو.
‫- داری چی‌کار می‌کنی؟

00:10:32.791 --> 00:10:34.665
‫ازدواج مثل سم بوده.

00:10:34.666 --> 00:10:37.249
‫- ازدواج مثل... بسه دیگه، دارمش.
‫- خوبی؟

00:10:37.250 --> 00:10:40.791
‫توی خانواده من مثل سم بوده،
‫و من فقط...

00:10:41.750 --> 00:10:44.457
‫در حالی که خودت نمی‌خواستی
‫تو رو مجبور کردم بیای اینجا

00:10:44.458 --> 00:10:45.415
‫داری چیکار می‌کنی؟

00:10:45.416 --> 00:10:49.165
‫ریچل، تنها چیزی که من می‌خوام
‫اینه که بقیه عمرم رو با تو بگذرونم.

00:10:50.333 --> 00:10:52.333
‫اما نمی‌خوام ما هم مثل بقیه بشیم.

00:10:53.250 --> 00:10:58.707
‫می‌خوام این حق رو داشته باشیم که
‫هر روز، از صمیم قلب همدیگه رو انتخاب کنیم.

00:10:58.708 --> 00:11:01.165
‫- دقیقا همون‌طوری که همیشه بودیم.
‫- همگی، طوری نیست.

00:11:02.541 --> 00:11:05.999
‫اون ماشین اجاره‌ای داره می‌پیچه به چپ،
‫خیلی دورتر از اینجا.

00:11:06.000 --> 00:11:10.124
‫- اما ما هنوز توی ماشینیم.
‫- نیکی، بهم نگاه کن. بهم نگاه کن.

00:11:10.125 --> 00:11:14.665
‫باهام ازدواج کن. باهام ازدواج کن.
‫باید باهام ازدواج کنی. همین الان.

00:11:14.666 --> 00:11:17.249
‫دارم ما رو از قید و بندِ
‫این رسم و رسومات آزاد می‌کنم.

00:11:17.250 --> 00:11:19.040
‫- داری شوخی می‌کنی دیگه، نه؟
‫- ریچل...

00:11:19.041 --> 00:11:20.165
‫داری جدی حرف می‌زنی؟

00:11:20.166 --> 00:11:21.999
‫این همون چیزیه که تو می‌خوای.

00:11:22.000 --> 00:11:24.207
‫- تمومش کن. خدای من، این...
‫- جدی می‌گم.

00:11:24.208 --> 00:11:27.332
‫بهتر نیست یه کمی به این زوج وقت بدیم
‫تا بتونن مسائلشون رو حل کنن؟

00:11:27.333 --> 00:11:29.665
‫- نه.
‫- همه سرِ جاشون بمونن.

00:11:29.666 --> 00:11:31.665
‫ریچل!

00:11:37.666 --> 00:11:40.249
‫بیا فقط سوییچ رو برداریم، سوار ماشین شیم
‫و بریم. تف به این وضعیت.

00:11:40.250 --> 00:11:43.415
‫- بگو که جدی نمی‌گی.
‫- متأسفم که مجبورت کردم بیای اینجا. دارم درستش می‌کنم.

00:11:43.416 --> 00:11:44.999
‫این هفته یه جورایی شبیه کابوس بود.

00:11:45.000 --> 00:11:47.957
‫اگه این یه نشونه از آینده‌مون باشه چی؟
‫نمی‌ذارم این اتفاق برامون بیفته.

00:11:47.958 --> 00:11:49.624
‫معلومه که این هفته کابوس بود!

00:11:49.625 --> 00:11:51.916
‫هفته عروسی‌مونه.
‫فکر کردی هفته عروسی چطوریه؟

00:11:53.083 --> 00:11:55.499
‫قرار بود با من دل رو بزنی به دریا.

00:11:55.500 --> 00:11:57.665
‫- زدم! زدم! داشتم همین کار رو می‌کردم.
‫- نه!

00:11:57.666 --> 00:11:59.540
‫تو فقط داشتی پشتِ یه مشت فلسفه قایم می‌شدی

00:11:59.541 --> 00:12:02.207
‫و از آینده‌ای می‌ترسیدی که
‫بر اساس تصمیمات اشتباهِ بقیه بود!

00:12:02.208 --> 00:12:05.415
‫اون کسی که به رابطه‌ام ایمان داشت، من بودم!

00:12:05.416 --> 00:12:08.249
‫- منم دارم همین کار رو می‌کنم.
‫- کجای این کار مثلِ همونه؟

00:12:08.250 --> 00:12:10.165
‫تو خودت قبول کردی
‫که تنها چیزی که مهمه، ما هستیم.

00:12:10.166 --> 00:12:12.040
‫- دارم مراقبِ رابطه‌مون هستم.
‫- چطوری؟

00:12:12.041 --> 00:12:14.457
‫من به خاطرِ تو، کلِ ارزش‌هایِ
‫خانواده‌ام رو زیرِ پا گذاشتم!

00:12:14.458 --> 00:12:16.249
‫اما من ازت نخواسته بودم که این کار رو بکنی!

00:12:16.250 --> 00:12:19.415
‫باشه، اما ریچ می‌دونم که تو هیچ‌وقت نمی‌خواستی ازدواج کنی.

00:12:19.416 --> 00:12:22.665
‫و الان... می‌بینمش،
‫و بالاخره می‌فهمم چرا.

00:12:22.666 --> 00:12:25.290
‫باید باهام ازدواج کنی.
‫نه، ما باید با هم ازدواج کنیم.

00:12:25.291 --> 00:12:27.999
‫ریچل، تو همیشه می‌گفتی
‫که اصلاً دلت نمی‌خواد ازدواج کنی.

00:12:28.000 --> 00:12:30.790
‫اون مالِ قبلِ این بود که بفهمم یه نفرین ازدواج
‫توی خانواده منه.

00:12:30.791 --> 00:12:34.540
‫اگه تو بهم پیشنهاد نمی‌دادی،
‫اوضاعمون خوب می‌بود و این تقصیرِ تو نیست.

00:12:34.541 --> 00:12:36.374
‫باشه؟ تقصیرِ تو نیست. تو نمی‌دونستی.

00:12:36.375 --> 00:12:40.749
‫من نمی‌دونستم، اما الان می‌دونیم،
‫و الان مجبوریم که ازدواج کنیم.

00:12:40.750 --> 00:12:43.249
‫این دلیلِ درستی برای ازدواج کردن نیست.

00:12:43.250 --> 00:12:46.707
‫باید به خاطرِ این باشه که همدیگه رو دوست داریم
‫و به این عشق باور داریم.

00:12:46.708 --> 00:12:51.374
‫می‌دونم، اما الان توی اون
‫شرایطِ لعنتی نیستیم.

00:12:57.333 --> 00:13:00.333
‫خدای من. چرا الان داری این کار رو می‌کنی؟

00:13:02.375 --> 00:13:04.208
‫چه مرگته آخه نیکی؟

00:13:04.875 --> 00:13:06.415
‫چرا الان داری این کار رو می‌کنی؟

00:13:16.125 --> 00:13:20.082
‫آره، بیشتر. بیشتر. بیشتر.
‫آره، همونقدر، آره، ممنون.

00:13:20.083 --> 00:13:21.790
‫سهمِ همه باید همین‌قدر باشه.

00:13:21.791 --> 00:13:23.290
‫حتی اون‌هایی که زیرِ سن قانونین. این یکی مالِ توئه.

00:13:23.291 --> 00:13:25.249
‫اون توی وضعیتِ بحرانی بود، ویکتوریا.

00:13:25.250 --> 00:13:28.500
‫از من راهنمایی می‌خواست و منم باید باهاش صادق می‌بودم.

00:13:31.916 --> 00:13:33.874
‫من از کجا باید می‌دونستم که
‫این‌طوری واکنش نشون می‌ده؟

00:13:33.875 --> 00:13:35.458
‫چون اون ما رو بتِ خودش کرده.

00:13:36.250 --> 00:13:38.375
‫فکر می‌کنه ما یه ازدواجِ بی‌عیب و نقص داریم.

00:13:39.458 --> 00:13:40.458
‫خب، داریم دیگه.

00:13:43.500 --> 00:13:46.250
‫تو رابطه من و پسرم رو نابود کردی.

00:13:47.166 --> 00:13:50.082
‫دیگه هیچ‌وقت فرصت نمی‌کنم اعتمادش رو دوباره جلب کنم.

00:13:50.083 --> 00:13:53.582
‫- نه، نه، نه. اون خیلی دوستت داره.
‫- تو پایانِ خوشِ زندگیِ منو ازم گرفتی.

00:13:53.583 --> 00:13:56.666
‫صبر کن، برگرد. ویکتوریا!

00:13:58.708 --> 00:14:00.957
‫عزیزم، اون بالا چه اتفاقی افتاد؟

00:14:00.958 --> 00:14:04.707
‫تو با این قضیه مشکلی نداری؟
‫نیکی حالش خوبه؟ حالا باید چی‌کار کنیم؟

00:14:04.708 --> 00:14:08.540
‫ممنون. چیزی نیست... فقط یه اختلاف‌نظرِ کوچیک.
‫و احمقانه بود. طوریشون نیست.

00:14:08.541 --> 00:14:12.249
‫یکی می‌تونه از مهمون‌ها پذیرایی کنه؟
‫نمی‌خوام کسی تشنه بمونه. به سلامتی!

00:14:12.250 --> 00:14:13.500
‫به سلامتی.

00:14:14.666 --> 00:14:18.207
‫یه جوری بگو که انگار واقعاً خوشحالی! مامان، سلام.
‫دارم سعی می‌کنم انرژی بقیه رو بالا نگه دارم.

00:14:24.083 --> 00:14:26.750
‫پس اصلاً چرا بهم پیشنهاد ازدواج دادی؟

00:14:27.583 --> 00:14:30.040
‫اونم وقتی من همیشه می‌گفتم که دلم نمی‌خواد ازدواج کنم؟

00:14:30.041 --> 00:14:33.040
‫فقط کافی بود بفهمی که ازدواجِ پدر و مادرت
‫بی‌عیب و نقص نیست.

00:14:33.041 --> 00:14:34.624
‫همین رو لازم داشتی.

00:14:34.625 --> 00:14:37.916
‫تا کاری رو انجام بدی که من از روزِ اولِ آشنایی‌مون
‫می‌گفتم دلم می‌خواد.

00:14:39.125 --> 00:14:41.665
‫نیکی، من بعد از یک ساعت شناختنشون هم می‌تونستم بهت بگم

00:14:41.666 --> 00:14:44.124
‫که پدر و مادرت اون ازدواجی که تو.
‫برای خودت بت کرده بودی رو ندارن

00:14:44.125 --> 00:14:46.457
‫مادرت دوست‌داشتنیه، آره.
‫اما در عین حال یه آدمِ خودشیفته‌ست

00:14:46.458 --> 00:14:48.499
‫و پدرت هم یه آدمِ رمانتیکِ داغونه

00:14:48.500 --> 00:14:51.332
‫که دنبالِ یه چیزی می‌گرده تا
‫بقیه وجودش رو توش غرق کنه.

00:14:51.333 --> 00:14:54.665
‫ازدواجشون هم فقط به این خاطر سر پاست چون اون.
‫مادرت رو می‌پرسته

00:14:54.666 --> 00:14:55.832
‫و مادرت هم نیاز داره که پرستیده بشه.

00:14:55.833 --> 00:14:58.457
‫اون کاملاً غرقِ مادرت شده، ولی باز هم برای مادرت کافی نیست.

00:14:58.458 --> 00:15:01.874
‫پس هر دوتاشون بی حس شدن
‫و تماشای زندگی‌شون واقعاً آدم رو دپرس می‌کنه.

00:15:01.875 --> 00:15:04.707
‫دستت درد نکنه ریچل، آره.
‫واقعاً ممنون بابتِ این حرف‌هات

00:15:04.708 --> 00:15:08.541
‫خب، پس فکر کنم هیچ‌کدوممون نمی‌خوایم
‫عاقبتمون مثلِ پدر و مادرِ تو بشه.

00:15:09.083 --> 00:15:13.540
‫و جهتِ اطلاع، توی این سناریویی که گفتی،

00:15:13.541 --> 00:15:16.291
‫من اون رمانتیکم و تو اون خودشیفته.

00:15:17.000 --> 00:15:18.915
‫خیلی هم عالی!

00:15:18.916 --> 00:15:21.165
‫آره، نه، اتفاقاً واقعاً هم جور درمیاد

00:15:21.166 --> 00:15:25.707
‫چون کلِ رابطه ما دورِ حول تو می‌چرخه.

00:15:25.708 --> 00:15:26.707
‫باشه.

00:15:26.708 --> 00:15:30.124
‫همش منم که باید بهت اطمینان بدم همه‌چیز مرتبه،

00:15:30.125 --> 00:15:33.457
‫حتی وقتی که رسماً هیچ اتفاقی نیفتاده!

00:15:33.458 --> 00:15:36.415
‫چون تو همش فکر می‌کنی یه چیزی قراره بهت آسیب بزنه،

00:15:36.416 --> 00:15:39.082
‫واسه همین من همش باید با احتیاط دور و برِ حساسیت‌هات راه برم.

00:15:39.083 --> 00:15:39.999
‫خیلی خب.

00:15:40.000 --> 00:15:42.790
‫- چون از پسِ هیچ‌چیزی برنمیای.
‫- فهمیدم. فهمیدم چی می‌گی.

00:15:42.791 --> 00:15:45.707
‫- حتی یه روز هم با خانواده...
‫- فهمیدم نیکی، بسه.

00:15:45.708 --> 00:15:47.790
‫بدونِ اینکه من اونجا باشم و مدام بهت دلداری بدم
‫نتونستی سر کنی.

00:15:48.708 --> 00:15:52.624
‫هر چیزِ کوچیکی با تو تبدیل به یه معمای خسته‌ کننده میشه

00:15:52.625 --> 00:15:54.624
‫- هیچی راحت نیست .
‫- متوجهم.

00:15:54.625 --> 00:15:57.332
‫- دوست داشتن تو واقعا سخته!
‫- می‌دونم!

00:15:59.416 --> 00:16:00.916
‫خب؟ می‌دونم!

00:16:05.333 --> 00:16:07.000
‫می‌خوای همینو بشنوی؟

00:16:09.708 --> 00:16:10.957
‫لعنتی!

00:16:26.041 --> 00:16:29.207
‫سلامتی همگی! بزن اون دستِ قشنگ رو، شادی کنین.

00:16:30.833 --> 00:16:32.832
‫حس می‌کنم تقصیر من بود.
‫آره، کار من بود.

00:16:32.833 --> 00:16:35.707
‫باید بریم؟
‫صبر کن، نکنه واقعاً باید بریم؟

00:16:35.708 --> 00:16:38.416
‫پورشا گفت که مراسم به‌زودی دوباره شروع می‌شه.

00:16:44.375 --> 00:16:46.083
‫پس اصلاً چرا گفتی بله؟

00:16:48.041 --> 00:16:49.999
‫- وقتی پیشنهاد دادم، چرا قبول کردی؟
‫- چون...

00:16:50.000 --> 00:16:52.249
‫چون... چون می‌دونستم
‫چقدر برات مهمه

00:16:52.250 --> 00:16:55.083
‫و من... و من... دوستت داشتم و...

00:16:58.833 --> 00:17:04.040
‫نیکی، تو تنها کسی بودی
‫که می‌تونستی من رو تا اینجا بکشونی.

00:17:04.041 --> 00:17:05.125
‫دوستم داشتی؟

00:17:08.625 --> 00:17:10.457
‫دیگه دوستم نداری؟

00:17:12.291 --> 00:17:14.749
‫- نه، برو اون‌ور.
‫- می‌خوام جوابش رو بشنوم.

00:17:14.750 --> 00:17:15.999
‫- برو بیرون.
‫- وای خدای من.

00:17:16.000 --> 00:17:18.082
‫مامان می‌خواد برگردی اون‌جا،
‫لبخند بزنی و بوسش کنی،

00:17:18.083 --> 00:17:20.540
‫انگار نه انگار که جلوی کلِ فامیل

00:17:20.541 --> 00:17:22.582
‫و همه کسایی که براش عزیزن، زدی تو گوشش.

00:17:22.583 --> 00:17:26.124
‫- خیلی خب، خداحافظ. برو بیرون دیگه.
‫- ای بابا، دستات چقدر لیزه!

00:17:31.750 --> 00:17:35.624
‫آره نیکی، معلومه که هنوز دوستت دارم، خب؟

00:17:35.625 --> 00:17:38.040
‫و یکی از ویژگی‌هات که خیلی دوست دارم

00:17:38.041 --> 00:17:40.957
‫اینه که تو مثل کوهی، همیشه ثابتی، پایداری،

00:17:40.958 --> 00:17:44.082
‫و از این کارهای عجیب‌غریب نمی‌کنی
‫که مثلاً پای سفره عقد منو قال بذاری.

00:17:44.083 --> 00:17:45.915
‫من که نمی‌خواستم باهات به هم بزنم.

00:17:45.916 --> 00:17:49.416
‫- داشتم رابطه‌مون رو نجات می‌دادم.
‫- آفرین.

00:17:49.916 --> 00:17:51.332
‫فکر می‌کنی جواب داد؟

00:17:52.625 --> 00:17:54.790
‫اگه واقعاً می‌خواستی نجاتمون بدی،

00:17:54.791 --> 00:17:58.457
‫اون‌جا می‌گفتی «بله»، چون من
‫همه‌چیز رو تحت کنترل داشتم.

00:17:58.458 --> 00:17:59.582
‫خب؟

00:17:59.583 --> 00:18:06.083
‫من خیلی به خودم فشار آوردم که اون‌جا بایستم
‫و با اطمینان بگم «بله».

00:18:07.041 --> 00:18:11.582
‫و اگه تا قبل از غروب با من ازدواج نکنی،
‫نفرین به تو و خانواده‌ات هم سرایت می‌کنه.

00:18:11.583 --> 00:18:16.000
‫پس در واقع، من داشتم تو رو نجات می‌دادم.

00:18:17.333 --> 00:18:21.916
‫- خدای من ریچل! چی؟
‫- منظورت چیه که «چی»؟

00:18:23.666 --> 00:18:25.332
‫چرا طوری رفتار می‌کنی که انگار شوکه شدی؟

00:18:30.833 --> 00:18:34.707
‫مگه فیلم «عروس فراری» رو ندیدی؟
‫یه اثر کلاسیکه.

00:18:34.708 --> 00:18:38.249
‫سلام بچه‌ها. از دیدنتون خیلی خوشحالم.

00:18:38.250 --> 00:18:41.165
‫- چه بامزه.
‫- خیلی خب! سلام...

00:18:41.166 --> 00:18:46.207
‫لعنتی، اصلاً باورم نمی‌شه.
‫داری می‌لرزی؟ من که یکم دارم می‌لرزم.

00:18:46.208 --> 00:18:49.625
‫نمی‌خوام الان بگم،
‫اما هر کدومتون پنجاه دلار به من بدهکارین.

00:18:50.125 --> 00:18:52.415
‫ای بابا. شماها شرط‌بندی کرده بودین؟

00:18:52.416 --> 00:18:55.957
‫بعد از اون شامِ قبل عروسی دیشب،
‫به نظر می‌رسید شرط‌بندیِ مطمئنی باشه.

00:18:55.958 --> 00:18:58.915
‫راستش، شرط‌بندی سرِ این بود
‫که ریچل مراسم رو به هم بزنه.

00:18:58.916 --> 00:19:02.457
‫- تو هم آره؟
‫- چیه؟ خب من پول دوست دارم.

00:19:02.458 --> 00:19:04.332
‫شرط رو باختی.

00:19:06.291 --> 00:19:09.374
‫خب، در واقع با نگین‌های اتمی کار شده، نه الماس.

00:19:09.375 --> 00:19:12.624
‫اما پشتش سفارشیه. لطفاً دست نزنین، حساسه.

00:19:14.041 --> 00:19:16.124
‫همیشه همین‌طوریه.

00:19:19.125 --> 00:19:21.207
‫با خودش چه فکر کرده بود؟

00:19:21.208 --> 00:19:22.625
‫نمی‌دونم.

00:19:23.541 --> 00:19:26.625
‫- و اون هم که چیزی نخورده بود...
‫- نمی‌دونم.

00:19:36.625 --> 00:19:40.499
‫حرفم اینه که از نظرِ من،

00:19:40.500 --> 00:19:43.832
‫تو از وقتی اومدیم اینجا، خیلی حساس شدی.

00:19:43.833 --> 00:19:47.290
‫و بعدش بهم گفتی
‫که قراره یه اتفاق بدی بیفته.

00:19:47.291 --> 00:19:50.415
‫و بعد هم شروع کردی به بافیدن درمورد نفرین...

00:19:50.416 --> 00:19:53.999
‫پس نمی‌فهمی چرا به نظرم منطقی می‌اومد

00:19:54.000 --> 00:19:56.708
‫که تو هم از این ایده که
‫ازدواج نکنیم خوشت بیاد؟

00:19:57.625 --> 00:20:01.415
‫انگار همه اون اتفاق‌هایی
‫که قبل عروسی پیش اومد،

00:20:01.416 --> 00:20:04.832
‫حتماً یه بخشیش به خاطرِ
‫فشارِ ازدواج یا یه همچین چیزی بوده.

00:20:04.833 --> 00:20:06.749
‫ببخشید. نیکی، تمومش کن.

00:20:07.875 --> 00:20:08.875
‫چیه؟

00:20:09.666 --> 00:20:11.665
‫یعنی تو به اون نفرین باور نداری؟

00:20:11.666 --> 00:20:13.124
‫خودِ ازدواج نفرین!

00:20:13.125 --> 00:20:17.124
‫- من دارم ما رو از شرش خلاص می‌کنم.
‫- خدای من، نه نیکی.

00:20:17.125 --> 00:20:21.124
‫نفرین واقعاً نفرینه!
‫راهِ خلاص شدنمون هم این بود که ازدواج کنیم.

00:20:21.125 --> 00:20:23.540
‫فکر می‌کنی من این‌ها رو از خودم درآوردم؟

00:20:23.541 --> 00:20:25.583
‫- چیه؟
‫- فکر نمی‌کنم از خودت درآورده باشی، فقط...

00:20:26.166 --> 00:20:28.833
‫فقط چی؟ بهم بگو چیه، چی؟

00:20:29.458 --> 00:20:32.874
‫چیه مثلاً، ترس از تعهده یا استرسه؟

00:20:32.875 --> 00:20:35.624
‫- نه، من... فقط...
‫- چی؟!

00:20:35.625 --> 00:20:42.415
‫فکر می‌کنم... هر دوی ما
‫به روش‌های خودمون نفرین شدیم،

00:20:42.416 --> 00:20:44.290
‫اونم توسطِ سیستم‌هایی که توشون بزرگ شدیم.

00:20:44.291 --> 00:20:45.290
‫خدای من!

00:20:45.291 --> 00:20:48.082
‫و با ازدواج نکردن،
‫داریم اون مشکل رو حل می‌کنیم.

00:20:48.083 --> 00:20:51.665
‫پس وقتی می‌گم اگه ما نیمه گمشده هم نباشیم،
‫من می‌میرم،

00:20:51.666 --> 00:20:52.750
‫حرفم رو باور نمی‌کنی؟

00:20:54.708 --> 00:20:56.665
‫فکر نمی‌کنم... ریچل...

00:20:56.666 --> 00:20:57.750
‫چیه؟

00:20:58.541 --> 00:20:59.625
‫چه فکری نمی‌کنی؟

00:21:04.625 --> 00:21:06.458
‫آره، فکر نمی‌کنم همچین اتفاقی بیفته.

00:21:09.500 --> 00:21:13.040
‫تو بهم گفتی که باورم داری!
‫گفتی که باورم داری!

00:21:13.041 --> 00:21:16.040
‫اونم درست قبلِ اینکه بیام پای سفره عقد.
‫این مسخره‌ست! دیوونگیه!

00:21:16.041 --> 00:21:17.290
‫صبر کن، صبر کن. یه لحظه وایسا.

00:21:17.291 --> 00:21:19.374
‫این واقعاً مسخره‌ست.
‫باورم نمی‌شه!

00:21:19.375 --> 00:21:21.749
‫- نه، نه.
‫- نمی‌خواستم اوضاع این‌طوری بشه.

00:21:21.750 --> 00:21:24.290
‫خودت می‌دونی که من به این رابطه اعتماد کردم

00:21:24.291 --> 00:21:26.665
‫چون فکر می‌کردم تو منو درک می‌کنی!

00:21:26.666 --> 00:21:28.707
‫فکر می‌کردم ما همدیگه رو می‌فهمیم.

00:21:28.708 --> 00:21:32.833
‫می‌شه برگردیم... می‌شه برگردیم
‫به چهار ساعت پیش؟ خواهش می‌کنم.

00:21:51.958 --> 00:21:54.833
‫مهمونِ عروس یا داماد؟

00:21:55.333 --> 00:21:58.749
‫- داماد.
‫- می‌دونستم. ازدواج کردین؟

00:21:58.750 --> 00:22:00.833
‫- آره.
‫- با همدیگه؟

00:22:01.333 --> 00:22:04.957
‫- آره.
‫- باور داری که اون نیمه گمشدته؟

00:22:04.958 --> 00:22:06.583
‫آره. صد در صد.

00:22:08.458 --> 00:22:09.790
‫صد در صد.

00:22:09.791 --> 00:22:13.499
‫ببخشید. ما دیگه برمی‌گردیم...
‫برمی‌گردیم سرِ میزمون. بریم.

00:22:13.500 --> 00:22:16.165
‫توی جشنی که نه عروس هست نه داماد، چه اتفاقی می‌افته؟

00:22:16.166 --> 00:22:18.165
‫اینم مقدمه یکی از اون جوک‌های بی‌مزته؟

00:22:18.166 --> 00:22:20.915
‫- نه عزیزم، واقعاً برام سواله.
‫- من از کجا باید بدونم؟

00:22:20.916 --> 00:22:22.541
‫- بفرمایید قربان، مالِ شماست.
‫- نه!

00:22:26.083 --> 00:22:27.874
‫نمی‌دونم ازم چی می‌خوای! من...

00:22:27.875 --> 00:22:30.249
‫تو نمی‌ذاری من مستقل از تو فکر کنم!

00:22:30.250 --> 00:22:33.999
‫وقتی دقیقاً با دیدگاهِ تو موافق نیستم،
‫قبولش نمی‌کنی.

00:22:34.000 --> 00:22:36.290
‫نمی‌تونم باورهام رو عوض کنم.

00:22:36.291 --> 00:22:38.665
‫اما تو نمی‌تونی منو باور کنی!

00:22:38.666 --> 00:22:40.832
‫- ببین، این دوتا با هم فرق دارن.
‫- تو نمی‌تونی منو باور کنی!

00:22:40.833 --> 00:22:42.582
‫- فرق داره، باشه؟
‫- چه فرقی؟

00:22:42.583 --> 00:22:44.915
‫من به خزعبلاتِ ماوراءالطبیعه

00:22:44.916 --> 00:22:47.457
‫مثلاً انتقام کائنات و نفرین و این‌جور چیزها
‫باور ندارم.

00:22:47.458 --> 00:22:50.082
‫باشه، خب من به وجودِ فضایی‌هایِ کوفتی باور ندارم

00:22:50.083 --> 00:22:53.874
‫اما اگه تو با اطمینان بهم می‌گفتی
‫که یه فضاییِ لعنتی رو دیدی،

00:22:53.875 --> 00:22:55.708
‫من حرفت رو باور می‌کردم، نیکی.

00:22:56.208 --> 00:22:59.540
‫- متأسفم ریچل.
‫- من... تو اصلاً...

00:22:59.541 --> 00:23:02.832
‫تو این رو درباره من می‌دونستی، باشه؟
‫این چیزِ جدیدی نیست که الان فهمیده باشی.

00:23:02.833 --> 00:23:06.749
‫نیکی، کاری که آدم وقتی عاشقِ کسیه
‫انجام می‌ده اینه که...

00:23:06.750 --> 00:23:10.499
‫حرفِ طرفش رو باور می‌کنه. اعتماد یعنی همین.

00:23:10.500 --> 00:23:13.957
‫پس وقتی بهم گفتی که حرفم رو باور داری، منم باورت کردم.

00:23:13.958 --> 00:23:16.915
‫اونم به جای اینکه به لیستِ تمام حرف‌هایی که توی گذشته زدی نگاه کنم،

00:23:16.916 --> 00:23:20.540
‫چون من دارم همین لحظه رو می‌بینم، توی تک‌تکِ لحظه‌ها،

00:23:20.541 --> 00:23:25.291
‫دارم به خودت نگاه می‌کنم ولی تو...
‫تو اصلاً این کار رو برای من نمی‌کنی.

00:23:25.833 --> 00:23:26.832
‫نمی‌کنی.

00:23:26.833 --> 00:23:33.415
‫تو خیلی وقت پیش یه نسخه از من رو توی ذهنت ساختی
‫و فکر می‌کنی من فقط همونم و...

00:23:35.125 --> 00:23:37.915
‫بعد وقتی اون چیزی که می‌خوای نیستم
‫عصبانی می‌شی

00:23:37.916 --> 00:23:41.124
‫چون اون‌موقع دیگه نمی‌دونی خودت باید چطوری باشی.
‫و می‌دونی چیه؟ این بده، نیکی.

00:23:41.125 --> 00:23:42.957
‫این صفتِ خیلی بدیه

00:23:42.958 --> 00:23:48.541
‫چون تو باعث شدی که وجود داشتنِ من،
‫ناممکن بشه، ناممکن!

00:23:54.333 --> 00:23:55.750
‫دو تا تکیلا، لطفاً.

00:23:58.416 --> 00:24:02.124
‫- از ژاکتت خوشم میاد.
‫- آره، ممنون.

00:24:02.125 --> 00:24:03.333
‫می‌دیش به من؟

00:24:09.125 --> 00:24:11.166
‫ساعت 3:45 دقیقه‌ست. میرم دنبالشون.

00:24:21.791 --> 00:24:23.375
‫هی.

00:24:25.875 --> 00:24:28.166
‫اون تو چه خبرِه؟

00:24:32.666 --> 00:24:33.708
‫احمق‌ها.

00:24:35.583 --> 00:24:37.457
‫غیرممکنه!

00:24:39.291 --> 00:24:40.207
‫بذار بیام تو.

00:24:40.208 --> 00:24:43.374
‫ریچل، خورشید ساعت 4:44 غروب می‌کنه.
‫کمتر از یه ساعت وقت داریم.

00:24:43.375 --> 00:24:45.582
‫- داری چه غلطی می‌کنی؟
‫- یه دقیقه وقت می‌خوام.

00:24:45.583 --> 00:24:49.957
‫وقتت داره تموم می‌شه. دارم می‌رم کلید زاپاس رو بیارم. احمق‌ها.

00:24:55.000 --> 00:25:02.000
آوا‌مــووی

00:25:08.125 --> 00:25:12.165
‫پسرِ خودم! جود، بیا، بیا،
‫بیا، بیا اینجا. بدو بیا.

00:25:14.500 --> 00:25:18.375
‫اگه... اگه نفرین نشده بودی، باز هم می‌گفتی بله؟

00:25:18.958 --> 00:25:20.874
‫خدای من، این اصلاً ربطی نداره!

00:25:20.875 --> 00:25:22.040
‫مثل اینه که ازم بپرسی:

00:25:22.041 --> 00:25:25.666
‫«فکر می‌کنی اگه دست نداشتی، باز هم راست‌دست می‌شدی؟»

00:25:28.208 --> 00:25:30.165
‫خب، من هنوز جوابم رو می‌خوام.

00:25:34.000 --> 00:25:36.165
‫هیچ حرفی برای گفتن نداری. می‌دونی چیه نیکی؟

00:25:36.166 --> 00:25:38.332
‫واقعیت اینه که تو مامانی بودی

00:25:38.333 --> 00:25:40.332
‫و اون از تمامِ حقایقِ دنیا دورت نگه داشت،

00:25:40.333 --> 00:25:44.374
‫واسه همین تو هیچی از دنیای واقعی نمی‌دونی نیکی، هیچی.

00:25:47.541 --> 00:25:49.999
‫...یه آدمِ خبیث. فکر کنم مغزت باید مورد مطالعه قرار بگیره.

00:25:50.000 --> 00:25:52.374
‫یاخدا، اون مالِ دو سالِ پیش بود نیکی!

00:25:52.375 --> 00:25:55.540
‫خب، من هیچ‌وقت یه هفته غیبم نمی‌زد که تو رو قال بذارم.

00:25:57.666 --> 00:25:59.165
‫برو یه کم گل بکش، شاید یادت بره.

00:25:59.166 --> 00:26:00.624
‫تو فکر می‌کنی رمانتیکی؟

00:26:03.791 --> 00:26:05.291
‫خودم رو تا سطحِ تو پایین بیارم؟

00:26:09.250 --> 00:26:11.625
‫تو متقلب‌ترین و موذی‌ترین
‫آدمِی هستی که تا حالا...

00:26:32.041 --> 00:26:33.165
‫خدای من.

00:26:33.166 --> 00:26:35.749
‫- می‌دونستم که عروسی رو خراب می‌کنی.
‫- من نکردم، پورشا.

00:26:35.750 --> 00:26:40.915
‫می‌دونم... می‌دونم که این هفته سختی بوده،
‫اما هر مشکلی که شما دوتا با هم دارین،

00:26:40.916 --> 00:26:44.665
‫قول می‌دم... قول می‌دم که می‌تونین
‫با هم حلش کنین، باشه؟

00:26:44.666 --> 00:26:46.124
‫اما الان وقتش نیست.

00:26:46.125 --> 00:26:48.290
‫- فقط بذارین کاری رو که باید، انجام بدن.
‫- نه، الان نه.

00:26:48.291 --> 00:26:50.749
‫اون‌ها باید ازدواج کنن بابا. مجبورن.

00:26:50.750 --> 00:26:53.707
‫- اون بیرون چه اتفاقی افتاد مرد؟
‫- اصلاً الان حوصله این حرف‌ها رو ندارم.

00:26:53.708 --> 00:26:56.499
‫هیچ‌کدوممون الان حوصله نداریم.
‫بچه بازی رو بذار کنار و برو ازدواج کن.

00:26:56.500 --> 00:26:58.540
‫- داری چه غلطی می‌کنی؟
‫- از سر راهم برو کنار.

00:26:58.541 --> 00:26:59.625
‫- هی.
‫- نخوردیش؟

00:27:00.833 --> 00:27:03.082
‫نه، من... من بهش اعتماد کردم.

00:27:03.083 --> 00:27:04.249
‫آخه چرا همچین کاری کردی؟

00:27:04.250 --> 00:27:06.165
‫- چون 98 درصد مطمئن بودم.
‫- ببخشید، چی رو بخوریم؟

00:27:06.166 --> 00:27:08.749
‫داری چه غلطی می‌کنی؟
‫بهش نگاه کن. باهاش ازدواج کن.

00:27:08.750 --> 00:27:10.624
‫کی به این فلسفه زندگیِ جدیدت اهمیت می‌ده؟

00:27:10.625 --> 00:27:13.582
‫- یا باهاش ازدواج می‌کنی یا همه‌مون به فنا می‌ریم!
‫- نل، چی رو باید می‌خوردیم؟

00:27:13.583 --> 00:27:15.874
‫خفه شو پورشا.
‫باید ازدواج کنی.

00:27:15.875 --> 00:27:17.833
‫- چی؟ به خاطر اون نفرین؟
‫- آره!

00:27:18.416 --> 00:27:20.540
‫- اون باورش نداره.
‫- واقعیت داره!

00:27:20.541 --> 00:27:22.832
‫و اگه باهاش ازدواج نکنی، به بقیه فامیل هم سرایت می‌کنه.

00:27:22.833 --> 00:27:24.624
‫یعنی جود هم درگیرش می‌شه، درسته؟

00:27:24.625 --> 00:27:26.749
‫- منظورت چیه؟ همه‌مون؟
‫- آره.

00:27:26.750 --> 00:27:27.874
‫نمی‌فهمم چی می‌گی.

00:27:27.875 --> 00:27:30.374
‫خیلی خب، همگی آروم باشین.

00:27:36.208 --> 00:27:38.833
‫عزیزم، هی.

00:27:39.916 --> 00:27:42.375
‫اون حرف‌هایی که اون بیرون زدی، واقعاً منظورت نبود، نه؟

00:27:53.750 --> 00:27:55.041
‫من...

00:27:56.833 --> 00:27:59.707
‫- فقط داشتم سعی می‌کردم کار درست رو انجام بدم.
‫- پنج دقیقه وقت داری.

00:27:59.708 --> 00:28:01.083
‫جولز!

00:28:01.791 --> 00:28:06.624
‫خیلی خب، زود باشین. راه بیفتین.
‫بابا، آماده باش تا حرف‌هات رو بزنی.

00:28:07.875 --> 00:28:09.624
‫- بریم اون شاهد رو بیاریم.
‫- جولز، تمومش کن.

00:28:09.625 --> 00:28:11.791
‫- چرا هیچ‌کدومتون تکون نمی‌خورین؟
‫- من که دارم می‌رم...

00:28:12.333 --> 00:28:14.915
‫ریچل، بیا دیگه. زود باش ریچل.

00:28:14.916 --> 00:28:19.250
‫خب، بیا بریم اون بیرون
‫و مراسم رو تموم کنیم. خب؟

00:28:19.833 --> 00:28:21.708
‫اصلاً دلیلی نداره که خجالت بکشی.

00:28:22.500 --> 00:28:24.082
‫هیچ‌کس عصبانی نیست.

00:28:26.125 --> 00:28:27.625
‫عزیزم، بهم نگاه کن.

00:28:30.125 --> 00:28:31.666
‫همه‌چیز درست می‌شه.

00:28:34.541 --> 00:28:35.583
‫بیا بریم.

00:28:48.083 --> 00:28:50.416
‫خیلی معذرت می‌خوام. هی.

00:28:52.500 --> 00:28:55.082
‫یه بار دیگه امتحان کنیم؟ می‌خوای...

00:28:55.083 --> 00:28:56.957
‫می‌خوای برگردیم اون بیرون و دوباره امتحان کنیم؟

00:28:56.958 --> 00:28:58.708
‫نظرت چیه؟ چی می‌گی؟

00:28:59.208 --> 00:29:00.541
‫ریچل می‌شه...

00:29:04.250 --> 00:29:05.540
‫نظرت چیه؟

00:29:13.208 --> 00:29:14.458
‫نه.

00:29:16.166 --> 00:29:17.458
‫نه نیکی.

00:29:18.583 --> 00:29:20.125
‫من باهات ازدواج نمی‌کنم.

00:29:51.416 --> 00:29:53.624
‫- داری چیکار می‌کنی؟
‫- من قرار نیست به خاطر اون بمیرم.

00:29:53.625 --> 00:29:56.207
‫قرار نیست بمیری. تو گفتی باور داری که اون نیمه گمشدته.

00:29:56.208 --> 00:29:57.874
‫- دیگه باور ندارم.
‫- ریچل، بی‌خیال.

00:29:57.875 --> 00:30:00.749
‫- لطفاً فقط همین یه کار رو برای من انجام بده.
‫- همین یه کار؟ همین یه کار؟

00:30:00.750 --> 00:30:04.999
‫نیکی، من همه این کارا رو به خاطر تو کردم.
‫همه‌اش به خاطر تو بود.

00:30:05.000 --> 00:30:06.540
‫به خاطر تو پیشنهاد ازدواجت رو قبول کردم.

00:30:06.541 --> 00:30:09.082
‫اون بالا هم به خاطر این گفتم بله چون بهت باور داشتم، اما دیگه تمومه.

00:30:09.083 --> 00:30:10.457
‫دیگه بریدم، فهمیدی؟

00:30:10.458 --> 00:30:12.832
‫دیگه بیشتر از این به خودم خیانت نمی‌کنم، اونم به خاطر تو.

00:30:12.833 --> 00:30:16.207
‫من حق دارم یه شانس دوباره داشته باشم. من لایق یه فرصتِ دیگه‌ام.

00:30:16.208 --> 00:30:18.707
‫- ریچل، خواهش می‌کنم.
‫- این کار رو نکن.

00:30:18.708 --> 00:30:20.916
‫نیکی، تنها کاری که باید می‌کردی این بود که حرفم رو باور کنی.

00:30:22.208 --> 00:30:23.624
‫لعنتی، ساعت 4:45 دقیقه‌ست.

00:31:15.250 --> 00:31:16.291
‫وای خدای من.

00:33:51.458 --> 00:33:54.375
‫جود! جود!

00:33:57.541 --> 00:34:01.416
‫حالا باید چی‌کار کنیم؟ چی‌کار کنیم؟

00:34:02.125 --> 00:34:04.290
‫نمی‌دونم. نمی‌دونم.

00:34:04.291 --> 00:34:05.749
‫صداتو نمی‌شنوم!

00:34:05.750 --> 00:34:08.832
‫یه فکری به حالش می‌کنم، باشه؟
‫من... لعنتی، نیکی کجاست؟

00:34:14.041 --> 00:34:15.457
‫- زاندر؟
‫- عزیزم؟

00:34:18.791 --> 00:34:21.332
‫طوری نیست. همین‌جا بشین.

00:34:21.333 --> 00:34:23.415
‫مامان! مامان!

00:34:26.666 --> 00:34:28.165
‫مواظب باش!

00:34:52.458 --> 00:34:55.165
‫تو! ببین.

00:34:55.166 --> 00:34:56.207
‫ببخشید. خوبی، طوری نیست.

00:34:56.208 --> 00:34:58.040
‫فقط فشارش بده. طوری نمیشه.

00:34:58.041 --> 00:35:02.457
‫عزیزم، چه بلایی داره سرِ خانواده‌ت میاد؟ خدای من!

00:35:02.458 --> 00:35:04.582
‫چشماتو ببند پسرم. چشماتو ببند.

00:35:04.583 --> 00:35:06.082
‫هی! تو!

00:35:06.083 --> 00:35:09.332
‫منظورت همین بود؟ چرا بهم نگفتی که
‫این اتفاق قراره بیفته؟

00:35:09.333 --> 00:35:13.749
‫بهت هشدار دادم. بهت گفتم که این نفرین.
‫به خانواده‌اش هم سرایت می‌کنه

00:35:37.708 --> 00:35:39.207
‫مامان، نه.

00:35:39.208 --> 00:35:41.415
‫من از همون لحظه اولی که دیدمش، فهمیدم اون زن شیطانیه.

00:35:41.416 --> 00:35:44.083
‫- هیچ‌کی به حرفِ من گوش نمی‌ده.
‫- نه، نه، نه، نه...

00:35:45.416 --> 00:35:46.541
‫داره چه اتفاقی می‌افته؟

00:35:48.291 --> 00:35:51.249
‫طوری نمیشه. نگران نباش.

00:36:16.666 --> 00:36:18.374
‫- در رو قفل کن.
‫- باشه.

00:36:18.375 --> 00:36:20.915
‫و به جز من و نِلی، به هیچ‌کس اجازه ورود نده، فهمیدی؟

00:36:20.916 --> 00:36:21.915
‫فهمیدم.

00:36:24.458 --> 00:36:27.207
‫- صدای تلویزیون رو هم زیاد کن.
‫- فینال مسابقات ان‌اف‌ال...

00:36:34.000 --> 00:36:37.000
‫دوستت دارم و نمی‌ذارم هیچ اتفاقی برات بیفته.

00:36:38.833 --> 00:36:40.082
‫زود برمی‌گردم. قول می‌دم.

00:36:40.083 --> 00:36:43.541
‫با ورودِ تیمِ «سی‌هاکس» به زمین
‫قراره یه حمومِ خونِ واقعی راه بیفته

00:36:54.500 --> 00:36:57.249
‫خب گوش کنین. این نفرین کوفتی به خانواده ما هم سرایت کرده.

00:36:57.250 --> 00:36:58.957
‫یعنی سرِ منم میاد؟

00:36:58.958 --> 00:37:01.082
‫اگه فکر کنی اون شوهرِ «وگاسیت» نیمه گمشدته، نه.

00:37:01.083 --> 00:37:02.750
‫تو ازدواج کردی؟!

00:37:03.333 --> 00:37:06.208
‫مامان، واقعاً معذرت می‌خوام. یه اشتباه بود.
‫اصلاً نباید این کار رو می‌کردم

00:37:11.916 --> 00:37:13.915
‫- مامان؟ مامان؟ منو ببخش.
‫- این امکان نداره، نباید این‌طوری بشه.

00:37:13.916 --> 00:37:16.707
‫داره اتفاق می‌افته و همش هم تقصیر توئه، احمقِ بیشعور!

00:37:16.708 --> 00:37:18.457
‫تنها کاری که باید می‌کردی این بود که باهاش ازدواج کنی.

00:37:18.458 --> 00:37:21.125
‫همه‌اش به خاطر اینه که باهاش ازدواج نکردی.

00:37:21.708 --> 00:37:23.957
‫فکر کنم یه راهی باشه که بتونیم جلوش رو بگیریم.

00:37:25.291 --> 00:37:27.624
‫- بچه‌ها، حالا چی‌کار کنیم؟
‫- عزیزم، داریم کمک میاریم.

00:37:27.625 --> 00:37:29.332
‫معذرت می‌خوام. اشتباه از من بود.

00:37:29.333 --> 00:37:31.207
‫چرا برگه‌های طلاق رو امضا نکردی؟

00:37:31.208 --> 00:37:33.165
‫چون نمی‌دونم زندگی بدون تو چطوریه.

00:37:33.166 --> 00:37:35.207
‫- وای خدای من!
‫- دارم خونریزی می‌کنم؟

00:37:35.208 --> 00:37:36.416
‫هنوز نه.

00:38:18.166 --> 00:38:22.165
‫ریچ، ریچل... ریچل معذرت می‌خوام.

00:38:22.166 --> 00:38:24.124
‫خیلی متأسفم. واقعاً گند زدم.

00:38:24.125 --> 00:38:26.165
‫واقعاً، واقعاً معذرت می‌خوام.

00:38:26.166 --> 00:38:30.083
‫من باور دارم که تو نیمه گم‌شده منی.
‫و منم مال توأم. ما نیمه گم‌شده همدیگه‌ایم

00:38:35.791 --> 00:38:37.375
‫الان دیگه باورم می‌کنی؟

00:38:38.958 --> 00:38:40.166
‫آره، باور می‌کنم.

00:38:41.750 --> 00:38:42.999
‫باور دارم.

00:38:43.000 --> 00:38:44.416
‫قول می‌دم.

00:38:45.208 --> 00:38:49.375
‫قول می‌دم از این به بعد همیشه حرفت رو باور کنم، قول می‌دم.

00:38:49.958 --> 00:38:52.207
‫- قول می‌دم.
‫- نه نیکی.

00:38:52.208 --> 00:38:56.083
‫طبق اختیاراتی که به من داده شده، شما رو زن و شوهر اعلام می‌کنم.

00:38:56.583 --> 00:38:58.208
‫حالا می‌تونی عروس رو ببوسی.

00:39:00.458 --> 00:39:01.916
‫ریچل.

00:39:03.041 --> 00:39:03.957
‫ریچل.

00:39:03.958 --> 00:39:07.499
‫نه، نه، نه...

00:39:07.500 --> 00:39:09.624
‫نه! نه! نباید اون رو امضا کنه.

00:39:09.625 --> 00:39:12.165
‫شما قبلاً عهدهاتون رو بستین.

00:39:12.166 --> 00:39:15.082
‫- اونا می‌خواستن مراسم رو کامل کنن.
‫- لطفا زود باشین!

00:39:15.083 --> 00:39:17.750
‫نه، اما نفرین دیگه پخش شده
‫پس این کار جلوش رو نمی‌گیره، درسته؟

00:39:18.333 --> 00:39:20.125
‫جلوی نفرین رو نمی‌گیره. نیکی...

00:39:20.708 --> 00:39:23.082
‫نیکی، نیکی... به من نگاه کن.

00:39:23.083 --> 00:39:27.875
‫الان دیگه هر دوتامون این نفرین لعنتی رو داریم.
‫ازدواج کردن فقط باعث می‌شه بمیریم.

00:39:28.916 --> 00:39:31.250
‫- نه اگه نیمه گم‌شده هم باشیم.
‫- نیستیم!

00:39:31.833 --> 00:39:33.416
‫من هنوز فکر می‌کنم هستی.

00:39:41.541 --> 00:39:42.582
‫جولز...

00:39:42.583 --> 00:39:44.708
‫باید سعی می‌کردیم همه رو نجات بدیم.

00:39:46.166 --> 00:39:50.790
‫پسرم هم گرفتارش شد. متأسفم. متأسفم ریچل، معذرت می‌خوام.

00:39:50.791 --> 00:39:52.791
‫تو...

00:39:54.458 --> 00:39:56.791
‫ما هنوز نیمه گم‌شده همیم، مگه نه؟

00:39:57.458 --> 00:39:58.458
‫مگه نه؟

00:40:05.041 --> 00:40:06.915
‫واقعاً متأسفم.

00:40:08.583 --> 00:40:10.875
‫- متأسفم ریچ.
‫- ریچل.

00:40:21.375 --> 00:40:22.833
‫نه ریچل.

00:40:23.333 --> 00:40:28.165
‫ریچل صبر کن، صبر کن. جولز، تو چی گفتی؟.
‫گفتی... گفتی این کار جواب می‌ده

00:40:28.166 --> 00:40:31.791
‫- چرا جواب نداد؟
‫- دیگه خیلی دیر شده. متأسفم.

00:42:33.500 --> 00:42:35.374
‫طوری نیست دخترم.

00:42:35.375 --> 00:42:40.041
‫طوری نیست. همه‌چیز درست می‌شه. آروم باش.

00:42:44.166 --> 00:42:46.375
‫طوری نیست.

00:44:36.833 --> 00:44:38.125
‫برای من؟

00:44:41.291 --> 00:44:44.375
‫بالاخره اومدی سراغِ من.

00:45:35.500 --> 00:45:37.541
‫چرا این اتفاق برای تو نمی‌افته؟

00:49:04.958 --> 00:49:06.541
‫می‌دونی فندکم کجاست؟

00:49:27.875 --> 00:49:31.041
‫چیزی نیست. آروم باش.

00:49:33.166 --> 00:49:34.208
‫جود.

00:49:49.875 --> 00:49:54.625
‫واقعاً متأسفم که این اتفاق برات افتاد، خب؟

00:49:55.291 --> 00:49:56.958
‫اما یادت باشه که...

00:50:00.666 --> 00:50:02.041
‫این اتفاق واقعاً افتاد.

00:50:03.625 --> 00:50:06.457
‫پس نذار کسی غیر از این رو بهت بگه.

00:50:06.458 --> 00:50:09.250
‫طوریت نمیشه. باشه؟

00:50:10.166 --> 00:50:11.000
‫به من گوش کن.

00:50:12.625 --> 00:50:18.791
‫باید خیلی، خیلی، خیلی، خیلی زیاد توی انتخاب کسی.
‫که می‌خوای باهاش ازدواج کنی، دقت کنی

00:50:19.708 --> 00:50:22.665
‫اما نگران نباش. من اونجا هستم تا شاهد باشم، باشه؟

00:50:22.666 --> 00:50:24.041
‫باشه.

00:50:35.166 --> 00:50:36.208
‫خیلی خب.

00:50:38.708 --> 00:50:40.000
‫بعداً می‌بینمت.

00:51:14.000 --> 00:51:16.000
«نوبت توئه»

00:51:17.000 --> 00:51:47.000
« فیلم یار – مرجع دانلود فیلم و سریال » [ FilmYar ]

00:54:08.833 --> 00:54:11.625
‫ تو تازه قدم به مسیر اصلی گذاشتی

00:54:12.875 --> 00:54:15.375
‫ از روی حصار پایین اومدی

00:54:17.791 --> 00:54:20.000
‫ کلمات، سلاحِ تو هستن

00:54:21.083 --> 00:54:23.500
‫ و دروغ‌ها، سپرِ دفاعیت

00:54:25.833 --> 00:54:27.833
‫ می‌دونم چی می‌خوای

00:54:29.375 --> 00:54:31.750
‫ و همون چیزی رو می‌بینم که تو می‌بینی

00:54:34.000 --> 00:54:36.375
‫ تو دنبالِ یکی می‌گردی

00:54:38.208 --> 00:54:39.999
‫ اما اون آدم، من نیستم

00:54:40.000 --> 00:54:42.333
‫ برو سراغِ یکی دیگه

00:54:47.791 --> 00:54:51.000
‫ ما عاشقِ هم نخواهیم بود

00:54:57.166 --> 00:55:00.416
‫ حالا چشمات مثل مشعل می‌درخشن

00:55:01.750 --> 00:55:04.290
‫ حضورت مایه سعادت و خوشیه

00:55:05.916 --> 00:55:07.916
‫ هیچ‌وقت نمی‌دونستم که زمان

00:55:09.000 --> 00:55:12.166
‫ می‌تونه این‌طوری با سرعت برق و باد بگذره

00:55:15.125 --> 00:55:17.666
‫ مقاومت در برابر لمسِ تنت

00:55:19.250 --> 00:55:21.375
‫ واقعاً سخته

00:55:23.666 --> 00:55:27.249
‫ سیاره‌ها به هم برخورد می‌کنن، برخورد می‌کنن

00:55:27.250 --> 00:55:29.082
‫ با صدای بوسه تو

00:55:29.083 --> 00:55:32.000
‫ اما تو می‌تونی بری برادرت رو ببوسی

00:55:42.291 --> 00:55:48.958
‫ چون ما عاشقِ هم نخواهیم بود، نه

00:56:02.666 --> 00:56:05.083
‫ حالا داری پرده‌ها رو پایین می‌کشی

00:56:07.166 --> 00:56:09.583
‫ شعله‌های قدیمی رو دوباره روشن می‌کنی

00:56:11.166 --> 00:56:13.625
‫ باعث آشوب و ناآرامی می‌شی

00:56:15.666 --> 00:56:17.625
‫ از روی شرمساری گریه می‌کنی

00:56:19.708 --> 00:56:22.083
‫ به درها می‌کوبی

00:56:23.583 --> 00:56:25.625
‫ اسمم رو به لجن می‌کشی

00:56:27.583 --> 00:56:30.083
‫ بذرِ شک و تردید می‌کاری

00:56:31.625 --> 00:56:37.291
‫ و تقصیرها رو گردن من می‌اندازی
‫اما می‌تونی بری مادرت رو مقصر کنی

00:56:43.291 --> 00:56:44.875
‫ مادرت رو

00:56:47.250 --> 00:56:53.833
‫ چون ما عاشقِ هم نخواهیم بود

00:57:23.541 --> 00:57:26.083
‫ حالا دنیا پر از دردسر شده

00:57:27.958 --> 00:57:29.416
‫ همه ترسیدن

00:57:32.166 --> 00:57:34.166
‫ صاحب‌خونه‌ها اخم کردن

00:57:36.291 --> 00:57:38.125
‫ ظرف‌ها و کابینت‌ها خالین

00:57:40.166 --> 00:57:43.874
‫ مردم دارن تقلا می‌کنن

00:57:43.875 --> 00:57:48.165
‫ مثل سگ‌ها، برای یه تیکه سهم بیشتر

00:57:48.166 --> 00:57:50.208
‫ این ظالمانه و سخته

00:57:51.833 --> 00:57:57.291
‫ اما این‌ها هیچی نیست در مقایسه با
‫اون کاری که ما با همدیگه می‌کنیم

00:58:03.625 --> 00:58:05.500
‫ با همدیگه...